جهان معرفی و نقد كتاب

خلاصه کتاب ده دلیل برای حذف فوری حساب های رسانه های اجتماعی از جارن لانییر

استدلال اصلی جارن لانییر که به سبک مکالمه ای شفاف نوشته شده است این است که تلفن های هوشمند پیامدهایی را به همراه دارند که می تواند برای گونه انسان فاجعه بار باشد. گوشی های هوشمند اختراعی هستند که ما آن را بدیهی می دانیم. اما باید به یاد داشته باشیم که این اختراع چقدر جدید است. از آنجایی که ما این دستگاه را در همه جا حمل می کنیم، همیشه در حال ردیابی و اندازه گیری هستیم. ما کم کم توسط تکنسین هایی که نمی توانیم ببینیم هیپنوتیزم می شویم، برای اهدافی که نمی دانیم. اکنون همه ما حیوانات آزمایشگاهی هستیم.

الگوریتم ها در هر ثانیه داده های شما را جمع آوری می کنند.

روی چه نوع لینک هایی کلیک می کنید؟ چه ویدیوهایی را در تمام طول مسیر تماشا می کنید؟ چقدر سریع از یک چیز به چیز دیگر می روید؟ وقتی این کارها را انجام می دهید کجا هستید؟ با چه کسی حضوری و آنلاین در ارتباط هستید؟ چه حالات چهره ای انجام می دهید؟ رنگ پوست شما در شرایط مختلف چگونه تغییر می کند؟ درست قبل از اینکه تصمیم بگیرید چیزی بخرید یا نه، چه می کردید؟ رای دادن یا نه؟ همه این اندازه‌گیری‌ها و بسیاری دیگر با خوانش‌های مشابه در مورد زندگی بسیاری از افراد دیگر از طریق جاسوسی گسترده مطابقت داده شده است.

چیزی که ممکن است زمانی تبلیغات نامیده می شد، اکنون باید به عنوان اصلاح رفتار مستمر در مقیاس بزرگ درک شود.

لطفا توهین نکنید بله، من پیشنهاد می‌کنم که ممکن است کمی به یک سگ آموزش‌دیده یا چیزی کمتر خوشایند تبدیل شوید، مانند یک موش آزمایشگاهی یا یک ربات. اینکه شما فقط کمی توسط مشتریان شرکت های بزرگ از راه دور کنترل می شوید.

یک جنبش علمی به نام رفتارگرایی قبل از اختراع کامپیوترها به وجود آمد. رفتارشناسان روش‌های جدید، روشمند، عقیم‌تر و مبتذل‌تر را برای تربیت حیوانات و انسان‌ها مطالعه کردند.

حتی با وجود اینکه رفتارگرایی که به اندازه کافی ترسناک بود کار می کرد، اما اکنون می توان رفتارهای افراد را در هر کجا که هستند شکل داد. شما حتی نیازی به رضایت آنها ندارید. در حالی که در گذشته برای انجام یک آزمایش لازم بود وارد یک ساختمان روانشناسی شوید، امروز تنها چیزی که نیاز دارید یک گوشی هوشمند است.

حتی کارمندان شرکت های رسانه های اجتماعی اعتراف کرده اند که چیزی بسیار اشتباه است.

افراد باهوش باید حساب های رسانه های اجتماعی خود را حذف کنند تا زمانی که نسخه ایمن و کمتر سمی از رسانه های اجتماعی در دسترس باشد.

به نظر می رسد لحظه خوبی برای ایجاد یک نام اختصاری باشد، بنابراین مجبور نیستم بارها و بارها همان شرح قطعاتی که مشکل را تشکیل می دهند تکرار کنم. در مورد “رفتارهای کاربران اصلاح شده و تبدیل به یک امپراتوری برای اجاره” چطور؟ آزاردهنده. BUMMER یک ماشین است، یک ماشین آماری که در ابرهای محاسباتی زندگی می کند. برای بررسی، پدیده هایی که آماری و فازی هستند، با این حال واقعی هستند. حتی در بهترین حالت خود، الگوریتم های BUMMER فقط می توانند شانس هایی را محاسبه کنند که یک فرد به روشی خاص عمل کند. اما آنچه که ممکن است تنها یک شانس برای هر فرد باشد، به طور متوسط ​​برای تعداد زیادی از افراد یک قطعیت است.

کل جمعیت را می توان با پیش بینی پذیری بیشتری نسبت به هر فرد دیگری تحت تأثیر قرار داد.

از آنجایی که تأثیر BUMMER آماری است، این تهدید کمی شبیه تغییرات آب و هوایی است. شما نمی توانید بگویید که تغییرات آب و هوایی مسئول یک طوفان، سیل یا خشکسالی خاص است، اما می توانید بگویید که احتمال وقوع آنها را تغییر می دهد. در درازمدت، وحشتناک ترین چیزها مانند بالا آمدن سطح دریا و نیاز به جابجایی بیشتر مردم و یافتن منابع جدید غذا را می توان به تغییرات آب و هوایی نسبت داد، اما تا آن زمان بحث از بین رفته بود.

به طور خلاصه: افراد عادی در محیطی گرد هم می آیند که در آن مهم ترین یا اغلب تنها پاداشی که در دسترس است توجه است. به عنوان مثال، آنها نمی توانند به طور منطقی انتظار کسب درآمد داشته باشند. کاربران عادی فقط می توانند قدرت و ثروت جعلی به دست آورند، نه قدرت یا ثروت واقعی. بنابراین بازی های فکری غالب می شوند.

افراد معمولی با داشتن چیزی جز توجه، تمایل به تبدیل شدن دارند
احمق ها، زیرا بزرگ ترین احمق ها بیشترین توجه را به خود جلب می کنند. این تعصب ذاتی نسبت به احمق، عملکرد تمام قسمت های دیگر ماشین BUMMER را طعم می دهد.

عجیب ترین ویژگی شخصیت معتاد این است که فرد معتاد در نهایت به دنبال رنج است، زیرا رنج بخشی از چرخه خاراندن خارش است. یک قمارباز نه دقیقاً به برنده شدن، بلکه به فرآیندی که احتمال باخت در آن بیشتر است معتاد است. یک معتاد نه فقط به بالا، بلکه به تفاوت سرگیجه‌آور بین پست‌ها و بالاها معتاد است. به طور مشابه، یک معتاد BUMMER در نهایت به طور طبیعی زود به زودی توهین می‌شود، گویی که امیدوار است وارد یک دعوا شود.

در حالی که افرادی که در توییتر کار می کنند ممکن است در سطح احساسی یا اخلاقی ترجیح دهند که پلت فرم آنها بدون ربات باشد، ربات ها همچنین فعالیت و شدت سرویس را تقویت می کنند. فعالیت های اجتماعی جعلی عظیم بر افراد واقعی تأثیر می گذارد.

بازخورد چیز خوبی است، اما تاکید بیش از حد بر بازخورد فوری در یک محیط آنلاین محدود مصنوعی منجر به نتایج مضحکی می شود.

در اینجا چارچوبی غیرمعمول از همین ایده وجود دارد: اگر گوش دادن به یک صدای درونی یا توجه به اشتیاق به اخلاق یا زیبایی در درازمدت به کار مهمتری منجر شود، حتی اگر در لحظه به عنوان موفقیت کمتری در نظر گرفته شود، چه؟

اگر عمیقاً رسیدن به تعداد کمی از مردم مهمتر از رسیدن به همه افراد بدون هیچ چیز باشد، چه؟

انتقاد رایج و درست به BUMMER این است که «حباب های فیلتر» ایجاد می کند. دیدگاه‌های شما به‌طور تسکین‌دهنده‌ای تقویت می‌شوند، به جز زمانی که تحریک‌کننده‌ترین نسخه‌های دیدگاه‌های مخالف را که توسط الگوریتم‌ها محاسبه می‌شود، به شما ارائه می‌شود. این الگو به قدری واضح شده است که حتی تحقیقات منتشر شده توسط شرکت‌های رسانه‌های اجتماعی نشان می‌دهد که چگونه شما را غمگین می‌کنند. محققان فیس‌بوک عملاً لاف زده‌اند که می‌توانند مردم را ناراضی کنند بدون اینکه مردم بدانند چرا. چرا چنین چیزی را به عنوان یک نتیجه تحقیقاتی عالی تبلیغ کنید؟ آیا این به تصویر برند فیس بوک آسیب نمی رساند؟ دلیل ممکن است این باشد که تبلیغات بزرگی برای دستیابی به مشتریان واقعی بود، کسانی که برای دستکاری پول می‌پردازند.

اخیراً تحقیقات فیس بوک صحت ادعاهایی را که سایر محققان مطرح کرده اند اعتراف کرده اند. محصولات آنها باعث آسیب واقعی می شود. مقالات موجود در پاورقی‌ها نشان می‌دهند که فرضیه‌های زیادی برای اینکه چرا رسانه‌های اجتماعی مردم را غمگین می‌کنند وجود دارد: به عنوان مثال، استانداردهای غیرمنطقی برای زیبایی یا موقعیت اجتماعی یا آسیب‌پذیری در برابر ترول‌ها.

چرا تنوع؟ آیا یک راه برای بیرون کردن مردم کافی نیست؟ از آنجایی که استراتژی اصلی مدل کسب و کار BUMMER این است که به سیستم اجازه دهد تا هر چه بیشتر شما را به طور خودکار وفق دهد و از آنجایی که احساسات منفی می توانند با سهولت بیشتری مورد استفاده قرار گیرند، مطمئناً چنین سیستمی به دنبال یافتن راهی برای ایجاد احساس در شما خواهد بود. بد

این کار جذابیت های پراکنده ای را در بین کسادی ها نیز ایجاد می کند، زیرا خلبان خودکار که احساسات شما را جذب می کند، متوجه می شود که تضاد بین رفتار و تنبیه موثرتر از رفتار یا تنبیه به تنهایی است. اعتیاد با بی لذتی همراه است، توانایی کاهش یافته برای لذت بردن از زندگی جدا از هر چیزی که معتاد به آن است، و به نظر می رسد معتادان به شبکه های اجتماعی مستعد ابتلا به بی لذتی طولانی مدت هستند.

کارگران اقتصاد گیگ به ندرت حتی پس از سال ها کار به امنیت مالی دست می یابند. به بیان دیگر، به نظر می رسد سطح ریسک در زندگی مالی آنها هرگز کاهش نمی یابد، مهم نیست که چقدر به دست آورده اند. در همین حال، تعداد کمی از کارآفرینان – که همیشه به نوعی به یک مرکز محاسباتی نزدیک هستند – به طرز خارق‌العاده‌ای ثروتمند شده‌اند و شکافی بین فقیر و غنی ایجاد می‌کنند که یادآور عصر طلایی قرن نوزدهم است.

خطر به مردم عادی منتقل شده است. کسانی که به بزرگترین رایانه ها نزدیک هستند، مانند صاحبان کازینو، در ثروت هستند.

زمانی بود که مردم از موفقیت غول‌های تجاری مانند استیو جابز خوشحال بودند. در همان زمان، افرادی که اینترنت را می سازند می خواستند همه چیز رایگان باشد.

آیا تناقض را می بینید؟ قرار است همه چیز رایگان باشد، اما همه چیز قرار است درباره کارآفرینان قهرمان باشد و کارآفرینان پول در می آورند. چگونه می توان آن دو بخشنامه را با هم تطبیق داد؟

حول و حوش قرن بیستم، در این نقطه، پرهیزکاری‌ها و مخالفت‌های زیادی صورت گرفت. در نهایت، تنها یک روش آشتی شناسایی شد: مدل تجاری تبلیغات. تبلیغات به جستجوی رایگان، موسیقی رایگان و اخبار اجازه می‌دهد (این بدان معنا نیست که نوازندگان یا خبرنگاران بخشی از کیک را به دست می‌آورند، زیرا فن‌آوران آنها را قابل جایگزینی می‌دانستند.) تبلیغات به تجارت غالب در جهان عصر اطلاعات تبدیل می‌شود.

این در ابتدا احساس دیستوپیایی نداشت. تبلیغات اصلی در گوگل زیبا و بی ضرر بودند. اما با پیشرفت اینترنت، دستگاه ها و الگوریتم ها، تبلیغات ناگزیر به اصلاح رفتار انبوه تبدیل شد.

بامر اینگونه متولد شد. اکنون احساس درماندگی می‌کنیم، اما قبلاً انتخاب‌هایی را انجام داده‌ایم، و می‌توانیم آنها را دوباره انجام دهیم.

طرح تجاری BUMMER این است که یواشکی داده ها را از شما بگیرد و از آن پول دربیاورد. بنگرید که شرکت های BUMMER چقدر ثروتمند هستند و به یاد داشته باشید که ثروت آنها کاملاً از داده هایی است که شما به آنها داده اید. من فکر می‌کنم اگر شرکت‌ها چیزهایی را که مردم می‌خواهند ایجاد کنند، باید ثروتمند شوند، اما من فکر نمی‌کنم که به عنوان بخشی از معامله، امنیت شما را کمتر و کمتر کرد. سرمایه داری قرار نیست یک بازی با جمع صفر باشد.

به عنوان مثال، هنر ممکن است به طور خودکار از داده های به سرقت رفته از تعداد زیادی از هنرمندان واقعی ایجاد شود. برنامه های به اصطلاح خلق هنر هوش مصنوعی در حال حاضر عملا مورد پرستش قرار گرفته اند. سپس، پرستاران رباتیک ممکن است از داده‌های گرفته شده از تعداد زیادی از پرستاران واقعی استفاده کنند، اما این پرستاران واقعی به دلیل رقابت با پرستاران رباتیک با هزینه کمتری کار خواهند کرد.

BUMMER فقط از ستاره ها پشتیبانی می کند. به عنوان مثال، اگر شما از آن دسته افراد کمیاب و نادری هستید که از طریق BUMMER به عنوان یک تأثیرگذار زندگی مناسبی می‌کنند، باید بدانید که در یک باشگاه کوچک هستید و آسیب‌پذیر هستید. لطفا برنامه های پشتیبان تهیه کنید! من از باران رویاها متنفرم، اما اگر فکر می‌کنید به‌عنوان یک اینفلوئنسر یا موارد مشابه در شرف گذراندن زندگی‌تان هستید، آمارها به شدت علیه شما هستند، مهم نیست چقدر لیاقت دارید و مهم نیست که چقدر داستان‌های سریع پولدار شدن دارید. تغذیه شده است.

مشکل این نیست که فقط چند ستاره وجود دارد. این طبق تعریف همیشه درست است. مشکل این است که اقتصاد BUMMER تقریباً هیچ نقش سودمندی را برای ستاره های نزدیک اجازه نمی دهد. در یک اقتصاد واقعی و عمیق، نقش های زیادی وجود دارد. شما ممکن است یک بازیکن حرفه ای فوتبال نشوید، اما ممکن است وارد مدیریت، رسانه های ورزشی یا دنیایی از حرفه های مرتبط شوید. اما نقش های اقتصادی کمی در مجاورت یک تأثیرگذار ستاره وجود دارد. یک طرح پشتیبان داشته باشید.

مدیر مهندسی گوگل، Ray Kurzweil، این ایده را ترویج می‌کند که گوگل می‌تواند آگاهی شما را مانند تصاویری که با گوشی هوشمند خود می‌گیرید، در فضای ابری شرکت آپلود کند. او معروف است که هر روز یک کارتن کامل از قرص‌های طول عمر را می‌خورد به این امید که قبل از آنلاین شدن این سرویس بمیرد. توجه داشته باشید که اینجا چه خبر است. ادعا این نیست که آگاهی وجود ندارد، بلکه این است که هر چه که باشد، گوگل مالک آن خواهد بود، زیرا در غیر این صورت،
آیا این سرویس می تواند حتی در مورد؟

من نمی دانم چند نفر بر این باورند که گوگل در شرف تبدیل شدن به استاد زندگی ابدی است، اما لفاظی ها مطمئناً نقشی در طبیعی و مناسب جلوه دادن این موضوع ایفا می کند که یک شرکت BUMMER باید دانش و قدرت زیادی بر زندگی مردم به دست آورد. انبوهی این فقط متافیزیک نیست، بلکه امپریالیسم متافیزیکی است.

اگر صراحتاً یا صرفاً از طریق تمرین به هر یک از این چیزها بپردازید، حتی نمی توانید خود را ملحد یا آگنوستیک بنامید. شما یک مسلمان هستید.

شرکت‌های بزرگ فناوری علناً متعهد به «مسابقه هوش مصنوعی» عجیبی هستند که اغلب آن‌ها را بیش از هر چیز دیگری در اولویت قرار می‌دهند. ۸ شنیدن صحبت های مدیری از یکی از بزرگترین شرکت های جهان در مورد احتمال تکینگی در آینده، زمانی که هوش مصنوعی کنترل می شود، کاملاً طبیعی است. تکینگی پاسخ دین BUMMER به رستاخیز مسیحی انجیلی است.

این عجیب و غریب زمانی عادی می شود که مشتریان BUMMER، که اغلب خود اهل فن هستند، هوش مصنوعی را به عنوان یک مفهوم منسجم و قانونی بپذیرند و بر اساس آن تصمیم گیری در مورد هزینه کنند. این دیوانگی است. ما فراموش می‌کنیم که هوش مصنوعی داستانی است که ما دانشمندان کامپیوتر ساخته‌ایم تا به ما کمک کند تا زمانی که به کمک‌های مالی سازمان‌های دولتی وابسته بودیم، بودجه دریافت کنیم. تئاتر پراگماتیک بود. اما اکنون هوش مصنوعی به یک داستان تخیلی تبدیل شده است که از نویسندگانش پیشی گرفته است.

هوش مصنوعی یک فانتزی است، چیزی جز داستانی که ما درباره کد خود تعریف می کنیم. همچنین پوششی برای مهندسی درهم و برهم است. ساخت یک برنامه هوش مصنوعی فرضی که یک فید را سفارشی می‌کند، کار کمتری نسبت به ایجاد یک رابط کاربری عالی است که به کاربران اجازه می‌دهد آنچه را که می‌بینند بررسی کرده و بهبود بخشند – و این به این دلیل است که هوش مصنوعی معیار عینی برای موفقیت ندارد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *