جهان معرفی و نقد كتاب

خلاصه کتاب اصل لوسیفر از هوارد بلوم

در «اصل لوسیفر»، هوارد بلوم دست به اقدامی بلندپروازانه می‌زند تا توضیحی واحد برای چرایی وجود شر در جهان بیابد.

بلوم یک چهره بحث برانگیز است. او یک بار پیشنهاد کرد که فرهنگ‌های اسلامی با فرزندان خود به شدت رفتار می‌کنند، آنها از نمایش آشکار محبت‌ها بیزار هستند و نتیجه آن جامعه‌ای از بزرگسالان خشن است. اگر فقط آنها را بیشتر در آغوش می گرفتند.

او در این کتاب اظهارات بسیاری کرده است که توسط گروه های فشار عرب به عنوان نژادپرستانه شناخته شده است. او در زندگی حرفه ای خود یکی از بزرگترین شرکت های روابط عمومی در صنعت موسیقی را تاسیس کرد. او تبلیغاتی برای AC/DC، مایکل جکسون، کیس، باب مارلی و بسیاری دیگر بود.

تز او این است که فتح، تروریسم، علم ویرانگر، سیستم های سیاسی ظالمانه همه محصولات جانبی یک قانون طبیعی هستند، اصل لوسیفر شری را که در جهان می بینیم به عنوان پیامد اجتناب ناپذیر تمایل بیولوژیکی به قدرت توصیف می کند. از نظر فلسفی، این اصل دارای زیر و بم های نیچه ای است، به این معنا که تاریخ بر اساس اراده انسان برای قدرت شکل می گیرد. بلوم تأکید می کند که این نبردها آنقدر بین افراد نیست که توسط گروه های ملی یا فرهنگی صورت می گیرد.

هر ملتی یک ابر ارگانیسم است، مجموعه‌ای از میلیاردها سلول، که هر زمان که فرصتی پیش بیاید، تلاش می‌کند تا قدرت بگیرد. و هر ابرارگانیسم شبکه عصبی یا آگاهی جمعی خود را دارد. چه چیزی این آگاهی جمعی را تشکیل می دهد؟ الگوهای رفتاری

روشی که این ابرارگانیسم افراد (جانداران) خود را به عمل زنده می کند، از طریق میم ها است. الگوهای رفتاری مجموعه‌ای از ایده‌ها هستند که خود سازماندهی می‌کنند. از مردم برای انتشار استفاده می کنند. این ایده متعلق به بلوم نیست، اما یک ایده قدیمی است، البته که توسط یونگ (ناخودآگاه جمعی) و بعدها توسط داوکینز توصیف شد. یکی از حاملان میم قدرتمندی که تاریخ را تغییر داد، کارل مارکس بود.

یک دستور نوک زدن جهانی وجود دارد، و شما یا در بالا هستید یا در پایین. ایالات متحده در حال حاضر در صدر است، اما این اشتباه است که فکر کنیم آنها برای همیشه در آنجا خواهند ماند. بقیه جهان دائماً در تلاش است تا موقعیت ایالات متحده  را تضعیف کند. از جمله چین، روسیه و ایران

در مقطعی، اقتصاد ایران توسط آمریکا حمایت می شد و ایرانیان از توسعه و ثروت قابل توجهی برخوردار بودند. اما پس از آن، زمانی که این ابرارگانیسم بهتر تغذیه شد، یک الگوی رفتاری جدید ظاهر شد که توسط آیت الله خمینی منتشر شد. این میم این بود که آمریکا شیطان بزرگ است و ایران نباید مطیع خواسته های آمریکا باشد بلکه باید در مقام رهبری باشد. این نتیجه اصل لوسیفر است.

هنگامی که زمان دشوار است، موجودات زنده رفتار محافظه‌کارانه‌تری از خود نشان می‌دهند، همانطور که در بسیاری از گونه‌های دیگر، از جمله سخت‌پوستان، صادق است.

هنگامی که یک ابر ارگانیسم برنده می شود، تستوسترون بیشتری ترشح می کند و بلندپروازتر و ریسک پذیرتر می شود. تستوسترون سلطنت مغول ها را توضیح می دهد که پس از هر نبرد پیروزمندانه جسورتر و قدرتمندتر می شدند. ایرانیان پس از توانمند شدن، جذب مم تبدیل شدن به یک ملت مسلط برای به دست آوردن منابع بیشتر و قدرت بیشتر شدند.

همانطور که بسیاری معتقدند استرس نیست که مردم را می کشد، بلکه نوع خاصی از استرس است که باعث مرگ انسان می شود. استرس بد چیزی است که افراد پس از اخراج یا اخراج از کار احساس می کنند. اما نوع خوبی از استرس وجود دارد که باعث پیشرفت و بقا می شود. این نوع استرس ضروری است. نبود استرس چیست؟ مرگ.

نکته ای که بلوم به آن اشاره می کند این است که ما شرور هستیم زیرا باید برای منابع رقابت کنیم. ما برای منابع رقابت می کنیم زیرا محدودیت های محیطی خود – فقدان منابع، قدرت، آزادی، کنترل – تحت فشار هستیم. اما این استرس ما را مجبور به نوآوری، تفکر خلاق و پیشرفت می کند.

هر ابرارگانیسمی خواه ناخواه درگیر این نژاد است. و هنگامی که ملت ها از این کار کناره گیری کردند، زمانی که متون علمی خود را سوزاندند، و از مبارزه منصرف شدند، تحت سلطه ملت های دیگر قرار می گیرند. این اتفاق برای چین افتاد – ژاپن کشوری بود که سعی کرد بر آن تسلط یابد.

از آنجایی که اصل لوسیفر یک واقعیت طبیعی است، نمی توان آن را متوقف کرد. از آسیب های زیست محیطی ناشی از جاه طلبی های انسان نمی توان با احساس گناه جلوگیری کرد، همانطور که برخی تلاش کرده اند انجام دهند. پیشرفت اجتناب ناپذیر است، حتی اگر به قیمت جان ها، ملت ها و محیط زیست بی شماری تمام شود. تنها روزنه امید برای بشر گسترش به کیهان، استعمار سیارات جدید و افزایش منابعی است که به آنها دسترسی دارد.

اما بلوم یک اشتباه بزرگ مرتکب می شود، او از الزامات بیولوژیکی برای توجیه خشونت انسانی استفاده کرده است و در آنجا متوقف می شود. جالب اینجاست که بلوم یهودی است و طبیعتاً منتقد صریح وحشت رژیم نازی است. اما بلوم مانند هیتلر به زیست شناسی به عنوان قربانی خشونت انسانی نگاه می کند. مدت ها پیش، دیوید هیوم به ما در مورد خطرات مغالطه طبیعت گرایانه هشدار داد. این آمیختگی چیزی است که با آنچه باید باشد.

درست است که انسان‌ها با انگیزه‌های تهاجمی هدایت می‌شوند، و آنها نیروهای پیشرفت هستند، اما هدف عقل انسان کنترل این انگیزه‌ها و توسل به اصول اخلاقی بالاتر است. راه حل غریزه انسان برای شر را بعید می توان در استعمار سیارات جدید یافت، بلکه در اصلاح تمدن ها یافت می شود. و این، به دور از یک ایده‌آل انتزاعی و غیر واقعی، تا کنون تنها راهی بوده است که ما موفق به پیشرفت اخلاقی شده‌ایم.

خودآگاهی از تمایل بیولوژیکی ما به شر باید هشداری برای ما در مورد خودمان باشد. ما باید از این دانش به عنوان راهنمایی برای آنچه باید اجتناب کنیم استفاده کنیم، به همان ترتیبی که الکلی اعتیاد به الکل خود را با پرهیز حل می کند، نه با نوشیدن خود در یک فراموشی کیهانی.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *