جهان معرفی و نقد كتاب

خلاصه کتاب داستان کانت در ۹۰ دقیقه از پل استراترن

کتاب کانت در ۹۰ دقیقه اثر پل استراترن است. استراترن در این کتاب استدلال می کند که کانت فیلسوف ماتریالیسم تاریخی بوده است. او معتقد است که تاریخ زاییده ذهن انسان است و تنها راه درک تاریخ از طریق تجربه انسانی است. او همچنین معتقد است که فلسفه تنها راه درک ذهن است.

کتاب به دو قسمت تقسیم شده است. بخش اول شرحی از فلسفه کانت است. بخش دوم نقدی بر آن است. در بخش اول، استراترن ایده های اصلی کانت را توضیح می دهد. در قسمت دوم به نقد آنها می پردازد.

بیایید با قسمت اول شروع کنیم. فصل اول، «کانت در ۹۰ دقیقه»، با نقل قولی از نقد عقل محض آغاز می‌شود: «مفاهیم محض ریاضیات به هیچ وجه منطق یا درک محض نیستند. آنها وجود چیزها را فرض می کنند. از سوی دیگر، ابژه های فهم، وجود ذهن را پیش فرض می گیرند. این که ذهن محصول تجربه است بدیهی است و این وظیفه فلسفه است که روشی را توضیح دهد که درک توسط تجربه هدایت می شود و به چه معنا می توان گفت محصول درک است. این وظیفه فلسفه است که توضیح دهد چگونه ذهن به این شناخت از اشیا دست پیدا می کند. خود کانت در نقد عقل محض تلاش می کند این کار را انجام دهد. او این کار را با معرفی سه دسته اساسی از فهم انجام می دهد: درک محض، عقل محض، و دانش پیشینی ترکیبی. فهم محض فهمی است که مبتنی بر حواس باشد، عقل محض فهمی است که بگ مبتنی بر معرفتی است که از پیامدهای لازم و ضروری عقل است.

درک، زمانی که توسط تجربه هدایت نمی شود، گفته می شود که محصول درک است. منظور کانت از «محصول فهم» این است. کانت معتقد بود که درک شرط ضروری طبیعت انسان است. به همین دلیل است که درک اساس همه دانش هاست. بدون درک، هیچ دانشی از چیزی وجود نخواهد داشت.

بیایید از هر یک مثال بزنیم. نمونه ای از درک محض، درک جهان فیزیکی است. دنیای فیزیکی، دنیای حواس است. مثال دیگر درک ماهیت مثلث است. مثلث یک شکل سه وجهی است. سه زاویه و سه ضلع دارد. اضلاع مساوی و زوایا برابرند.

یک مثال از عقل محض، درک قوانین فیزیک است، مانند قوانین حرکت. و نمونه ای از دانش پیشینی ترکیبی، درک پیامدهای ضروری و ضروری قوانین فیزیک است.

نکته اصلی در مورد ایده های کانت این است که او برای طرز فکر خاصی در مورد جهان استدلال می کرد. این طرز تفکر را روش «استعلایی» می نامند. روش ماورایی نوعی تفکر درباره جهان است که مبتنی بر حواس نیست. این یک روش فکری است که تنها بر اساس عقل است. پیش از کانت، روش رایج تفکر، روش «تجربی» بود. روش تجربی روشی از تفکر است که مبتنی بر حواس است. کانت معتقد بود که روش تجربی برای شناخت جهان کافی نیست. او معتقد بود که روش تجربی فقط می تواند به ما از ظاهر اشیا آگاهی بدهد، نه از خود اشیا.

در بخش دوم کتاب نقدی بر اندیشه‌های کانت ارائه می‌شود. این نقد را نقد «نظری» اندیشه‌های کانت می‌نامند. نقد «نظری» نقد خود ایده هاست. نقد «عملی» انتقاد از روشی است که کانت در آن عقاید خود را به کار می‌برد. در نقد «نظری»، سه مقوله اصلی از فهمی را که کانت معرفی کرد، مورد نقد قرار می‌دهیم. در نقد «عملی»، انتقادی از شیوه‌ای که کانت از طریق آن ایده‌های خود را در جهان به کار می‌برد، ارائه می‌شود.

مشکل روشی که کانت ایده‌هایش را به کار می‌گیرد این است که او با روشی که آنها را به کار می‌برد سازگار نیست. او گاهی از روش تجربی استفاده می کند و گاهی از روش ماورایی. این ناسازگاری را «ضد حکم عقل محض» می‌نامند. «تضاد عقل محض» ناسازگاری بین دو روش تفکر است. ناهماهنگی مشکل است. نقد «نظری» اندیشه‌های کانت نیز به شیوه‌ای می‌پردازد که در آن ایده‌های کانت با یکدیگر سازگار نیستند. برای مثال، ایده کانت از «دانش پیشینی ترکیبی» با ایده او از «فهم ناب» سازگار نیست.

«دانش ترکیبی پیشینی» درکی است که مبتنی بر دانشی است که از پیامدهای ضروری و ضروری عقل است. «فهم محض» درکی است که بر حسّ استوار است. ایده کانت از «دانش پیشینی ترکیبی» با ایده او درباره «فهم محض» سازگار نیست، زیرا «دانش پیشینی ترکیبی» مبتنی بر عقل است، و «درک محض» مبتنی بر حواس.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *