سفرنامه پیترو دلا واله

نویسنده: پیترو دلا واله

مترجم: شعاع الدین شفا

پیترو دلا واله (به ایتالیایی: Pietro Della Valle) (زاده ۱۵۸۶ – درگذشته ۱۶۵۲) جهانگرد ایتالیایی بود که به چند کشور شرقی سفر کرد.
او در خانواده‌ای اشرافی در رم به‌دنیا آمد. مدتی به تحصیل ادبیات پرداخت و زبان‌های لاتین و یونانی را آموخت. پس از شکست در عشق تصمیم گرفت به زیارت سرزمین مقدس برود. نخست با کشتی به قسطنطنیه رفت و یک سال در آنجا ماند. در این مدت زبان ترکی و کمی عربی آموخت. سپس به اسکندریه در مصر رفت. پس از آن به اورشلیم و بعد به دمشق و حلب سفر کرد.
او در تاریخ ۴ ژانویه ۱۶۱۷ (میلادی) مطابق ۲۵ ذی‌الحجهٔ سال ۱۰۲۵ق از راه بغداد وارد ایران شد. در این زمان ایران در جنگ با عثمانی بود. وی در دوران سلطنت شاه عباس بزرگ، مدت شش سال در ایران اقامت کرد و در چندین سفر از ملازمان شاه عباس بود.
در زمان جنگ شاه عباس برای بیرون راندن پرتغالی‌ها از جزیره هرمز، از ایران به سوی هند رفت. مدتی در هند سفر کرد و بعد از راه بصره و بندر اسکندرون و قبرس به رم بازگشت و مورد استقبال پاپ اوربان هشتم قرار گرفت.
گقته می‌شود نخستین مورد مستند از بردن گربه ایرانی به اروپا به دست او بوده است.
او در سال ۱۶۵۲ در شهر رم از دنیا رفت.

سفرنامه شاردن (دوره ۵ جلدی)

مترجم: اقبال یغمایی

به‌تحقیق نمی‌توان گفت که راه ایران از چه زمان به روی مسافران و جهانگردان اروپایی گشوده شده، اما می‌توان باور داشت که شوق سفر کردن به این سرزمین نخست در دل و اندیشۀ سوداگران پدید آمده، و رفت و آمد این گروه بیشتر از زمانی رواج یافته که ایلخانیان بر ایران حکومت می‌کرده‌اند. چه خانان ایلخانی به مناسبت تمایل به مسیحیّت با اروپاییان رفتار خوش و مهرآمیز داشتند، و هرگز به بازرگانان اروپایی بدی نمی‌کردند. اما رفتار فرمانروایان مصر و شام و دیگر کشورهای مشرق زمین بدین‌سان نبود. بر آنان ستمها می‌راندند، به عناوین مختلف جریمه‌شان می‌کردند، و قاطعان طریق مالشان را می‌ربودند، و گاه نیز آنان را می‌کشتند؛ از این رو سوداگران اروپایی همواره رو به ایران می‌آوردند، و پس از بازگشتن به وطن خود از نرمخویی ایلخانان، عدم تعصّبات مذهبی، و سختگیری و کینه‌توزی آنان نسبت به بیگانگان، امنیّت راهها و فراوانی نعمتها داستانهای خوب و وسوسه‌انگیز می‌گفتند.

بیشتر این سیاحتگران به زبان فارسی آشنا نبودند، و مندرجات سفرنامه‌هاشان مسموعاتی بود که به طریقی از زبان افراد عامی می‌شنیدند، از این‌رو نوشته‌هاشان چندان اصالت نداشت؛ اما شاردن فرانسوی که در زمان پادشاهی شاه عباس ثانی، و پسر و جانشینش شاه سلیمان سه بار به ایران سفر کرد، و افزون بر دوازده سال در این کشور به‌سر برد جز زبان‌های فرانسوی و انگلیسی، زبانهای ترکی و فارسی را نیز می‌دانست. او که در سال ۱۶۲۳ میلادی – ۱۰۰۲ خورشیدی – در پاریس به دنیا آمده بود در بیست و دو سالگی به نمایندگی پدرش برای رسیدگی به امور تجاری وی راهی هند شد، و به هنگام مراجعت از آن سرزمین، از راه خلیج فارس به اصفهان آمد و در سال  ۱۰۴۹ خورشیدی به پاریس بازگشت.

شوالیه شاردن در دومین سفرش به ایران پس از گذشتن از قفقاز و تبریز و میانه و قم و کاشان به اصفهان رسید، از مقربان دربار شاه عباس دوم شد، و سمت تاجرباشی شاه یافت. وی در سفر سوم هنگامی به ایران رسید که شاه عباس ثانی حامیش در گذشته بود، و پسر و جانشینش شاه صفی دوم که بعدها شاه سلیمان نامیده شد بر تخت سلطنت نشسته بود.

این جهانگرد معروف چنانکه گذشت زبان فارسی می‌دانست و در طیّ اقامت طولانی خود با درباریان و بزرگان و جاه‌مندان و سفیران کشورهای بیگانۀ مقیم ایران، و نمایندگان کمپانیهای اروپایی، هیأتهای مذهبی آشنا و دوست شد. او شرح احوال و کارهای شاه عباس ثانی و جانشینش شاه سلیمان، و بد و نیک اعمال و نیّات درباریان و بزرگان را به تفصیل تمام نوشت . جز این با علاقه و دقت بسیار به نگارش سابقۀ تمدن و مذهب و اخلاق و آداب و رسوم ایرانیان و دقایق اوضاع تاریخی و جغرافیایی ایران پرداخت، و چون به خط و زبان فارسی آشنا بود در تنظیم مطالب سیاحتنامه‌اش از متون بسیار کتابهای خطی استفاده کرد، و این، یکی از امتیازات برجستۀ سیاحتنامۀ اوست.

شاردن نه روان‌شناس و جامعه‌شناس بود، نه فیلسوف و حکیم، اما قلمی شیوا و شیرین و سحرآفرین داشت، و همین عامل مهم موجب توجه بسیاری از بزرگان و سرآمدان دانش به سیاحتنامۀ او شد؛ چنان که منتسکیو پیش از آن که در سالهای ۱۷۰۹ تا ۱۷۱۳ به پاریس سفر کند، سراسر سیاحتنامۀ شاردن را به دقت خواند، و ولتر نیز بدان توجه خاص داشت، و باز به همین دلیل در فاصلۀ بین سالهای ۱۰۶۵ تا ۱۱۹۰ خورشیدی این سفرنامه چند بار به زبان فرانسوی چاپ، و به زبانهای دیگر برگردانده شده است.

سفرنامه خسرو میرزا به پطرزبورغ و تاریخ زندگی عباس میرزا نایب السلطنه

به کوشش محمد گلبن و مسعود انصاری- تهران: کتابخانه مستوفی- ۱۳۴۹

سفرنامهٔ خسرومیرزا به پطرزبورغ نام کتابی‌است نوشتهٔ میرزا مصطفی بهاءالملک افشار منشی میرزا مسعود مستوفی (انصاری) در شرح سفرنامه هیئت اعزامی از سوی دربار قاجار برای پوزش کشته‌شدن گریبایدوف سفیرکبیرروسیه در تهران به سن‌پترزبورگ پایتخت روسیه.

دستور گسیل این هیئت را عباس میرزا در سال ۱۲۴۴ هجری قمری به میرزا مسعود به عنوان مامور سفر صادرنمود. سپس چند ماه پس از اقامت هیئت در قفقاز و فراهم نمودن پیش‌زمینه‌های دیدار از پایتخت روسیه، سرانجام خسرومیرزا قاجار هفتمین پسر عباس میرزا به عنوان نمایندهٔ دربار ایران به این گروه پیوست. نویسندهٔ کتاب -بهاءالملک- یا آنچه را که نوشته‌است در سفر به چشم دیده یا از شنیده‌های میرزا مسعود مستوفی بهره برده‌است. کتاب در اصل در شش فصل بوده‌است؛ ولی فصل ششم کتاب به نام در اطوار مراجعت مفقود گردیده‌است. در این کتاب گزارشی نغز از برخورد ایرانیان با کارخانجات روسی، صنایع مدرن، بالون، لیتوگرافی، موزه، گلخانه، تاکسیدرمی و…آمده‌است. نویسنده به تقریب هرجا که پیشرفتی در کار روس‌ها دیده افسوس خورده که چرا ایرانیان از این زمینه‌ها بی‌بهره‌اند و در متن کتاب هم پیشنهادهایی برای گسیل دانشجویان از ایران به روسیه و دیگر کشورهای فرنگ برای آموختن و ترقی طرح می‌کند.

اعضای این هیئت که به سن‌پترزبورگ رسیدند عبارت بودند از: خسرو میرزا قاجار، میرزا مسعود مستوفی، میرزا صالح شیرازی، امیرنظام زنگنه، میرزا مصطفی (نویسندهٔ کتاب)، میرزا بابا افشار (پزشک هیئت) و گروهی دیگر از جمله میرزا تقی خان فراهانی(امیرکبیر آینده) و شماری خدمه.

سفرنامه به سوی اصفهان

پیر لوتی

ترجمه: بدرالدین کتابی

« به سوی اصفهان» (Vers Ispahan) شرح بسیار جامع و دقیق و در عین حال شیوا و دلپذیری است که پیر لوتی نویسنده نامدار فرانسوی در توصیف سفرش به ایران در سال ۱۹۰۱ (مقارن سلطنت مظفرالدین‌شاه) نگاشته است. این مسافرت حدود دو ماه به طول انجامیده و تا اصفهان بر پشتِ اسب و استر و از آنجا به بعد با کالسکه طی شده است. وی به ترتیب از شهرهای بوشهر، برازجان، کازرون، شیراز، آباده، اصفهان، کاشان، قم، تهران، قزوین، رشت و انزلی و بسیاری از شهرک‌ها، قصبه‌ها و روستاهای واقع در مسیر مزبور دیدن و در بعضی از آنها مدتی اقامت کرده است.

شایان توجه است که فقط یک ششم مندرجات سفرنامه به اصفهان اختصاص دارد و انتخاب عنوان «به سوی اصفهان»، به دلیل دلبستگی و شیفتگی وافر نویسنده به شهر مذکور و آثار تاریخی آن صورت گرفته است.

سفرنامه مادام دیولافوا

مادام دیولافوا

ترجمه: همایون فره وشی

مادام ژان دیولافوا (به فرانسوی: Jane Dieulafoy) همسر مارسل اوگوست دیولافوا (۱۸۴۳–۱۹۲۰)، مهندس راه و ساختمان و باستان‌شناس فرانسوی بود و به همراه همسرش از سوی دولت فرانسه برای انجام کاوش‌های باستان‌شناسی سه بار به ایران سفر کردند. اولین مسافرت آن‌ها در سال ۱۸۸۱ به بنادر جنوبی ایران صورت گرفت. مادام دیولافوا مطالعات و مشاهدات اجتماعی و یافته‌های باستان‌شناسی همسرش را به صورت یادداشت‌های روزانه جمع‌آوری کرد و در دو کتاب جداگانه انتشار داد.