جهان معرفی و نقد كتاب

خلاصه کتاب انسان تک بعدی: مطالعاتی در ایدئولوژی جامعه صنعتی پیشرفته از هربرت مارکوزه

انسان تک بعدی: مطالعاتی در ایدئولوژی جامعه صنعتی پیشرفته نوشته مارکوزه متنی کلاسیک است که به طور گسترده توسط افراد زیادی خوانده شده و مورد بحث قرار گرفته است. مارکوزه در این کتاب استدلال می کند که جامعه صنعتی پیشرفته انسانی تک بعدی را خلق کرده است که قادر به رویارویی رضایت بخشی با چالش های جدید مدرنیته نیست. او نحوه تغییر روابط انسان با جهان را بررسی می کند و اینکه چگونه این امر منجر به کاهش توانایی های انسان شده است. مارکوزه یک مورد قانع کننده برای درک وضعیت کنونی به عنوان بحرانی ارائه می دهد که نیازمند تغییرات اساسی است.

این یک خواندن متراکم و چالش برانگیز است. این مملو از مفاهیم فلسفی و نظری است که درک آنها در ابتدا دشوار است. اما هنگامی که از نوشته های متراکم عبور کنید، پیام اصلی مارکوزه واضح است. او استدلال می کند که جامعه صنعتی پیشرفته – جایی که مردم به طور مداوم از طریق فناوری به دنیای اطراف خود متصل می شوند – وجودی تک بعدی است که انسانیت واقعی را از مردم سلب می کند.

مارکوزه می گوید که انسان تک بعدی موجودی غیرانسانی است که از هر گونه احساس تعالی یا خودآگاهی تهی است. علاوه بر این، مارکوزه معتقد است که انسان تک بعدی محصول جامعه اوست و او نمی تواند با تغییراتی که در جامعه صنعتی پیشرفته رخ داده است کنار بیاید.

این کتاب به سه بخش تقسیم شده است. بخش اول به تاریخچه مفهوم انسان تک بعدی می پردازد. بخش دوم به این موضوع می پردازد که چگونه انسان تک بعدی محصول جامعه خود است. بخش سوم به راه هایی می پردازد که انسان تک بعدی قادر به کنار آمدن با تغییراتی است که در جامعه صنعتی پیشرفته رخ داده است.

در بخش اول، مارکوزه تاریخچه مفهوم انسان تک بعدی را مورد بحث قرار می دهد. او استدلال می کند که انسان تک بعدی محصول جامعه صنعتی پیشرفته است و نمی تواند با تغییراتی که روی داده است کنار بیاید. برای مثال، مارکوزه در فصل تسخیر طبیعت به این موضوع می پردازد که چگونه انسان تک بعدی قادر به مقابله با تغییراتی است که در جهان طبیعی رخ داده است. در فصل بربریت جدید، مارکوزه به این موضوع می پردازد که چگونه انسان تک بعدی قادر به مقابله با تغییراتی است که در جهان اجتماعی رخ داده است. مارکوزه در فصل محدودیت های انسان تک بعدی به این موضوع می پردازد که چگونه انسان تک بعدی قادر به رویارویی با تغییراتی است که در دنیای انسانی رخ داده است.

تسخیر طبیعت
اجازه دهید شرح مفصل تری از این فصل ارائه دهیم. مارکوزه در آن استدلال می کند که انسان تک بعدی قادر به مقابله با تغییراتی است که در جهان طبیعی رخ داده است. او از چه تغییراتی صحبت می کند؟ به عنوان مثال، او اشاره می کند که چگونه پیشرفت های تکنولوژیکی جهان طبیعی را برای انسان تک بعدی قابل دسترس تر کرده است. مارکوزه در این زمینه می نویسد: «انسان تک بعدی با آگاهی از دنیای جدید طبیعت، می تواند آن را با چشم دانشمند مشاهده کند. می توان با ابزارهای جدید مشاهده وارد دنیای طبیعت شد.» (ص ۲۵) به عبارت دیگر، انسان تک بعدی اکنون می تواند جهان طبیعی را به گونه ای دیگر ببیند. در گذشته، انسان تک بعدی جهان طبیعی را به عنوان یک بیابان می دید که باید تسخیر شود. حال، انسان تک بعدی می تواند آن را به عنوان منبعی ببیند که می تواند برای سرگرمی یا سود خود از آن استفاده کند.

بربریت جدید
مارکوزه در این فصل به این موضوع می پردازد که چگونه انسان تک بعدی قادر به مقابله با تغییراتی است که در جهان اجتماعی رخ داده است. به عنوان مثال، او استدلال می کند که انسان تک بعدی قادر به کنار آمدن با شیوه تغییر جامعه نیست. مارکوزه می نویسد: «[انسان تک بعدی] قادر به پاسخگویی به خواسته های چندگانه یک جامعه کثرت گرا و به سرعت در حال تغییر نیست. او هم صلاحیت و هم شجاعت برخورد با جامعه‌ای را که دیگر حول اشکال سنتی اقتدار و تداوم سازماندهی نشده است، ندارد.» (ص ۲۶) به عبارت دیگر، انسان تک بعدی قادر به مقابله با جهان اجتماعی در حال تغییر نیست. . این به این دلیل است که انسان تک بعدی به گونه ای اجتماعی شده است که معتقد است جهان باید به گونه ای خاص سازماندهی شود. در گذشته، انسان تک بعدی جامعه را مکانی می دید که می توانست هدف روشنی داشته باشد. حال، انسان تک بعدی نمی تواند جامعه را به مثابه مکانی که معنا دارد ببیند. او فقط می تواند آن را مکانی ببیند که می تواند برای فرار از واقعیت به آنجا برود. به عنوان مثال، او می تواند جامعه را مکانی ببیند که در آن می تواند بازی های ویدیویی انجام دهد یا تلویزیون تماشا کند.

این از دست دادن معنا و هدف منجر به از بین رفتن احترام جامعه شده است. انسان تک بعدی اکنون بسیار بخشی از جامعه است، اما به آن احترام نمی گذارد. او به روشی که جامعه در آن سازماندهی شده یا به روشی که جامعه از او مطالبه می کند احترام نمی گذارد. در نتیجه، انسان تک بعدی برای تطبیق با جامعه کثرت گرا بسیار دشوار است. این تغییر چگونه به وجود آمده است؟ این به این دلیل به وجود آمده است که انسان تک بعدی از جهان طبیعی جدا شده است. او از نحوه سازماندهی جهان جدا شده است. این بدان معنی است که او جهان را به گونه ای نمی بیند که با دیدگاه تک بعدی او سازگار باشد.

حال باید پرسید که این دیدگاه تک بعدی چیست؟ مارکوزه نمونه ای از این دیدگاه را در کتاب خود آورده است: «این یک دیدگاه بسیار فنی است. این دیدگاه فرد به عنوان «من» است (که در «نظریه من» همان «من» است). این دیدگاهی است که بر این باور است که فرد حق دارد در مورد سرنوشت خود تصمیم بگیرد. این دیدگاهی است که جهان را مکانی می بیند که در آن فرد می تواند یک زندگی لذت بخش یا یک زندگی ناشاد را انتخاب کند. این دیدگاهی است که کاملاً تحت سلطه نیازها و خواسته های خود فرد است. دیدگاهی است که کاملاً از دنیای اجتماعی بریده شده است. این دیدگاهی است که کاملاً فردگرایانه و نیهیلیستی است. این دیدگاهی است که جهان را مکانی می بیند که در آن هیچ معنا و هدفی وجود ندارد. بنابراین انسان تک بعدی محصول جهانی است که در آن زندگی می کند. او محصول جهانی است که از جهان طبیعی جدا شده است.

محدودیت های انسان تک بعدی
در این زمینه توجه به این نکته ضروری است که انسان تک بعدی به حوزه سیاسی محدود نمی شود. انسان تک بعدی نیز در ظرفیت درک و قدردانی از هنر محدود است. این به این دلیل است که هنر اغلب از وضعیت موجود انتقاد می کند. به عنوان مثال، بسیاری از آثار هنری به نحوه سازماندهی جامعه انتقاد می کنند. علاوه بر این، بسیاری از آثار هنری به شیوه زندگی انسان تک بعدی انتقاد می کنند. این به این دلیل است که هنر اغلب در مورد به چالش کشیدن وضعیت موجود است. انسان تک بعدی قادر به درک این موضوع نیست زیرا او اجتماعی شده است تا معتقد باشد که وضعیت موجود خوب است. این بدان معناست که انسان تک بعدی قادر به قدردانی از هنر منتقد جامعه نیست. علاوه بر این، انسان تک بعدی نیز در توانایی درک و درک فلسفه محدود است. این به این دلیل است که فلسفه اغلب از شیوه سازماندهی جهان انتقاد می کند.

به طور خلاصه، این کتاب در مورد راهی است که در آن انسان تک بعدی از جهان طبیعی جدا شده است. این قطع ارتباط باعث از بین رفتن احترام جامعه شده است. علاوه بر این، انسان تک بعدی از نظر ظرفیت درک و درک هنر، فلسفه و حوزه سیاسی نیز محدود است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *