جنایت و مکافات (۲جلدی)

فیودار داستایفسکی

ترجمه: حمیدرضا آتش برآب

راسکُلنیکُف به دلیل بدهکاری و نیاز شدید مالی، پیرزنی رباخوار و خواهرش را با تبر به قتل رسانده و با این تصور که همه به او مظنون هستند کارش به جنون می‌کشد. وی به دلیل عذاب وجدان و احساسات عاشقانه نسبت به سونیا دست به اعتراف می زند …

دانشجویی به نام رادیون رومانویچ راسکُلنیکُف به دلیل بدهکاری و نیاز شدید مالی، همچنین برای بدست آوردن پول، پیرزن رباخواری به نام آلیونا ایوانونا و خواهرش لیزاوتا ایوانونا که به طور غیرمنتظره هنگام حادثه سر می رسد را با تبر به قتل می رساند. پس از قتل خود را ناتوان از خرج کردن پول و جواهراتی که برداشته می‌بیند و آنها را پنهان می‌کند.
پس از این ماجرا راسکلنیکف مجبور می‌شود که به دفعات در دفتر پلیس حاضر شده و هر بار از خود رفتارهایی مشکوک نشان می‌دهد، که پلیس را علی‌رغم نداشتن شواهد به وی مظنون می‌کند. بعد از چند روز بیماری و بستری شدن در خانه، راسکولنیکف با این تصور که همه به او مظنون هستند کارش به جنون می‌کشد. این رفتارهای غیرمعمول باعث می‌شود تا افراد زیادی از جنایت وی مطلع شوند. از جمله سونیا
(دختری که به خاطر مشکلات مالی خانواده‌اش دست به تن‌فروشی می زند و راسکولنیکف عاشق اوست). رادیون رومانویچ به دلیل عذاب وجدان و احساس عاشقانه ای که نسبت به سونیا دست به کار دیگری می زند…

جنایت و مکافات

   فیودور داستایفسکی

  احد علیقلیان

مضمون و درون مایه این اثر فیودور میخاییلوویچ داستایوسکی، تحلیل انگیزه‌های قتل و تأثیر قتل بر قاتل است که نویسنده مسئله رابطه میان خویشتن و جهان پیرامون و فرد و جامعه را در آن گنجانده است. رفتار «راسکولنیکف» در این داستان را میتوان در دیگر آثار نویسنده همچون یادداشتهای زیرزمینی و برادران کارامازوف نیز مشاهده کرد، او میتواند با توجه به توانایی‌هایش کار خوبی برای خود پیدا کند درحالیکه بسیار فقیرانه زندگی میکند. و همچنین «رازومیخین» وضعیتی مشابه با او دارد ولی بسیار بهتر از او زندگی میکند و هنگامی که به راسکولنیکف کاری پیشنهاد میکند او از این کار سرباز میزند و به رغم اینکه که پلیس هیچ‌گونه مدرکی علیه او ندارد او آنها را به خود مشکوک میکند.

داستایوسکی سه بار تلاش کرد تا این اثر را از زبان شخصیت اصلی داستان روایت کند؛ نخست به شکل یادداشت‌های روزانه شخصیت اصلی، سپس به شکل اعتراف او در برابر دادگاه و سرانجام به صورت خاطراتی که او به هنگام آزادی از زندان می‌نویسد ولی در نهایت آن را به روایت سادهٔ سوم شخص مفرد که قالب نهایی رمان بود نوشت. او این داستان را از ژانویه ۱۸۶۶ تا تابستان آن سال، در نشریه «روسکی وستنیک» به چاپ رسانید. این نخستین رمان از رمانهای بزرگی است که نام داستایوسکی را در خارج از کشورش بلند آوازه ساخت. در میان آنها این رمان، شاید به سبب تأثر آنی و جذابیتی که لامحاله یک موضوع پلیسی در خواننده ایجاد میکند،‌ از همه مشهورتر و عامه‌پسندتر بوده باشد ‌و امروز هم چنین است.

بر پایه این رمان، فیلمی سینمایی به کارگردانی فیلمساز صاحبنام فنلاندی «آکی کوریسماکی» در سال ۱۹۸۳ میلادی تولید و در دی ماه ۱۳۸۷ از شبکه چهارم سیمای جمهوری اسلامی ایران به نمایش درآمده است.

شرح حال فئودر:
ابتدا حکم اعدام ، سپس تغییر آن به حبس ابد، هشت ماه سلول انفرادی، و سرانجام ۱۰ سال حبس و کار اجباری درمیان جنایتکاران و زندانیان غیرسیاسی، موجب شد که داستایوسکی، نویسنده روس و یکی ازنویسندگان رئالیسم انتقادی ادبیات جهان، نه تنها به نیهلیسم اجتماعی برسد، بلکه با شخصیت های گوناگونی از انسانیت آشنا گردد و شاهد دوئالیسم و ثنویت روانی و رفتاری انسان درآن شرایط سخت و حیوانی گردد. او بعد از بازگشت از بازداشتگاههای سیبریه، چنان از نظر روانی خورد شده بود که امید به هرگونه انقلاب اجتماعی را ازدست داد و بعد بجای سوسیالیسم آته ایستی پیشین خود ، به مسیحیت ناسیونالیستی روس پناه برد.

مضمون و درون مایه این اثر فیودور میخاییلوویچ داستایوسکی، تحلیل انگیزه‌های قتل و تأثیر قتل بر قاتل است که نویسنده مسئله رابطه میان خویشتن و جهان پیرامون و فرد و جامعه را در آن گنجانده است. رفتار «راسکولنیکف» در این داستان را می توان در دیگر آثار نویسنده همچون یادداشتهای زیرزمینی و برادران کارامازوف نیز مشاهده کرد ، او می تواند با توجه به توانایی‌هایش کار خوبی برای خود پیدا کند درحالیکه بسیار فقیرانه زندگی می کند.

جنایت و مکافات

نویسنده: فئودور داستایفسکی

مترجم: مهری آهی

فیودور داستایفسکی داستان‌نویس روس (۱۸۸۱-۱۸۲۱) از رمان‌نویسان واقع‌گرا و بزرگ قرن نوزدهم بود.
دربارۀ نویسنده و اَثر پدر وی پزشکی از طبقۀ متوسط بود که به خاطر بدرفتاری با کشاورزانش به دست آنها کشته شد. فئودور از دانشکده نظامی، مهندسی گرفت ولی بعدها شغل دولتی را رها کرد و سال‌ها در فقر زندگی کرد. چرا که گاه ولخرجی می‌کرد و هست و نیستش را بر سر قمار می‌گذاشت و به خاطر بدهکاری زیاد مجبور می‌شد آثارش را پیش‌فروش کند.

وی حساسیت بالایی داشت و عصبی بود و چند سال بعد نیز دچار بیماری صرع شد. فئودور در بیست و پنج سالگی اولین رمان کوتاهش را با نام «مردم‌ فقیر» به نکراسف شاعر و مدیر مجله‌ای ادبی داد و وی آنقدر از خواندنش هیجان زده شد که ساعت چهار بامداد به در خانه‌اش رفت تا به او تبریک بگوید. در بیست و هشت سالگی به جرم عضویت در گروهی سیاسی تا پای اعدام رفت ولی در آخرین لحظه به فرمان تزار به زندان سیبری فرستاده شد. در سی و چهار سالگی ازدواج کرد. هشت سال بعد همسرش مرد. چندی بعد هم با منشی تند نویسش ازدواج کرد که همین زن دوم با تأسیس شرکت نشر آثارش باعث شد در دهه آخر عمر غم نان نداشته باشد.

داستایفسکی جنایت و مکافات را اول بار در ۴۵ سالگی در یک مجله منتشر کرد. این رمان به خاطر ساختار خوب و محتوای عمیقش از نظر رتبه‌بندی بالاتر از رمان‌های «ابله»، «خاطرات خانه مردگان» و «جن زدگان» ولی کمی پایین‌تر از رمان «برادران کارامازوف» است. داستان از یک نظر رمانی پلیسی است چون در آن قتل و قاتل و پلیس وجود دارد با این تفاوت که داستان از دید قاتل تعریف می‌شود و به جای عمده شدن کشف قاتل در داستان، روان پر رنج قاتلی روشنفکر تجزیه و تحلیل می‌شود. به علاوه تلاش بازرس باهوش برای کشف جرم باعث می‌شود خواننده بیشتر نگران قاتل داستان باشد تا پلیس. قاتلی که مثل همه شخصیت‌های مهم داستایفسکی روانی پیچیده دارد و به راحتی نمی‌توان او را محکوم کرد.