جهان معرفی و نقد كتاب

خلاصه کتاب جریان: روانشناسی تجربه بهینه از میهای چیک‌سنت‌میهایی

میهای دو کار را از طریق این کتاب درخشان انجام می دهد. اول این که او مفهوم شادی را دوباره تعریف می کند، و دوم اینکه به شما نشان می دهد چگونه به این حالت شادی – Flow دست یابید. فرقی نمی‌کند که چه کسی هستید، چه درون‌گرا یا برون‌گرا، مدیر عامل شرکت یا کارگر یدی، یک مرد هجده ساله یا یک زن شصت ساله – این کتاب قوی‌تر و عمل‌گراتر است. مسیر خوشبختی

استاد آگاهی
ایده اول تسلط بر آگاهی است. هشیاری خود را حاوی ذخیره محدودی از انرژی و فعالیت هایی که در طول روز به عنوان مصرف کنندگان این انرژی انجام می دهید، در نظر بگیرید. مهارتی که تعداد کمی از ما آن را پرورش می دهیم این است که بتوانیم نحوه صرف توجه (یا انرژی) خود را کنترل کنیم. شما خود را در حالت اضطراب، حواس پرتی و سرخوردگی دائمی می بینید. دلیل آن این است که شما در مقابله با هرج و مرج بد هستید. و شما از سرگرمی، مواد مخدر یا الکل استفاده می کنید تا نظمی به آن هرج و مرج بیاورید. اما برخورد با هرج و مرج به این روش نشانه واضحی است که شما هنوز بر آگاهی خود تسلط ندارید – مهارت ارزشمند هدایت انرژی خود را به روشی متمرکز برای مدت زمان طولانی پرورش نداده اید.

برای تسلط بر آگاهی خود – باید در فعالیت هایی شرکت کنید که هر روز ساعت ها تمرین متوالی را می طلبد. اما می توانید استدلال کنید که انجام این کار غیرعملی است و با اهداف بیرونی شما در تضاد است. و هیچ ایرادی در آن وجود ندارد، اما مشکل زمانی است که «حال را به طور کامل نادیده می گیرید تا امکان آینده ای بهتر وجود داشته باشد».

گرفتار شدن در دام تمایلات طبیعی خود – مانند غذا یا رابطه جنسی – آسان است، اما انجام این کار به طور معمول توانایی شما را برای کنترل روان خود ضعیف می کند.

تخمین زده می شود که شما – به طور متوسط ​​- حدود ۱۸۵ میلیارد بیت اطلاعات را در طول عمر خود پردازش خواهید کرد. این بیش از حد یا دست کم گرفتن است. اگر از قدرت های صرفه جویی در زمان فناوری برای تمرکز بر اطلاعات با کیفیت بالاتر استفاده کنید، ممکن است دست کم گرفته شود. اما اگر تصمیم بگیرید که وقت خود را بدون فکر صرف مصرف تلویزیون کنید، بیش از حد تخمین زده می شود. کیفیت زندگی شما با نوع اطلاعاتی که به آگاهی خود اجازه می دهید تعیین می شود.

“توجه توسط خود شکل می گیرد، که به نوبه خود توسط توجه شکل می گیرد.” میهای

زندگی در زمان حال
چالش امروز این است که فرد دیگر به پاداش های بیرونی اهمیت نمی دهد، بلکه یاد می گیرد به جای آن به خود پاداش دهد. این آسان است زیرا در دستان شماست، اما سخت است زیرا به نظم و انضباط بسیار زیادی نیاز دارد.

رالف والدو امرسون: «ما همیشه می‌خواهیم زندگی کنیم، اما هرگز زندگی نمی‌کنیم».

کنترل آنچه امروز برای شما مهم است مستلزم آن است که چیزهایی را که آموخته اید نابود کنید. به شما آموزش داده شده است که به تعویق انداختن لذت برای منافع آینده تنها چیزی است که اهمیت دارد. در مدرسه، محل کار، و تا زمانی که بازنشسته نشوید، هرگز نمی توانید آینده درخشانی را که مدام به خود وعده می دهید، زندگی کنید.

قانون شکنی
«موثرترین شکل اجتماعی شدن زمانی حاصل می‌شود که مردم آنقدر با نظم اجتماعی آشنا شوند که دیگر نتوانند تصور کنند که هیچ یک از قوانین آن را زیر پا می‌گذارند».

فلو، میهالی سیکسزنت میهالی
مهم است که میزان وابستگی خود را به جامعه کنترل کنید – در غیر این صورت، به راحتی می توانید برای اهداف دیگران مورد سوء استفاده قرار بگیرید. هنگامی که یاد می گیرید از تجربیات روزمره خود لذت ببرید، خود را از قید و بند جامعه رها می کنید – به این ترتیب که دیگر نباید با وعده فردای بهتر مطابقت داشته باشید. شما سعادت را در زمان حال تجربه می کنید.

شما به اهداف اجتماعی مانند تناسب اندام، ثروتمند بودن، داشتن رابطه جنسی و اعمال تسلط بر دیگران وسواس دارید. و در حالی که اینها ممکن است در این زمان برای شما جایگاه اجتماعی در فرهنگ شما به ارمغان بیاورد، استفاده از منابع شما مشکوک است. شاید بهتر باشد مانند هنرمندی باشیم که به جای پایبندی به تصورات از پیش تعیین شده سفت و سخت در مورد آنچه که باید یک زندگی ایده آل را تعریف کند، دائماً حرکات خود را بر اساس بازخوردهایی که دریافت می کند ارزیابی می کند.

جریان
آنتروپی روانی زمانی است که خود مختل می شود. خود با هر هدفی که برای ارزش گذاری انتخاب می کنید شناسایی می شود. اختلالات داخلی جزئی وجود دارد – مانند پنچر شدن لاستیک ها که شما را از کارتان منحرف می کند و اختلالات داخلی بزرگی وجود دارد – مانند یک رویداد آسیب زا که شما را به طور کامل از دستیابی به اهدافتان دور می کند.

جریان مخالف آنتروپی روانی است. افرادی که آن را تجربه می کنند، بدون مزاحمت به اهداف خود با موفقیت دست یافته اند. این باعث می شود که آنها با اعتماد به نفس و قدرتمند شوند. مبارزه برای به دست آوردن جریان، نبرد نهایی برای خود است.

آنچه جریان را تشکیل می دهد را می توان به هشت قسمت تقسیم کرد.

با کارهایی که شانس تکمیل آنها را دارید، مقابله کنید.
بتوانید روی فعالیت تمرکز کنید.
اهداف روشن
بازخورد فوری
مشارکت عمیق و بدون زحمت که نگرانی ها و ناامیدی ها را از بین می برد
تجربیات لذت بخش به افراد اجازه می دهد تا کنترل عمیقی بر فعالیت های خود داشته باشند
نگرانی برای خود از بین می رود
تجربه زمان تحریف شده است.

جراح کسی است که جریان را به طور معمول تجربه می‌کند، و او هرگز نمی‌خواهد به سمت پزشکی داخلی برود – او ترجیح می‌دهد ده برابر کمتر از انجام عمل جراحی درآمد داشته باشد تا اینکه کاری را بدون بازخورد فوری انجام دهد.

اما Flow قرار نیست به یک حرفه محدود شود، بلکه راهی جدید برای رویکرد به زندگی است. البته، اولین گام این است که در محل کار یا از طریق سرگرمی مورد علاقه خود حالت Flow را پرورش دهید، اما هدف نهایی یافتن Flow در هر کاری است که انجام می دهید.

اتوتلیک
فعالیت اتوتلیک فعالیتی است که به خاطر خود انجام می شود – نه برای پاداش. در یونانی، “auto” به معنای “خود” است و “telic” به معنای “telos” یا “هدف” است. معامله گر مالی که در بازار سهام بازی می کند می تواند این کار را برای سود مالی انجام دهد اما همچنین می تواند این کار را انجام دهد تا مهارت خود را برای پیش بینی آینده تقویت کند. به همین ترتیب، معلم می تواند آموزش را برای کسب درآمد انتخاب کند، اما همچنین به این دلیل که از تعامل با کودکان لذت می برد.

در هر دو مورد، یک رویداد در حال رخ دادن است، اما تجربه رویداد بر اساس انگیزه های عامل تغییر می کند. شما نمی توانید از فعالیتی که فقط انگیزه بیرونی برای مدت طولانی دارد لذت ببرید.

برخلاف فرد اسکیزوفرنی که مجبور است با اطلاعات ناخوشایند مقابله کند، شخصیت اتوتلیک می‌تواند تمام محرک‌های نامربوط را مسدود کند و بر روی کار مورد نظر تمرکز کند. در حالی که یک شخصیت اتوتلیک تا حدی یک “ارثیه بیولوژیکی” است – همچنین یک توانایی است که برای تزکیه باز است.

فردی که به جای اینکه نگران خود باشد به یک تعامل توجه می کند، به یک «نتیجه متناقض» می رسد. آنها احساس یک فرد بودن نمی کنند، با این حال خود آنها قوی تر می شود.” به نظر می رسد برعکس این نیز صادق باشد. کسی که بیش از حد به خود اهمیت می دهد بیش از حد احساس می کند که یک فرد است و در عین حال خود ضعیف تر می شود.

موانع جریان
حالت جریان در تعادل بین کسالت و اضطراب اتفاق می افتد. چالش زیاد باعث ایجاد اضطراب می شود، در حالی که کم باعث ایجاد خستگی می شود. و جریان بسته به نحوه استفاده شما می تواند خوب یا بد باشد.

خودآگاه و خود محور به سختی به جریان می رسد. هر دو فاقد سیالیت توجه لازم هستند. اگر دائماً نگران این هستید که دیگران چه فکر می کنند و چگونه شما را ارزیابی می کنند – برای مدت طولانی نمی توانید توجه خود را روی یک فعالیت واحد متمرکز کنید. به همین ترتیب، فرد خودمحور فقط به فایده عملکردی اطلاعات جدید فکر می کند و بنابراین نمی تواند چیزی را به خاطر خود تجربه کند. و شخصیت خودمحور نمی تواند به رشد دست یابد زیرا تمام انرژی روانی آنها به سمت انجام وظایف فعلی – به جای کشف کارهای جدید – هدایت می شود.

“مواد مخدر تصورات شما را در مورد آنچه ممکن است و آنچه می توانید انجام دهید کاهش می دهد – تا زمانی که آنها در تعادل باشند.” آنها به طور موثر جاه طلبی شما را نابود می کنند. تحت تأثیر مواد، نمی توانید به اندازه کافی روشن فکر کنید که هنر بسازید یا کار کنید یا به اندازه کافی پیچیده شوید.

بدون شخصیت اتوتلیک، خود کار برای دستیابی به فلو بی فایده است. اما یک جراح ممکن است با وجود داشتن شغلی که برای دستیابی به فلو بسیار مساعد است بدبخت باشد، در حالی که جوشکاری که شخصیت اتوتلیک دارد می تواند از کار خود لذت بی پایان ببرد.

خطرات جریان
مانند هر فعالیت جریانی، حتی نوشتن نیز می تواند خطرناک شود. وقتی به نوشتن اعتیاد پیدا می کنید و دیگر نمی توانید بر آن کنترل آگاهانه داشته باشید، سعی می کنید تمام مشکلات خود را از طریق آن حل کنید. این ناکارآمد و معکوس می شود. اما وقتی از آن به عنوان ابزاری برای کنترل تجربه استفاده می‌شود و اجازه نمی‌دهید ذهن شما را کنترل کند، به ابزاری برای «ظرافت بی‌پایان و پاداش‌های غنی» تبدیل می‌شود.

قمار یک فعالیت جریان خطرناک است. این نوعی رفتار مازوخیستی است. هر شکلی از تجربه مستقیم نسبت به وضعیت هرج و مرج درونی که از فعالیت های بدون ساختار ناشی می شود ترجیح داده می شود – مانند مواد مخدر یا قمار. آنها به شما یک حس توهمی و لحظه ای کنترل می دهند، اما شما واقعاً در کنترل نیستید، و از طریق این فعالیت ها بر آگاهی خود تسلط نخواهید داشت.

افسانه اوقات فراغت ارزشمند
“آینده نه تنها متعلق به انسان تحصیلکرده، بلکه متعلق به انسانی است که آموزش دیده است تا از اوقات فراغت خود عاقلانه استفاده کند.”

– C.K. برایت بیل
ارزش اوقات فراغت یک افسانه است. اکثر مردم گزارش می دهند که در حالی که در حالت جریان هستند، از اوقات فراغت احساس کسل کننده و بی حوصلگی می کنند. به جای گوش دادن به احساسات حسی مستقیم آنها، نظرات افراد درباره کار توسط کلیشه های فرهنگی شکل می گیرد که کار را به عنوان چیزی که به هر قیمتی باید از آن اجتناب کرد، شکل می دهد.

استدلال مخالف این است که مردم ترجیح می‌دهند همیشه سطح بالایی از تمرکز را حفظ نکنند و به چند ساعت در روز برای استراحت و تمرکز نیاز دارند، اما شواهد خلاف این را نشان می‌دهند. کشاورزانی وجود دارند که پس از یک روز کاری طولانی، ترجیح می‌دهند در فعالیت‌های فراغت پرتحرک و فعال شرکت کنند. به نظر می رسد این ایده که ما باید از هم جدا شویم بیش از هر چیز دیگری یک مشکل ادراکی است.

«افراد اوقات فراغت خود را با نایب‌کاری با دیگران تلف می‌کنند. با تماشای ورزشکاران، نوازندگان به جای اینکه خودشان این کار را انجام دهند، اجرا می کنند. به دنبال هنر و برنامه های تلویزیونی ماجراجویی به جای خلق هنر و رفتن به ماجراجویی های خود هستند.»

فلو، میهالی سیکسزنت میهالی
پرداختن به اوقات فراغت از طریق فعالیت‌هایی که نیاز به تمرکز دارد، مهارت‌ها را افزایش می‌دهد و منجر به رشد خود می‌شود، مانند تماشای تلویزیون یا مصرف مواد نیست. هر دوی این فعالیت ها راه هایی برای مقابله با تهدیدات آشوب و دفاع در برابر اضطراب هستی شناختی هستند. اما اولی منجر به رشد می شود، در حالی که دومی فقط ذهن را از گره خوردن باز می دارد. فردی که به ندرت حوصله اش سر می رود و دائماً برای لذت بردن از لحظه نیاز به محیط بیرونی مساعد ندارد، امتحان خود را برای دستیابی به یک زندگی خلاق پس داده است.

در بررسی کامل ماهیت تجربیات بهینه، میهای به ما نشان می‌دهد که چرا رسیدن به فلو با اشاره واضح به هویج و چوب ضروری است – در صورتی که به اندازه کافی عاقل نباشیم که توصیه‌های او را نادیده بگیریم. دستیابی به جریان به این معنی است که شما بر آگاهی خود استاد می شوید، رشد مداوم را تجربه می کنید، از فعالیت هایی که هر روز انجام می دهید معنا و لذت می برید. در دستیابی به Flow شکست می خورید و شما محکوم به زندگی پر از درماندگی، اضطراب، سرخوردگی و رکود هستید. فراخوان یافتن فلو در خطر را نادیده بگیرید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *