جهان معرفی و نقد كتاب

خلاصه کتاب جنگ تراشه ها از کریس میلر

«جنگ تراشه‌ها» یک کاوش جذاب در دنیای پر خطر فناوری نیمه‌رسانا است. این کتاب به پویایی های پیچیده صنعت تراشه جهانی می پردازد و سیر تکامل این فناوری حیاتی را از ابتدای پیدایش تا وضعیت فعلی آن ردیابی می کند. این گزارش مفصلی از رقابت شدید، اتحادهای استراتژیک و رقابت های شدیدی که این صنعت را شکل داده است، ارائه می دهد. نویسنده همچنین با در نظر گرفتن تأثیر روندهای نوظهور مانند هوش مصنوعی، محاسبات کوانتومی و فناوری نانو، پیش‌بینی‌های روشنگری در مورد آینده فناوری تراشه ارائه می‌کند.

در «جنگ تراشه‌ها»، خوانندگان به درک عمیقی از عوامل فنی، اقتصادی و ژئوپلیتیکی که صنعت تراشه را هدایت می‌کنند، دست خواهند یافت. این کتاب همچنین بر نقش محوری نیمه هادی ها در بخش فناوری گسترده تر و تأثیر آنها بر پویایی قدرت جهانی تأکید می کند. برای هر کسی که علاقه مند به درک نیروهایی که آینده تکنولوژیکی ما را شکل می دهند، خواندن آن ضروری است.

در این صفحه، خلاصه‌های مفصلی از هر فصل از «جنگ تراشه‌ها» ارائه می‌کنیم. این خلاصه‌ها، نکات کلیدی و بینش‌های هر فصل را مشخص می‌کند و یک نمای کلی از کتاب ارائه می‌کند. چه علاقه‌مند به فناوری باشید، چه حرفه‌ای در صنعت فناوری، یا صرفاً در مورد دنیای نیمه‌رساناها کنجکاو باشید، این خلاصه‌های فصل، بینش‌های ارزشمندی را در مورد دنیای جذاب «جنگ تراشه‌ها» ارائه می‌کنند.

فصل ۱
جنگ جهانی دوم یک لحظه تعیین کننده در تاریخ بشر بود که تأثیرات گسترده ای بر فناوری، جامعه و اقتصاد جهانی داشت. مشخصه این درگیری فرسایش صنعتی بود و تولید تانک‌ها، کشتی‌ها و هواپیماهای ایالات متحده از مجموع قدرت‌های محور پیشی گرفت. تجربیات آکیو موریتا در ژاپن، موریس چانگ در چین و اندی گروو در مجارستان، هر کدام چالش‌های منحصربه‌فردی را که افراد در طول جنگ با آن‌ها مواجه بودند، نشان می‌دهد.

با نزدیک شدن به پایان جنگ در سال ۱۹۴۵، بسیاری از مردم حدس می زدند که عصر اتمی جدیدی در حال ظهور است، عصری که با فناوری های پیشرفته مانند موشک و رادار تعریف می شود. این تا حدی توسط پیشرفت های سریع در قدرت محاسباتی که در طول جنگ اتفاق افتاد، تقویت شد. قبل از اختراع رایانه ها، انسان ها برای محاسبات به چرتکه و ماشین حساب های مکانیکی تکیه می کردند، اما این روند کندی بود که به تلاش قابل توجهی نیاز داشت. نیاز به قدرت محاسباتی سریعتر و توانمندتر در طول جنگ باعث سرمایه گذاری در توسعه رایانه های مکانیکی شد که این زمینه را به طور قابل توجهی سرعت بخشید.

در طول رکود بزرگ، گروهی از کامپیوترهای انسانی توسط اداره پیشرفت کار برای انجام محاسبات پیچیده به کار گرفته شدند. با این حال، حتی قبل از جنگ، سرمایه‌گذاری در پروژه‌هایی برای تولید رایانه‌های مکانیکی با قابلیت‌تر جریان داشت که به عنوان ابزاری کلیدی برای حل مشکلات پیچیده تلقی می‌شد. یکی از این نمونه ها ساخت بمب های مکانیکی بود که برای کمک به هوانوردان برای ضربه زدن به اهدافشان استفاده می شد. با این حال، این دستگاه ها به دلیل این واقعیت که آنها فقط تعداد محدودی از ورودی ها را برای تولید یک خروجی پردازش می کردند، دقت محدودی داشتند.

با ظهور بارهای الکتریکی، کامپیوترهای الکتریکی اولیه قادر به انجام محاسبات بسیار وسیع تری بودند. این امر با استفاده از سیستم‌های شمارش باینری و لوله‌های خلاء امکان‌پذیر شد، که می‌توان آن‌ها را برای تغییر اتصالات بین آنها برنامه‌ریزی کرد و قابلیت برنامه‌ریزی مجدد را ممکن کرد. با این حال، فناوری لوله خلاء بیش از حد دست و پا گیر، کند و غیرقابل اعتماد بود که به طور گسترده مورد استفاده قرار نگرفت. برای مثال کامپیوتر ENIAC یک اتاق کامل را اشغال کرد، اما فقط صدها عدد در ثانیه را سریعتر از هر ریاضیدان دیگری ضرب می کرد و برای برنامه های کاربردی مانند شکستن کد مفید است.

در خاتمه، جنگ جهانی دوم نقطه عطفی در توسعه قدرت محاسباتی بود، که درگیری باعث سرمایه‌گذاری در این زمینه و سرعت بخشیدن به پیشرفت‌های فناوری شد. از استفاده از چرتکه و ماشین‌حساب‌های مکانیکی گرفته تا توسعه رایانه‌های الکتریکی اولیه، جنگ تأثیر عمیقی بر حوزه محاسبات داشت و راه را برای انقلاب دیجیتالی که به دنبال داشت هموار کرد.

فصل ۲
ویلیام شاکلی فیزیکدان و فیزیکدان نظری مشهوری بود که به خاطر کارهای پیشگامانه اش در زمینه نیمه هادی ها شهرت داشت. او در لندن و در یک مهندس معدن به دنیا آمد و در پالو آلتو، کالیفرنیا بزرگ شد. شاکلی مدرکی را از کلتک دریافت کرد و تا دکترای فیزیک از MIT ادامه داد. او در آزمایشگاه‌های بل، یکی از تأثیرگذارترین مراکز علم و مهندسی در آن زمان، کار می‌کرد و در نیمه‌رساناها، دسته‌ای از مواد که جریان را با افزودن مواد خاص و اعمال میدان الکتریکی هدایت می‌کردند، تخصص داشت.

علیرغم رفتار مشمئز کننده‌اش، شاکلی یک فیزیکدان برجسته در نظر گرفته می‌شد و در سال ۱۹۴۵ نظریه «دریچه حالت جامد» را ارائه کرد که به عنوان دریچه باز و بسته‌کننده جریان الکترون‌ها عمل می‌کرد. با وجود شهود و تخصص او، خواص الکتریکی نیمه هادی ها تا اواخر دهه ۱۹۴۰ مرموز و غیرقابل توضیح باقی ماندند. دو تن از همکاران شاکلی، والتر براتین و جان باردین، با ساختن دستگاهی که رشته‌های طلا را روی یک بلوک ژرمانیوم اعمال می‌کرد، صحت نظریه‌های او را ثابت کردند. این دستگاه که ترانزیستور نام دارد برای تقویت سیگنال در تلفن ها و سایر دستگاه ها و جایگزینی لوله های خلاء مفید بود.

شاکلی عصبانی بود و خود را در اتاق هتل حبس کرد تا نوع جدیدی از ترانزیستور بسازد که از سه تکه مواد نیمه هادی تشکیل شده بود که می توانست به عنوان یک کلید نیز عمل کند. آزمایشگاه بل در ژوئن ۱۹۴۸ یک کنفرانس مطبوعاتی برای اعلام اختراع خود برگزار کرد، اما رسانه ها با استقبال خوبی مواجه نشدند. با وجود این شکست، شاکلی به خاطر کارش بر روی ترانزیستور جایزه نوبل فیزیک را دریافت کرد.

