در حال نمایش یک نتیجه

نمایش 9 24 36

داراب نامه (مولانا محمد بیغمی)

مولانا محمد بیغمی تلخیص و بازنویسی: سیدعلی شاهری

افسانه ها یا داستان های عامیانه از دیر باز به صورت شفاهی سینه به سینه از زمان های دور از نسلی به نسلی در کشور ما به یادگار مانده است. این داستان ها اغلب توسط راویان و نقالان در محافل یا در قهوه خانه ها نقالی می شد. در زمان های نه چندان دور که وسائل ارتباط جمعی مثل امروز نبود، مردم برای سرگرم شدن و گذراندن اوقات فراغت بیشتر به قهوه خانه می رفتند و پای نقالان و افسانه  پردازان قهوه خانه ها می نشستند و یا در محافل خانوادگی در شب های طولانی زمستان گوش به قصه ها و داستان های مادر بزرگ و پدر بزرگ ها می  سپردند. بیشتر افسانه ها و داستان های عامیانه ایرانی، زاده تخیل راویان و نقالان بوده، اغراق و کارهای محیرالعقول و سرگذشت جن و پری، دیو و اژدها از ارکان این داستان هاست. زمان و مکان در داستان های ایرانی از هیچ اصول قصه نویسی پیروی نمیکند. ممکن است در قصه ها از مکانهای تاریخی نام برده شود اما هیچ گونه سندیت تاریخی ندارند.