نمایش یک نتیجه

نمایش 9 24 36

خاطرات شاپور بختیار

120,000 تومان
   حبیب لاجوردی

مباحث و محتواي اصلي خاطرات در اين مصاحبه عبارت‌اند از :عضويت و فعاليت در حزب ايران، فعاليت در اتحاديه‌هاي كارگري اصفهان در هنگام تصدي مشاغلي در اصفهان ;دولت مصدق ;اقدامات رهبري حزب توده ;نهضت ملي ايران ;عضويت و فعاليت در نهضت مقاومت ملي ;اصلاحات و اقدامات بختيار در وزارت كار ;چگونگي تشكيل، اقدامات و سرنوشت جبهه ملي دوم ; و بالاخره چگونگي دريافت مقام نخست وزيري براي مدت 37روز در آستانه انقلاب و حوادث آن ايام و عملكرد بختيار علاوه بر آن، درباره بسياري از شخصيت‌هاي سياسي، درباري، نظامي، اداري دوران پهلوي دوم و گوشه‌هايي از حوادث كشور و مبارزات مردم و روحانيون و به طور كلي رواياتي از زمينه‌هاي انقلاب، سخن به ميان آمده است . شاپور بختيار به عنوان يك عنصر باسابقه جبهه ملي و كسي كه در بسياري از رخدادهاي سياسي، از قبل از كودتاي آمريكايي 28 مرداد در ايران، حضور مستقيم داشته، ناخواسته تصوراتي را به ذهن تاريخ پژوهان متبادر مي‌سازد كه به هيچ وجه با آن چه در كتاب خاطرات وي آمده است، همخواني ندارد. به عبارت ديگر، براي خواننده بسيار دور از انتظار است كه فردي چون بختيار را در صفحاتي اين گونه مختصر نظاره گر باشد. آن چه موجب شده است تا خاطراتي برخلاف انتظار آگاهان از كم و كيف تاريخ معاصر، عرضه شود از دو حال خارج نيست: اول اين كه آقاي بختيار در سالهاي پاياني عمر سياسي خويش رسماً و علناً وارد مناسباتي شده كه به طور قطع براي وي محدوديت آور بوده است. در چارچوب اين احتمال، ايشان بايد ترجيح داده باشد تا بسياري از موضوعات مهم را ـ كه يا در بطن آنها حضور داشته يا از نزديك در جريان آنها قرار مي‌گرفته است ـ ناديده بگيرد. براي نمونه وقوع كودتاي آمريكايي 28 مرداد را كه بيان چگونگي آن موجبات بي اعتباري را براي آمريكاييان به بار مي‌آورده، لذا براي بختيار به عنوان آخرين برگ سياسي واشنگتن به منظور حفظ رژيم پهلوي، نه مطلوب و نه مقدور بوده است. در چارچوب احتمال دوم نيز مي‌توان چنين پنداشت كه اصولاً مركز مطالعات خاورميانه دانشگاه هاروارد آمريكا به دليل تعلقات ناشي از پيوندهاي مالي و ارگانيك، اما غيرآشكار هاروارد با سازمان مركزي اطلاعات اين كشور، نخواسته است متعرض موضوعاتي شود كه كارنامه عملكرد آمريكا را در ايران داراي مستندات بيشتري سازد. به هرحال، هر يك از اين شقوق را علت غايي گشوده شدن تنها پنجره اي بسيار كوچك به زندگي سياسي آخرين نخست وزير محمدرضا پهلوي بدانيم، تفاوت چنداني در ميزان بهره مندي خوانندگان از اين اثر نخواهد كرد. از آنجا كه از همين روزنه، واقعيتهاي بسيار ارزشمندي در معرض قضاوت قرار مي گيرد، لذا به نظر مي رسد توقف در اين موضوع كه آيا عامل اين محدودسازي، مركز مطالعات خاورميانه دانشگاه هاروارد بوده يا تمايلات خود آقاي بختيار، چندان راهگشا نخواهد بود، به ويژه آن كه هر دو احتمال داراي آبشخور مشتركند.