در پایان، ویلیام شاکلی یک فیزیکدان و فیزیکدان نظری پیشگام بود که سهم قابل توجهی در زمینه نیمه هادی ها داشت. کار او بر روی ترانزیستور راه را برای الکترونیک مدرن هموار کرد و جایزه نوبل فیزیک را برای او به رسمیت شناخت. شاکلی علیرغم رفتار مشمئز کننده اش، همیشه به عنوان یک فیزیکدان درخشان و پیشگام در زمینه الکترونیک در یادها باقی خواهد ماند.

فصل ۳
اختراع ترانزیستور توسط ویلیام شاکلی انقلابی در دنیای الکترونیک ایجاد کرد. با این حال، چالش تولید انبوه ترانزیستور برای جایگزینی لوله های خلاء یک معضل مهندسی بود. شاکلی Shockley Semiconductor را با هدف ساخت بهترین ترانزیستورها و صدور مجوز فناوری از AT&T تأسیس کرد. بازار ترانزیستورها نامشخص بود و مشخص نبود که آیا ترانزیستورها باید عملکرد بهتری نسبت به لوله های خلاء داشته باشند یا با هزینه کمتر تولید شوند یا خیر.

پیچیدگی سیم کشی بین هزاران ترانزیستور در رایانه ها یک چالش بود، اما جک کیلبی در تگزاس اینسترومنتز سعی داشت آن را ساده کند. کیلبی یک مهندس باهوش و نرم زبان بود که یکی از اولین کسانی بود که خارج از آزمایشگاه بل از ترانزیستور استفاده کرد. تگزاس اینسترومنتز در ابتدا برای تولید تجهیزات با استفاده از امواج لرزه ای برای حفاری نفت تاسیس شد اما پس از جنگ جهانی دوم، مهندسانی را برای ساخت سیستم های نظامی استخدام کردند. کیلبی در دوره تعطیلات جولای شرکت وارد دالاس شد و وقت داشت در آزمایشگاه کار کند. او ایده مونتاژ چندین جزء را بر روی یک قطعه از مواد نیمه هادی یکسان و در نتیجه اختراع مدار مجتمع یا تراشه مطرح کرد.

هشت مهندس از آزمایشگاه نیمه هادی ویلیام شاکلی کار را ترک کردند و شرکت خود را با نام Fairchild Semiconductor تأسیس کردند. این مهندسان که به “هشت خائن” نیز معروف هستند، به طور گسترده ای به عنوان بنیانگذار سیلیکون ولی شناخته می شوند. باب نویس، رهبر گروه، اشتیاق رویایی به میکروالکترونیک داشت. تا زمانی که Fairchild تأسیس شد، علم ترانزیستورها کاملاً واضح بود، اما ساخت آنها با اطمینان هنوز یک چالش بود.

ژان هورنی روشی را برای ساخت تمام قسمت‌های یک ترانزیستور با قرار دادن یک لایه دی اکسید سیلیکون محافظ روی صفحه‌ای از سیلیکون ایجاد کرد و از قرار گرفتن در معرض ناخالصی‌ها و هوا جلوگیری کرد. رابرت نویس متوجه شد که «روش مسطح» هورنی می‌تواند برای تولید چندین ترانزیستور روی یک تراشه سیلیکونی، با استفاده از خطوط فلزی برای هدایت الکتریسیته بین ترانزیستورها استفاده شود. نسخه مدار مجتمع Noyce هیچ سیم مستقلی نداشت و در یک بلوک از مواد ساخته شده بود.

نویس و گوردون مور دریافتند که کوچک سازی و بهره وری الکتریکی ترکیبی قدرتمند هستند. مدار مجتمع Noyce نسبت به ترانزیستور mesa بسیار قابل اعتمادتر و کوچک‌سازی آن آسان‌تر بود، اما در ابتدا هزینه ساخت آن ۵۰ برابر بیشتر بود. اگرچه اختراع Noyce درخشان بود، اما برای موفقیت نیاز به بازار داشت. توسعه ترانزیستور و مدار مجتمع نقطه عطفی مهم در تاریخ الکترونیک بود که منجر به ایجاد دستگاه‌های محاسباتی و ارتباطی مدرن شد.

فصل ۴
پرتاب اسپوتنیک توسط اتحاد جماهیر شوروی در سال ۱۹۵۷ یک بحران اعتماد در ایالات متحده ایجاد کرد و منجر به یک برنامه سقوط برای رسیدن به برنامه موشکی و موشکی شوروی شد. رئیس جمهور جان اف کندی اعلام کرد که ایالات متحده مردی را به ماه می فرستد که منجر به افزایش تقاضا برای رایانه های هدایت فضاپیمای آپولو شد.

این فرصتی را برای شرکت هایی مانند Fairchild و Texas Instruments که پتانسیل را در مدارهای مجتمع دیدند، فراهم کرد تا تراشه های خود را در اختیار ناسا قرار دهند. رابرت نویس، یکی از بنیانگذاران Fairchild، علاوه بر ناسا، قیمت‌ها را برای مشتریان نیز تخفیف داد، در حالی که پت هاگرتی از تگزاس اینسترومنتز، پتانسیل مدار مجتمع کیلبی را برای استفاده در تمام الکترونیک نظامی دید و شرط موفقیت‌آمیز فروش تراشه‌ها را به ارتش انجام داد.

قرارداد Minuteman II تجارت تراشه TI را متحول کرد، به طوری که تا سال ۱۹۶۵ ۶۰ درصد از فروش تراشه به نیروی هوایی ارسال شد. موفقیت رایانه آپولو عمدتاً به دلیل تراشه های Noyce و تأیید ناسا بود، در حالی که قراردادهای نظامی از طرف ناسا پنتاگون تجارت تراشه TI را متحول کرد. این سوال باقی می ماند که آیا TI می تواند تراشه ها را برای پاسخگویی به تقاضا به تولید انبوه برساند یا خیر.

فصل ۵
جی لتروپ، فارغ‌التحصیل MIT با تجربه کار در آزمایشگاه دولتی ایالات متحده، در ۱ سپتامبر ۱۹۵۸ به تگزاس اینسترومنتز (TI) پیوست. این مدت کوتاهی پس از گذراندن تابستان پربار جک کیلبی در آزمایشگاه‌های TI بود. در آن زمان، Lathrop با چالش کوچک کردن ترانزیستورهای mesa شکل دست به گریبان بود. راه حل ابتکاری او استفاده از عدسی میکروسکوپ به صورت معکوس بود که به طور موثر تصویر جسم تحت مشاهده را کوچک می کرد. این فرآیند که به عنوان فوتولیتوگرافی یا چاپ با نور شناخته شد، او را قادر ساخت تا ترانزیستورهایی بسازد که به طور قابل توجهی کوچکتر از قبل بودند و تنها یک دهم اینچ قطر و ۰.۰۰۰۵ اینچ ارتفاع داشتند.

پت هاگرتی و جک کیلبی با درک پتانسیل فرآیند Lathrop، ارزش آن را بسیار فراتر از جایزه ۲۵ هزار دلاری ارائه شده توسط ارتش دیدند. آنها فهمیدند که استفاده از پرتوهای نور می تواند تراشه سازی را در مقیاسی بی سابقه مکانیزه کند. با این حال، اجرای لیتوگرافی در TI توسعه مواد و فرآیندهای جدید را ضروری کرد. این شامل خرید سانتریفیوژهای خود برای اطمینان از خلوص مواد شیمیایی، ایجاد ماسک های مخصوص به خود به دلیل عدم دقت در جاهای دیگر، و تهیه ویفرهای سیلیکونی فوق العاده خالص است که در جاهای دیگر در دسترس نبود.

تولید انبوه قطعات به دلیل ناخالصی ها، تغییرات دما و فشار و آلودگی توسط ذرات گرد و غبار با چالش هایی مواجه شد. در پاسخ، TI هزاران آزمایش را برای ارزیابی اثرات دماهای مختلف، ترکیبات شیمیایی و فرآیندهای تولید انجام داد. موریس چانگ با رویکرد روشمند خود، نقش مهمی در بهبود بازده تولید TI ایفا کرد، در حالی که مری آن پاتر آزمایش‌های شبانه‌روزی برای افزایش تولید تراشه برای موشک Minuteman انجام داد.

در همین حال، در Fairchild Semiconductor، رابرت نویس جیمز نال را از آزمایشگاه Lathrop استخدام کرد تا فوتولیتوگرافی را توسعه دهد. اندی گرو، یک پناهنده از دولت کمونیستی مجارستان، روی بهبود فرآیند تولید آنها کار کرد. در حالی که ویلیام شاکلی، مخترع ترانزیستورها، جایزه نوبل را به خاطر مشارکت خود دریافت کرد، مهندسانی مانند چانگ بودند که از طریق آزمون و خطا، این اختراعات را به محصولات عملی تبدیل کردند. در اواسط دهه ۱۹۶۰، تلاش‌های آن‌ها امکان تولید بازار انبوه این پیشرفت‌های فناوری را فراهم کرد.

فصل ۶
باب نویس، یکی از بنیانگذاران Fairchild Semiconductor، اهمیت کاربردهای نظامی و فضایی را در موفقیت اولیه این شرکت تشخیص داد. با این حال، Noyce همچنین یک بازار غیرنظامی بسیار بزرگتر برای مدارهای مجتمع را متصور بود. Noyce برای دستیابی به این بازار، اکثر قراردادهای تحقیقاتی نظامی را رد کرد و بر توسعه محصولات به بازار انبوه از تراشه های مورد استفاده در موشک یا ماهواره متمرکز شد. اولین مدار مجتمع تولید شده برای بازارهای تجاری برای ماهواره ناسا طراحی شد و در سمعک Zenith استفاده شد. علیرغم حضور پیمانکاران دفاعی، پنتاگون سرعت تحول استارت آپ هایی مانند Fairchild را به دلیل چابکی آنها در مقایسه با بوروکراسی های بزرگ دست کم گرفت.

گوردون مور، مدیر تحقیق و توسعه فیرچایلد، نه تنها فناوری جدیدی را ابداع کرد، بلکه با پیش‌بینی رشد تصاعدی در قدرت محاسباتی، معروف به «قانون مور»، بازارهای غیرنظامی جدیدی را نیز گشود. مور متوجه شد که مدار یکپارچه جامعه را فراتر از موشک ها و رادارها متحول خواهد کرد. تقاضای نظامی برای ویژگی‌هایی در تراشه‌ها که برای کاربردهای تجاری نیز مفید بودند، منجر به افزایش فروش تراشه‌های غیرنظامی شد. اصلاحات دفاعی رابرت مک نامارا منجر به این شد که فیرچایلد مدارهای مجتمع را با قیمت های بسیار پایین تر ارائه کرد و در نتیجه بازار تراشه ها را گسترش داد.

تا سال ۱۹۶۸، صنعت کامپیوتر به اندازه ارتش تراشه می‌خرید و محصولات Fairchild به دلیل کاهش قیمت‌های Bob Noyce، ۸۰ درصد از این بازار را تامین می‌کرد. ماموریت آپولو ۱۱ از یک کامپیوتر راهنمایی که توسط مدارهای مجتمع فیرچایلد تغذیه می شد استفاده کرد. با این حال، مهندسین دره سیلیکون کمتر به قراردادهای دفاعی وابسته شده بودند، زیرا بازار پررونق تراشه‌ها در کانون توجه آنها قرار گرفت. این موفقیت مالی به پیشرفت قانون مور دامن زد، در حالی که کارمندان به دنبال راه هایی برای کسب درآمد از آن بودند. حتی خود نویس نیز در مقطعی به فکر ترک شرکت افتاد.

در نتیجه، سفر Fairchild Semiconductor از کاربردهای نظامی به برنامه‌های غیرنظامی با ترکیبی از رهبران رویایی، تقاضای بازار و اصلاحات دفاعی مطلوب انجام شد. این تغییر منجر به رشد تصاعدی صنعت کامپیوتر و ظهور سیلیکون ولی به عنوان یک مرکز فناوری شد.

فصل ۷
باب نویس مخترع مشهوری بود که با اختراع مدار مجتمع در Fairchild Semiconductor صنعت الکترونیک را متحول کرد. در همان زمان، اتحاد جماهیر شوروی و ایالات متحده در زمینه های مختلف از جمله نیمه هادی ها و نقش آنها در تغییر تولید، محاسبات و قدرت نظامی با یکدیگر رقابت می کردند. آناتولی تروتکو، مهندس نیمه هادی شوروی، برای یک برنامه تبادل دانشجو در طول جنگ سرد به دانشگاه استنفورد وارد شد. تروتکو زیر نظر ویلیام شاکلی تحصیل کرد که از اینکه اتحاد جماهیر شوروی از پرداخت حق امتیاز برای ترجمه روسی کتاب درسی خود ناراحت بود، ناراحت بود.

اتحاد جماهیر شوروی باهوش ترین دانشمندان خود را به کار بر روی ساخت صنعت نیمه هادی خود منصوب کرد، از جمله یوری اوسوکین که وظیفه ساخت یک مدار مجتمع با اجزای متعدد را بر عهده داشت. اوسوکین و همکارانش وقت خود را در آزمایشگاه و بحث در مورد فیزیک حالت جامد سپری کردند و نیکیتا خروشچف، رهبر شوروی، وسواس زیادی به رقابت با ایالات متحده داشت. الکساندر شوکین، یکی از مقامات کمیته دولتی رادیو الکترونیک اتحاد جماهیر شوروی، فرصتی برای استفاده از اصرار خروشچف برای رقابت برای کسب سرمایه گذاری در میکروالکترونیک دید.

اتحاد جماهیر شوروی یک سلاح مخفی به شکل یک حلقه جاسوسی به رهبری جولیوس روزنبرگ داشت که شامل جوئل بار و آلفرد سارانت، مهندسان برق و اعضای حزب کمونیست بود. در طول دهه ۱۹۴۰، بار و سارانت قبل از فرار از ایالات متحده و رسیدن به اتحاد جماهیر شوروی، روی سیستم‌های نظامی طبقه‌بندی شده کار می‌کردند و در مورد الکترونیک دانش کسب کردند. در اتحاد جماهیر شوروی، بار و سارانت به مدیران KGB گفتند که می‌خواهند پیشرفته‌ترین رایانه‌های جهان را بسازند و در نهایت اولین رایانه به نام UM را ساختند.

بار و سارانت با شوکین شریک شدند تا خروشچف را متقاعد کنند که شهری اختصاص داده شده به تولید نیمه هادی ها را ایجاد کند و رویاهای خود را از دره سیلیکون در حومه مسکو ایجاد کردند. سارانت و بار، جاسوسان سابق، به خروشچف پیشرفت‌های پیشرفته در میکروالکترونیک شوروی را نشان دادند و ایده شهری آینده‌نگر را به تولید نیمه‌رساناها ارائه کردند که خروشچف مشتاقانه آن را تأیید کرد. دولت شوروی طرح ساخت یک شهر نیمه هادی در حومه مسکو به نام Zelenograd را تصویب کرد که به عنوان یک شهرک علمی کامل با تمام امکانات رفاهی برای مهندسان نیمه هادی طراحی شده بود. موسسه فناوری الکترونیک مسکو، یک دانشگاه، در نزدیکی مرکز Zelenograd قرار داشت و شبیه پردیس‌های کالج آمریکایی و انگلیسی بود.

در پایان، اختراع مدار مجتمع توسط باب نویس در Fairchild Semiconductor با تلاش های اتحاد جماهیر شوروی برای ایجاد صنعت نیمه هادی خود مشابه بود. اتحاد جماهیر شوروی یک سلاح مخفی به شکل یک حلقه جاسوسی به رهبری جولیوس روزنبرگ داشت که شامل بار و سارانت بود و در نهایت شهری را برای تولید نیمه هادی ها در حومه مسکو ساخت. Zelenograd به گونه ای طراحی شده است که یک شهرک علمی کامل با تمام امکانات رفاهی برای مهندسان نیمه هادی و شبیه پردیس های کالج آمریکایی و انگلیسی باشد.

فصل ۸
حمایت نیکیتا خروشچف از ساخت مرکز میکروالکترونیک شوروی، Zelenograd، همزمان با بازگشت بوریس مالین دانشجوی شوروی از تحصیل در پنسیلوانیا با یک مدار مجتمع بود. الکساندر شوکین، بوروکرات مسئول میکروالکترونیک شوروی، به دانشمندان دستور داد مدار مجتمع را یک به یک بدون انحراف، بدون درک کامل پیامدهای این استراتژی، کپی کنند. شوروی برخی از فیزیکدانان نظری برجسته جهان را داشت و جک کیلبی به خاطر اختراع مدارهای مجتمع جایزه نوبل دریافت کرد، اما فرآیند تولید آنها فاقد پیچیدگی و خلوص لازم برای تولید انبوه تراشه‌ها بود. جاسوسی فقط می‌توانست آن‌ها را تا اینجا به دست آورد، زیرا دانش تخصصی اغلب در خارج از دیوارهای شرکت نوشته یا به اشتراک گذاشته نمی‌شد.

لبه برش فناوری نیمه هادی ها طبق قانون مور دائماً در حال تغییر بود و TI و Fairchild هر سال طرح های جدیدی را با ترانزیستورهای بیشتری معرفی می کردند و اولین مدارهای مجتمع را منسوخ می کردند. اندازه ترانزیستورها و مصرف انرژی آنها کاهش می یافت در حالی که قدرت محاسباتی بسته بندی شده در یک اینچ مربع سیلیکون تقریباً هر دو سال دو برابر می شد. رهبران اتحاد جماهیر شوروی درک نکردند که کپی کردن طرح‌های قدیمی آنها را محکوم به عقب‌ماندگی می‌کند، زیرا ماشین‌های تراشه‌سازی آنها حتی از اینچ به جای سانتی‌متر برای تکرار بهتر از مدل‌های آمریکایی استفاده می‌کردند. این استراتژی «کپی کن» به این معنی بود که آنها چندین سال پس از ایالات متحده شروع کردند، و به دلیل کمبود خلاقیت و اکتشاف بازار، هرگز به عقب نرسیدند، و محصولات غیرنظامی در میان تمرکز بر تولید نظامی مورد توجه بعدی قرار گرفتند.

Zelenograd تبدیل به یک پاسگاه ضعیف در دره سیلیکون شد، با مسیرهایی برای نوآوری که توسط ایالات متحده تعیین شد و تراشه‌سازان آمریکایی در مرکز آن قرار داشتند. مرکز میکروالکترونیک شوروی قادر به همراهی با سرعت سریع تغییرات در صنعت نیمه هادی نبود و فقدان کاوش در بازار و خلاقیت آن را محکوم به شکست کرد. ایالات متحده در خط مقدم صنعت نیمه هادی باقی ماند و در طراحی و تولید تراشه در جهان پیشتاز بود، در حالی که Zelenograd پاورقی در تاریخ مدار مجتمع باقی ماند.

فصل ۹
در نوامبر ۱۹۶۲، هایاتو ایکدا، نخست وزیر ژاپن، از شارل دوگل رئیس جمهور فرانسه در کاخ الیزه بازدید کرد و یک رادیو ترانزیستوری سونی را به او هدیه داد. این ژست نماد ظهور ژاپن به عنوان یک قدرت اقتصادی بود، سفری که پس از جنگ جهانی دوم آغاز شد. ایالات متحده یک استراتژی جنگ سرد برای ادغام ژاپن در صنعت نیمه هادی خود و حمایت از بازسازی اقتصاد خود داشت. این امر به دانشمندان ژاپنی امکان دسترسی به مجلات و تحقیقات مهم در این زمینه را داد که منجر به ایجاد غول های الکترونیکی مانند سونی شد.

سونی که توسط آکیو موریتا و ماسارو ایبوکا تأسیس شد، به جای کپی کردن تاکتیک‌های مورد استفاده توسط شرکت‌های دیگر، بر نوآوری و طراحی محصول تمرکز داشت. اولین موفقیت بزرگ آنها رادیو ترانزیستوری بود، محصولی که قبلا توسط تگزاس اینسترومنتز تلاش کرده بود اما به دلیل اشتباهات قیمت گذاری و بازاریابی با مشکل مواجه شد. در طول دهه ۱۹۶۰، تراشه‌سازان آمریکایی بر تولید تراشه‌های پیشرفته تسلط داشتند، اما شرکت‌های ژاپنی، از جمله سونی، هزینه‌های گزافی برای مجوزهای حقوق مالکیت معنوی پرداخت کردند و در نهایت به متخصصان ابداع لوازم الکترونیکی مصرفی تبدیل شدند.

در دهه ۱۹۷۰، شارپ الکترونیک بازار ماشین حساب ها را متحول کرد و اکثر ماشین حساب ها را ساخت ژاپن کرد. وابستگی متقابل بین آمریکا و ژاپن شامل اتکای هر دو کشور به یکدیگر برای تامین منابع و مشتریان بود. ایالات متحده کامپیوترهای پیشرفته ای ساخت در حالی که ژاپن بر تولید کالاهای مصرفی متمرکز بود که نیمه هادی ها باعث رشد مصرف می شدند. موریتا به تگزاس اینسترومنتز کمک کرد تا در ازای سهمی از سود، اولین کارخانه تولید تراشه خارجی خود را افتتاح کند و ژاپن را بیشتر به سیستم تحت رهبری ایالات متحده پیوند دهد.

در پایان، بازدید هایاتو ایکدا از کاخ الیزه و هدیه رادیوی ترانزیستوری سونی، ورود ژاپن به عنوان یک قدرت اقتصادی را نشان داد. ظهور سونی و دیگر غول‌های الکترونیک به دلیل تعامل فناوری، نوآوری و حمایت دولت بود و به هدف Ikeda برای دوبرابر کردن درآمد کشور در تنها یک دهه کمک کرد.

فصل ۱۰
در روزهای اولیه صنعت نیمه هادی، مردان طراحان اصلی بودند در حالی که زنان مسئول مونتاژ بودند. با افزایش تقاضا برای نیمه هادی ها، نیاز به نیروی کار بزرگتر و ارزان تر نیز افزایش یافت که منجر به ظهور استارت آپ های تراشه در دره سانتا کلارا در جنوب سانفرانسیسکو شد.

چارلی اسپورک، متخصص بهینه‌سازی بهره‌وری، پس از شورش اتحادیه‌ای که او را مجبور به ترک شغل قبلی خود در جنرال الکتریک کرد، توسط Fairchild Semiconductor استخدام شد. او استراتژی های بهره وری را اجرا کرد و به اکثر کارمندان گزینه سهام را به عنوان انگیزه ای برای افزایش سطح بهره وری داد.

برخلاف شرکت‌های الکترونیکی در ساحل شرقی، اکثر استارت‌آپ‌های جدید تراشه در دره سانتا کلارا از زنان برای کارکنان خطوط مونتاژ خود استفاده می‌کردند. قانون مهاجرت در سال ۱۹۶۵ تعداد نیروی کار خارجی را افزایش داد و کار شرکت های تولید تراشه را آسان تر کرد تا زنان را با دستمزد کمتر و بدون تقاضای شرایط کاری بهتر استخدام کنند. مدیران تولید معتقد بودند که دست‌های کوچک‌تر به کارگران زن در هنگام مونتاژ و آزمایش نیمه‌رساناها مزیتی می‌دهد.

با ادامه رشد تقاضا، شرکت‌های تراشه‌سازی شروع به جستجوی نیروی کار ارزان‌تر کردند و به دلیل مشوق‌های مالیاتی، تأسیسات خود را در مکان‌هایی مانند مین یا در یک رزرو ناواهو افتتاح کردند. باب نویس حتی در یک کارخانه مونتاژ رادیو در نزدیکی مرز هنگ کنگ سرمایه گذاری کرد، جایی که دستمزد آن تنها ۲۵ سنت در ساعت بود. کارخانه Fairchild در خلیج Kowloon، هنگ کنگ، به یکی از موفق ترین تاسیسات آنها تبدیل شد که به لطف مهندسین آموزش دیده که خطوط مونتاژ را اداره می کنند، نیمه هادی های با کیفیت بالا تولید می کند.

به طور کلی، صنعت نیمه هادی اولیه به شدت بر کار مردان و زنان متکی بود، مردان به عنوان طراح و زنان به عنوان کارگران مونتاژ. نیاز به نیروی کار بزرگتر و ارزانتر منجر به گسترش صنعت به نقاط مختلف از جمله دره سانتا کلارا و خارج از کشور شد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *