انسان خردمند (تاریخ مختصر بشر)

   یووال نوح هراری

   نیک گرگین

انسان خردمند: تاریخ مختصر بشر (به زبان عبری: קיצור תולדות האנושות) کتابی نوشته یووال هرری است که برای اولین به زبان عبری در اسرائیل در سال ۲۰۱۱ و در زبان انگلیسی در سال ۲۰۱۴ منتشر شد. این کتاب را نشر نو با ترجمه نیک گرگین به فارسی در سال ۱۳۹۶ منتشر کرده‌است. هرری از کتاب اسلحه میکروب و فولاد (۱۹۹۷) به عنوان یکی از منابع الهام بخش خود نام می‌برد که نشان داد «می‌شود سوال‌های بزرگ پرسید، و به صورت علمی به آن‌ها پاسخ داد».

هرری تاریخ انسان را از زمان فرگشت انسان باستان در عصر سنگ تا قرن بیست و یکم مرور می‌کند. وی تاریخ را به چهار بخش تقسیم می‌کند: انقلاب شناختی، انقلاب کشاورزی، وحدت انسان‌ها و انقلاب علمی. بحث اصلی هرری این است که انسانهای هوشمند به این دلیل بر جهان حاکم شده‌اند که تنها حیوانی هستند که می‌توانند در تعداد بالا با انعطاف بالایی همکاری کنند. او استدلال می‌کند که انسانهای ماقبل تاریخ ممکن است مرتکب یک نسل‌کشی عظیم شده باشند که منجر به انقضای گونه‌های دیگر انسان مانند نئاندرتال‌ها شده‌ باشد. او در ادامه استدلال می‌کند دلیل این که انسانهای هوشمند می‌توانند با انعطاف‌پذیری زیادی همکاری کنند این است که می‌توانند به چیزهایی که فقط در تخیلاتشان وجود دارد، مانند خدایان، ملت‌ها، پول و حقوق بشر، باور پیدا کنند. هرری ادعا می‌کند که تمام سیستم‌های بزرگ همکاری مانند ادیان، ساختارهای سیاسی، شبکه‌های داد و ستد و موسسات قضایی در نهایت بر اساس تخیلات انسانی بنا شده‌اند.

دیگر بحث‌های برجسته هرری این است که که پول در واقع یک سیستم اعتماد متقابل است؛ همچنین سیستم‌های سیاسی و اقتصادی در واقع شبه‌مذهبی هستند و تنها تئوری‌های اقتصادی یا ایدئولوژیکی نیستند. بحث دیگر این است که انقلاب کشاورزی به عنوان یک وعده لوکس شروع شد اما در یک تله بود که باعث شد زندگی مردم از قبل بدتر شد. همچنین امپراتوری موفق‌ترین نظام سیاسی در ۲۰۰۰ سال اخیر بوده‌است؛ و این که پول، امپراتوری و مذاهب قدرت‌هایی هستند که جهان را متحد می‌کنند. همچنین گفته می‌شود که رفتار انسان نسبت به حیوانات اهلی از بدترین جنایات بشری در طول تاریخ است. همین‌طور بحث شده‌است که مردم امروز به میزان قابل توجهی شادتر از در ادوار گذشته نیستند؛ و این که انسان در حال حاضر در روند ارتقاء خود را به خدایان هستند.

این کتاب به به بیش از ۳۰ زبان ترجمه شده و همچنین برنده جایزه Wenjin چین در سال ۲۰۱۵ شد.

انسان خداگونه (تاریخ مختصر آینده)

یووال نوح هراری

مترجم: زهرا عالی

جنگ بر می‌افتد احتمال خودکشی بیش از کشته شدن در جنگ خواهد بود قحطی ناپدید می‌شود خطر چاقی بشر را بیش از گرسنگی تهدید می‌کند مرگ چیزی جز یک مشکل فنی نیست برابری از میان می‌رود ـ پایندگی وارد می‌شود آینده برای ما چه در بردارد؟ مرحله بعدی تکامل همین است انسان خردمند نشان داد که از کجا آمده‌ایم انسان خداگونه نشان می‌دهد که به کجا می رویم.

۲۱ درس برای قرن ۲۱

یووال نوح هراری

مترجم: سودابه قیصری

نویسنده و استاد تاریخ فوق العاده محبوب اینبار در کتاب جدیدش به همین حالای ما پرداخته.
کتاب جدید نویسنده کتاب های پرفروش انسان خردمند و انسان خداگونه
یووال نوح هراری خود به بهترین نحو در مقدمه هدفش را از نوشتن این کتاب بیان کرده است. با هم گزیده ای از مقدمه را می خوانیم. فهرست کتاب را هم در آخر آورده ایم تا با بحث های جذاب و البته حیاتی کتاب برای زندگی در دنیای امروز آشنا شوید.
به عنوان تاریخدان، نمی توانم به مردم غذا و لباس بدهم _ اما می توانم تلاش کنم کمی شفافیت به آنها عرضه کنم، و از آن راه، به مسطح شدن زمین بازی جهانی کمک کنم.
کتاب اولم، انسان خردمند، گذشته انسان را بررسی کرده و نشان می دهد چگونه میمونی ناچیز به فرمانروای سیاره زمین تبدیل شد.
انسان خداگونه، کتاب دومم، تعمقی است درباره آینده درازمدت زندگی، درباره اینکه چگونه انسانها ممکن است عاقبت به خدایان تبدیل شوند و اینکه مقصد نهایی هوش و وجدان بشر چه می تواند باشد.
در این کتاب ( ۲۱ درس برای قرن ۲۱) می خواهم بر اینجا و اکنون تمرکز کنم. تمرکز من بر مسائل جاری و آینده بی واسطه جوامع بشری است. اکنون چه چیزی در حال روی دادن است؟ بزرگترین چالش ها و مهم ترین انتخاب های امروز چیست؟

ساپی ینس (گشت و گذاری در تاریخ بشر)

   یووال نوح هراری

   محسن مینوخرد

یووال نوح هراری (در عبری: יובל נח הררי) (متولد ۲۴ فوریه ۱۹۷۶) تاریخ‌دان اسرائیلی و استاد تاریخ دانشگاه عبری اورشلیم است که دو کتاب پرفروش بین‌المللی «انسان خردمند: تاریخ مختصر بشر» و «انسان خداگونه: تاریخ مختصر فردا» را به رشته تحریر درآورده است.

هراری مدرک دکترای تاریخ خود را از دانشگاه آکسفورد گرفته است.

صد هزار سال پیش، دست‌کم شش گونۀ انسانی بر روی زمین زندگی می‏کردند. امروز تنها یکی به‏جا مانده است:

ما،

انسان‏های خردمند

چه‌طور گونۀ ما در نبرد برای سلطه بر دیگران پیروز شد؟
چرا نیاکانِ شکارگر ـ خوراک‌جوی ما اقدام به ساختن شهرها و برپایی پادشاهی‏ها کردند؟ چگونه به خدایان و ملت‏ها و حقوق بشر ایمان آوردیم، به پول و کتاب‏ها و قوانین اعتماد کردیم، و خود را بردۀ بوروکراسی و مصرف‏گرایی و حرص ‏و آز برای خوشبختی ساختیم؟ دنیای ما در هزارۀ آینده چه شکلی به‏ خود خواهد گرفت؟
انسان خردمند به‏گونه‏ای جسورانه، همه‌جانبه و بحث‌انگیز هر آنچه را تا کنون گمان می‏کردیم در مورد انسان می‏دانیم به چالش می‌کشد: افکارمان، رفتارمان، اعمال‌مان، اقتدارمان… و آینده‏‌مان را. از همگی‌مان با هر ایمان و اعتقادی می‌خواهم که روایتهای زیربنایی جهان را زیر سؤال ببریم، پیشرفت‌های گذشته را با دلمشغولی‌های کنونی مرتبط کنیم و از نتایج جدل‌انگیز آن نهراسیم.

دکتر یووال نوح هراری از دانشگاه آکسفورد دکترای تاریخ دارد و در دانشگاه بیت‌المقدس تاریخ جهان تدریس می‌کند. موضوع اصلی این پژوهش او سؤالات صریحی است همچون:
رابطۀ تاریخ و زیست‌شناسی چیست؟ آیا عدالتی در تاریخ یافت می‌شود؟ آیا در مسیر تاریخ مردمان سعادتمندتر شده‌اند؟
۶۵۰۰۰ نفر در دورۀ اینترنتی تدریس تاریخ مختصر بشر او ثبت‌نام کرده‌اند.

اقتصاد خیر و شر (جست و جوی معنای اقتصاد از گیل گمش تا وال استریت)

   توماش زدلاچک

   احد علیقلیان

اقتصاد به معنای ساده،  فن یا دانش تخصیص امکانات محدود به انسان‌هاست و از این حیث همواره در طول تاریخ بشر ضرورت داشته است. به همین خاطر است که کسنوفانس، متفکر یونانی ۴۰۰ سال قبل از میلاد نوشت: «حتی اگر کسی ثروتی نداشته باشد چیزی به نام علم تدبیر منزل وجود دارد.» اقتصاد در آغاز دانش تدبیر منزل بود و واژه آن یعنی اکونومی از دو واژه اویکوس یعنی خانه یا منزل یا خانوار و نوموس یعنی قانون بر آمده است.

اکونومی یا اقتصاد نیز در آغاز معرفتی ذیل رشته‌های دینی، الهیات، اخلاق و فلسفه بود. اما به تدریج با پیشرفت انسان در سایر ابعاد حیات گسترشی بی‌سابقه یافت، به گونه‌ای که امروز اقتصادی که می‌شناسیم پدیده‌ای فرهنگی است. داستان تحول اقتصاد از حساب و کتابی ساده تا دانشی پیچیده و پیشرفته در امروز را می‌توان در کتاب جذاب و خواندنی توماش زدلاچک یعنی اقتصاد خیر و شر خواند که به تازگی با زیرعنوان «جست‌وجوی معنای اقتصاد از گیل گمش تا وال استریت» توسط احد علیقلیان ترجمه شده و نشر نو آن را منتشر کرده است.

در پیشگفتاری که واتسلاف هاول، سیاستمدار، نمایشنامه‌نویس و نویسنده سرشناس و درگذشته (۲۰۱۱ در گذشت) چک در سال ۲۰۰۹ بر این کتاب نوشته تاکید شده که نویسنده این کتاب تصورات قالبی درباره اقتصاد را در هم شکسته و کوشیده از بند تخصص تنگ نظرانه رها شود. کتاب سفری به فراسوی مرزهای اقتصاد به هدف نشان دادن ارتباط آن با تاریخ، فلسفه، روان‌شناسی و افسانه‌های کهن است، کتابی که در آن اقتصاد راهی می‌شود برای ماجراجویی. نویسنده کتاب از معدود کسانی است که پایه‌های علم اقتصاد را لرزانده است. او عضو شورای ملی اقتصاد در پراگ است و آثارش جزو پرفروش‌ترین کتاب‌هاست. او در اقتصاد خیر و شر در رشته اقتصاد تجدید نظر اساسی می‌کند و فرض‌های ما را درباره جهان به چالش می‌کشد.

از دید زدلاچک اقتصاد نه فقط پژوهش‌های ریاضی بلکه پدیده‌ای فرهنگی و محصول فرهنگ است. از دید او حتی پیچیده‌ترین الگوی ریاضی هم در واقع داستان و حکایت است؛ کوشش ما است برای فهم عقلانی جهان پیرامون‌مان. علم اقتصاد هم جهان را توصیف می‌کند و هم معیارهای بهنجاری را تبیین و وضعیت آرمانی را مشخص می‌کند. در سراسر کتاب این پرسش‌ها مطرح می‌شود که معنی و هدف اقتصاد چیست؟ آیا می‌توانیم هر کاری را که به لحاظ فنی قادر به انجام آن هستیم به لحاظ اخلاقی انجام دهیم؟ کتاب اقتصاد خیر و شر با برتری نهادن حکمت فیلسوفان و شاعران بر الگوهای خشک ریاضی، تغییر شیوه محاسبه ارزش اقتصادی را نوید می‌دهد. کتاب بعد از مقدمه از دو بخش و ۱۴ فصل تشکیل شده است. بخش اول اقتصاد باستان و فراسوی آن نام دارد.

در فصل اول با عنوان حماسه گیل گمش به نخستین تلاش‌های انسان در جست‌وجوی اقتصاد اختصاص دارد.

فصل دوم با عنوان عهد عتیق به تکاپوهایی که بشر از خلل ادیان در جهت تنظیم زندگی اقتصادی خود صورت داده می‌پردازد.

فصل سوم یونان باستان است و اندیشه اقتصادی متفکرانی چون افلاطون و ارسطو و رواقیان و لذت گرایان را وا می‌رسد.

در فصل چهارم با عنوان مسیحیت به تفکر اقتصادی در اروپای قرون وسطی اشاره دارد. فصل پنجم دکارت نام دارد و به نخستین تلاش‌های انسان خردمند برای تبیینی سکولار از اقتصاد می‌پردازد.

فصل ششم درباره مندویل از پیشگامان علم اقتصاد است.

فصل هفتم نیز آدام اسمیت، پدر اقتصاد جدید است. بخش دوم کتاب به تحولات اقتصاد به مثابه علم در عرصه‌ای سراسر عرفی و گسسته از آسمان اشاره دارد.

در این بخش کتاب نویسنده نشان می‌دهد که آنچه امروز علم اقتصاد نامیده می‌شود، چگونه از رهگذر اندیشه‌های متفکران و مکاتب و جنبش‌های فکری تکوین و بسط می‌یابد.

پنچا تنتره (کلیله و دمنه)

   پاندیت ویشنو شرمه

   عبدالعلی براتی و جی لی چاندیرا مینی

ترجمه متن کامل پنچاتنتره
بالاخره متن اصلی کتاب کلیله و دمنه به فارسی امروز ترجمه شد.
پنچاتنتره اثر گرانسنگ حکیم بزرگ هند پاندیت ویشنو شرمه است.
این اثر حدود سال ۲۰۰ پیش از میلاد نوشته شده و یکی از کهن ترین شاهکاری ادبیات داستانی است. پنچاتنتره یا ” پنج کتاب” در قالب قصه هایی شیرین و سراسر حکمت به خواننده می آموزد که چگونه به کامیابی دست یاید. طبیعت انسان را روانکاوی می کند، تزویر و دروغ و دغلکاری او را نشان می دهد و نیز کنش خردمندانه او را برای رویارویی با این عرصه های تاریک شخصیت انسانی می آموزد. کتاب حاضر ترجمه کامل پنچاتنتره است که حکیم بزرگ پاندیت ویشنو شرمه نوشته است.
… ” قصه ها هر یک دارای درونمایه ای اخلاقی و فلسفی است که در کوران زمان و تاریخ درستی و صحت آن محک خورده و حتی در دوران ما یعنی در عصر وحشت از جنگ اتمی و دیوانگی بشر هنوز طراوت و تازگی دارند.

نام کتاب کلیله و دمنه به گوش اکثر ما آشناست. کتابی قدیمی از تمدن هند که قهرمانان قصه های تمثیلی و حکایات اخلاقی آن حیوانات هستند. شاید ندانیم خیلی از کارتون های دوران کودکی یا قصه هایی که برایمان تعریف کرده اند اقتباس هایی از این کتاب بودند. اصل بسیاری از داستان های ادبیات فارسی به طور مثال داستان هایی ار مثنوی معنوی مولانا در این کتاب است.
اما کلیله و دمنه خواندن و لذت بردن از شیرینی داستان ها خیلی هم آسان نبود. ترجمه های فارسی این کتاب رنگ و بویی از نثر عربی و فارسی کهنه ای دارد و خواننده امروزی را مایوس می کند. گزیده ها و ساده شده های این کتاب هم نمی توانند هرگز درک درستی از کلیت این متن به خواننده ارائه دهند.
پنجاتنتره ( کلیله و دمنه) که به تازگی با ترجمه عبدالعلی براتی و با همت انتشارات صدای معاصر چاپ شده است پاسخی است به نیاز تمام کسانی که می خواهند فارغ از سختی های متون قدیمی، کهن کلیله و دمنه بخوانند و از آن برای زندگی در دنیای الان یاری بگیرند.
ترجمه فارسی کتاب از ترجمه انگلیسی متن سنسکریت اصل کتاب است. ترجمه فارسی بسیار شیوا و شیرین است. فراموش نکنیم که کلیله و دمنه کتابی است فراتر از مرزهای جغرافیایی و مقاطع تاریخی و برای هر انسانی پیام خاص خود را دارد. همین دلیل ماندگاری این کتاب و پرفروش بودن آن در کنار کتب مقدس است.
پنچاتنتره پنج فصل یا پنج کتاب است. عناوین کتاب ها به ترتیب این چنین اند: اختلاف بین دوستان، دوست یابی، کلاغ ها و جغدها، تاوان سود و منفعت و در نهایت کتاب آخر: زیان کارهای نسنجیده.
مترجم کتاب مقدمه بسیار روشنگری بر کتاب نوشته است و ترجمه های دیگر از این کتاب در ادوار مختلف تاریخ را معرفی کرده است. متن ترجمه فارسی کتاب بسیار شیوا و خواندنی است.
انتشارات صدای معاصر کتاب را بسیار وزین و زیبا با قیمت مناسب چاپ کرده است و همین شیرینی خواندن کلیله و دمنه را مضاعف ساخته است.

 

ناتان فرزانه

گوتهولد افرایم لسینگ

ترجمه کامران جمالی

لسینگ (به آلمانی: Gotthold Ephraim Lessing) (زاده ۲۲ ژانویه ۱۷۲۹ – ۱۵ فوریه ۱۷۸۱)، نویسنده، فیلسوف، ناشر و منتقد ادبی آلمانی و از چهره‌های مهم عصر روشنگری است. نوشته‌ها و نمایشنامه‌های او نقش کلیدی در شکل‌گیری ادبیات آلمانی داشته است.

لسینگ را شاعر، نویسنده، و فیلسوفی می‌شناسند که آثارش دو موضوع را در کانون خود دارد: رواداری و انسانیت . سبک ادبی او شوخ و طناز بود. او مخالف جزم اندیشی مذهبی و برداشت خشک از متن انجیل بود. انتشار نظراتش در این باره او را وارد جدالی ادبی با کشیشی هامبورگی کرد. با منع شدن او از ادامه این جدال او نمایشنامه‌ای به نام ناثان (ناتان) خردمند نوشت که در آن به اندیشه رواداری دینی پرداخته است. داستان این نمایشنامه در زمان جنگ‌های صلیبی و در اورشلیم اتفاق می‌افتد، نمایشنامه روایت داستانی است که بین حاکمی مسلمان، بازرگانی یهودی و جنگ‌آوری مسیحی اتفاق می‌افتد. در این داستان لسینگ محبت و دوستی را خود معجزه‌ای می‌داند و بر برابری هر سه دین و عدم برتری یکی بر دیگری تاکید می‌کند .

از میان نویسندگان کلاسیک آلمانی سه نام در کتاب های مدرسه و متن های پیشنهادی آموزگاران و استادان از بس آمد بیشتری برخوردار است: گوته ، شیلر و لسینگ .
این آوازه از دوران حیات سه هنرمند نامبرده تا زمان سلطه ی هیتلر ادامه داشت. در آن دوازده سال هولناک دیگر «ناتانِ فرزانه» نه اجازه ی نمایش یافت و نه دیگر کسی می توانست در مدرسه یا دانشگاه آنرا بخواند. اما پس از پایان حکومت ترور و خفقان هنر تآتر مشتاقانه تر از پیش «ناتان فرزانه» را روی صحنه آورد.
تا امروز این اثر نه تنها در تآترهای نامدار کشورهای آلمانی زبان بلکه در تآترهای کوچک تر از جمله در مدارس و شهرهای کم جمعیت هم نمایش داده می شود.
«ناتان فرزانه» در بسیاری از مدارس سرزمین های آلمانی زبان در شمار متن های اجباری است و یکی از آموزش های آزاداندیشی و رواداری به شمار می آید.

اما این نمایشنامه تنها اثر لسینگ نیست که در سده ی بیست و یکم نیز همچنان خواننده و بیننده دارد. دو اثر نمایشی دیگر او هم مرتب به اجرا در می آید: «امیلیا گالوتی» و «مینافن بارنهلم»، همانگونه که شمار نه چندان کمی از شعرها و فابل های این هنرمند جسور امروز هم تجدید چاپ می شود.

برف در تابستان

   سایاداو یو جوتیکا

   نیما قربانی

برف در تابستان اندیشه‌های انسانی پر از درد، امید، تنهایی و شادکامی است که بر اثر پرورش بهوشیاری و تمرین نظاره‌گری خود و زندگی، درکی بس عمیق و ساده یافته است. پرورش فرایندهای طبیعی اگاهی و توجه بهوشیاری (mindfulness) خوانده می‌شود. اندیشه‌های این کتاب محصول بهوشیاری در فرهنگی متفاوت از ماست، اما درکی انسانی و خواندنی دارد. واگویی خردی است که با بهوشیاری هر انسانی در زمان و مکان متفاوت قرابت دارد.

می‌شود هر صفحه آن را باز کرد و خواند و سادگی، عمق و خردمندی تاملات انسانی با مسائل انسانی را در سایه حفظ و تداوم بهوشیاری‌اش مشاهده کرد. برخی ادم‌ها بهوشیارترند و برخی کم‌تر اما همه استعداد تقویت اگاهی و توجه از طریق تمرین را دارند. در بهوشیاری کارکرد اگاهی و توجه به واقعیت پیش روی در درون و برون بر اثر تمرین ارتقا می‌یابد.

نویسنده در کتاب حاضر نخست به ماهیت ذهن و بهوشیاری و مراقبه می‌پردازد و نکاتی را درباره روش‌های پرورش بهوشیاری در قالب مراقبه یاداور می‌شود. فصل‌های دیگر کتاب تاملات حاصل از بهوشیاری و نظاره‌گری نویسنده در خصوص خلوت کردن روانی ِتجربه عشق پدرانه (مادرانه) و تربیت فرزند ِ ماهیت زندگی و مرگ و مواجهه با انها ِ یادگیری و اموزش در قالب انتقال تجربه ِتاملاتی در مورد ارزش و فلسفه و مشخصات رابطه سالم و ناسالم است.

این کتاب گزیده‌ای از نامه‌های (سایاداو یوجوتیکا) است که از ۱۰ تا ۱۵ سال پیش به شاگردان غربی‌اش نگاشته است.
ترجمه شیوای این کتاب توسط  دکتر نیما قربانی استاد محترم  رشته روانشناسی دانشگاه تهران صورت گرفته است . امید است دانشجویان رشته روانشناسی  رواندرمانگران و عموم علاقمندان به زندگی معنوی انسان از مطالعه آن بهره کافی ببرند .

رساله الهی سیاسی

بندیکت اسپینوزا

دکتر علی فردوسی

رساله الهی سیاسی یا رساله الهیات و سیاست(به انگلیسی:Theologico-Political Treatise، به لاتین:Tractatus Theologico-Politicus)کتابی از اسپینوزا در زمینه فلسفه سیاسی و الهیات است که در ۱۶۶۵ در وربورگ نوشته شد و در سال ۱۶۷۰ بدون نام منتشر شد (به دلیل ترس از محتوا). موضوع کتاب نقادی کتاب مقدس (به طور کلی الهیات) و سیاست است و بسیار جنجال‌برانگیز بوده وهست. جزو کتاب‌های ممنوعه ی زمان خود بودولی رسماً چهار سال بعد ممنوع شد. رساله الهی سیاسی، اثری بسیار مهم و تأثیر گذار بر روشنفکران بعد خود بود. برای انشار آن خوانندگان صفحهٔ اول آن را که دارای عنوان آن بود عوض می‌کردند و به جای آن عنوانی طبی یا تاریخی بر آن می‌گذاشتند تا شناسایی نشود. کتاب‌های زیادی در رد آن نوشته شده است.

بخش الهیات کتاب

از مطالب ترجمه شده این بخش کتاب:

ترس خرافه را می‌پروراند. اشخاص ضعیف و حریص از روی بد بختی از عبادت استفاده می‌کنند واشک‌های زنانه می‌ریزند تا از خداوند درخواست کمک کنند. تجمل و تشریفات دردین قرار داده شده اند تا ذهن انسان را با تعصبات مسدود کنند و برای عقل جایی نمی‌ماند که حتی اندکی شک کند. فراموش نکنید که عقل بازیچه الهیات نیست.

او دین را دستمال رازهای مضحک می‌نامد که اشخاصی را به خود جلب می‌کند که عقل را تحقیر می‌کنند. او در مقابل این پرسش که یهودیان قوم برگزیده خداوند هستند، می‌گوید:این اعتقاد بی معناست. هرکس با خواندن صادقانه قوانین موسی متوجه می‌شود خداوند فقط با انتخاب سرزمینی کوچک که در آن در صلح و صفا زندگی کنند به آنان عنایت داشته‌اند.

او در مقابل این پرسش که متون مقدس کلام خداوند هستند، می‌نویسد:کتاب مقدس صرفاً شامل حقیقت روحانی-یعنی تمرین عدالت و نیکوکاری-است، نه حقایق زمینی ونیز اصرار می‌کنند همه کسانی که قوانین دنیوی را (مثلاً در جایی او قوانین سخت گیرانه استنتاج شده حکومتی یا اجتماعی یهودیت از تورات را زیر سؤال می‌برد و می‌گوید این‌ها استعاره هستند) در کتاب مقدس پیدا می‌کنند یا در اشتباه‌اند یاخودخواه. مثلاً او رفتار خیلی‌ها را که سعی می‌کنند قوانین علمی را از کتاب مقدس پیدا کنند که در اسلام هم این مسئله وجود دارند را اشتباه می‌داند. انشتین نیز به عنوان کسی که بارها در مقابل این تفسیر هاب علمی-دینی قرار گرفته می‌گوید:متن علمی نهایی استنتاج شده در نهایت به همه چیز شباهت دارد غیر از کتاب مقدسی که از آن استنتاج شده! در اصل این هاجهت داری شده‌اند)

او مقدمه را با یک اخطار به پایان می‌رساند:من از بسیای از افراد می‌خواهم کتاب مرا نخوانند:توده بی سواد و خرافاتی که فکر می‌کنند که عقل چیزی جز بازیچه الهیات نیست، از این کتاب چیزی نمی‌فهمند. درواقع شاید ایمانشان آشفته گردد.

در مورد سیاست و حکومت

هدف نهایی حکومت نه تسلط بر مردم باید باشد نه محدود ساختن آنان از راه ترس و وحشت؛ و نه وادار کردن آنان به اطاعت، بلکه باید هدف آن آزاد ساختن مردم از ترس باشد تا بتوانند در بیشترین امنیت ممکن زندگی کنند. به عبارت دیگر، باید حق طبیعی انسان به زنده بودن مورد حمایت قرار داد تا با اطمینان کامل و بدون اینکه بر خود یا بر همسایه خودزیان وارد سازند زندگی کنند. هدف نهایی حکومت این نیست که انسان را از موجودی صاحب خرد و اندیشه به چهارپایی لایعقل (بدون فکر) یا عرو سک خیمه شب بازی مبدل کند، بلکه باید آن‌ها را چنان آماده سازد که روح و جسمشان را در امنیت تمام بپرورند و عقل خود را به کار ببندند و نگذارند که قدرت مردم در راه کینه جویی و خشم و فریب مصرف شود و نه معروض رشک و ستم واقع شود. در واقع غرض و هدف اصلی حکومت همانا آزادی است.

در یک حکومت آزاد، هرکسی آزاد است، آنچه می‌خواهد بیندیشد، و آنچه می‌اندیشد، بر زبان آورد.

من قبول دارم که فرمانروا حق دارد به خشونت آمیزترین وجهی حکم براند و به هر خرده دلیلی، شهروندان را به دست مرگ بسپارد، امّا کسی نمی‌تواند مدعی شود که این کار وی مطلوب عقل سلیم است، مطلوب نیست از این رو که چیزهایی از این دست بدون به خطر انداختن جدی خود او انجام پذیر نیست، و از این رو حتی می‌توان قدرت مطلق او را در دست زدن و عمل به این کارها منکر شد و به تبع آن، حق او را، زیرا که [روشن است] حقوق فرمانروا محدود به قدرت اوست. از آنجا که هیچ‌کس نمی‌تواند از آزادی اندیشیدن و احساس خود دست بکشد، بلکه بر اساس حق طبیعی سلب ناپذیرش، ارباب اندیشه‌های خود است، این نتیجه به دست می‌آید که، اندیشه انسان‌ها را، که سخت متنوع است و بسا که در مغایرت با همدیگر، نمی‌توان بدون پی‌آمدهای فاجعه بار، به جبر وادار کرد که فقط (و یک‌زبان) در سازگاری با فرمان‌های قدرت حاکم سخن بگویند. حتی اگر از تودهٔ مردم سخن نگوییم، مجرّب‌ترین کسان هم، خاموشی را تاب نمی‌آورند. این از نقطه ضعف‌های مشترک انسانی است که اندیشه‌های‌شان را با دیگران در میان نهند. حتی آن جایی که خاموشی و رازداری ضرورت دارد. از این رو، هر جا که فرد از بیان آزاد و آموزاندن اندیشه‌هایش منع شود، حکومت از خشونت‌ورزترین حکومت‌ها خواهد بود و آنجا که افراد از این آزادی بهره‌مند باشند حکومت معتدل است. با این حال، انکار نمی‌توان کرد که اقتدار حاکم ممکن است از سخن‌ها همان قدر آسیب ببیند که از کردارها، با آنکه آزادی مورد بحث را نمی‌بایست به کل از تابعان (رعایا) دریغ کرد، ولی واگذاری نامحدود آن نیز زیان‌بار خواهد بود، از این رو اکنون بایستی بررسید، چنین آزادی را تا به چه حد می‌توان و باید داد بدون اینکه آرامش کشور برهم خورد یا قدرت فرمانروایان به خطر افتد. همان‌طور که در ابتدای باب ۱۶ گفته ام، این، هدف اصلی من است. اینکه مقرر سازند، همگان یکسان سخن بگویند، اصلاً ناشدنی است، زیرا فرمانروایان هرقدر بیشتر بکوشند که آزادی بیان را محدود کنند با ایستادگی سرسختانه‌تری روبه رو خواهند شد، در واقع نه با ایستادگی از سوی مال‌پرستان آزمند و چاپلوسان و دیگر سست‌عنصران خردباخته‌ای که می‌پندارند بالاترین شادکامی‌ها، انباشتن شکم‌هاشان وحظّ بردن از شمردن پول کیسه‌هاشان است، بلکه ایستادگی از سوی آنانی که از راه آموزش خوب، خصلت نیکو و فضیلت به آزادی بیشتر رسیده‌اند.

در ترجمه فارسی این کتاب داریم:

با این وجود، مشارکت و هشیاری انسان می‌تواند بسیار به ما کمک کند تا در امنیت گذران کنیم و از آسیبِ دیگران و جانوران بپرهیزیم. زیرا انگیزه، عقل و تجربه به ما یاد داده‌اند که هیچ راه مطمئن‌تری برای برقراری جامعه‌ای با قوانین استوار، بر گُرده‌ای از زمین، در راستای تجمیعِ امکانات تک تک افراد در هیأت یک کالبد، که اگر مجاز باشیم آن را کالبد اجتماعی خواهیم خواند، وجود ندارد.  امّا برای ایجاد و پایش یک جامعه، به هوش و پشتکار فراوانی نیاز است. بنابراین، آن جامعه‌ای امن‌تر، پایدارتر، و کم‌آسیب‌پذیرتر از تعرضِ بخت است که در اغلب موارد توسط مردمانی خردمند و کوشا تأسیس یافته باشد. از طرف دیگر، جامعه‌ای که برساخته از آدمیانی با عقلی ناقص باشد بیشتر بازیچه‌ی بخت است و ثبات کمتری دارد. “

12