نمایش دادن همه 5 نتیجه

نمایش 9 24 36

سقراط عاشق

27,000 تومان
کیوییچی کاتایاما ترجمه: علی شیعه علی پرفروشترین رمان تاریخ ادبیات ژاپن

فارنهایت ۴۵۱

52,000 تومان

نام نویسنده : ری بردبری

نام مترجم : علی شیعه علی

خون در سرش جمع می شود و دستانش تبدیل به دستان مسحور کننده رهبر ارکستری می شوند که تمام سمفونی های اندوهناک و سوزان برجسته تاریخ را می نوازند. کلاه خودش که عدد 451 را بر تن سر و بی روح خود می بیند را بر سر دارد . چشمانش آتشی سرخ در خود دارند و آکنده از اندیشه آینده هستند . مرد تلنگری بر آتش زنه می زند و خانه آتش افکن پر می شوند تا آسمان عصر گاهی را سرخ و زرد و سیاه بسوزاند . انگار که همراه دسته ای کرم شب تاب شده است .درست مثل خمیری که بر تن داغ و گرگرفته تنور می چسبد ، کتاب های از هم باز شده و سوزان را بر ایوان این خانه به چنگال مرگ می سپارد . باد کتاب های سوزان و درخشان را در آسمان و درخشان را در آسمان به رقص در می آورد و با خود به دور دست های دور می برد و تاریکی چسبناک شب را روشنی می بخشد.

مردی با چهره آشنا

76,000 تومان
نویسنده: کایم مک دانل مترجم: علی شیعه علی

وداع

40,000 تومان

جان مک گاهرن

ترجمه: علی شیعه علی

جان مك گاهرن، كه در سن 71 سالگي از بيماري سرطان درگذشت، بدون ترديد بعد از ساموئل بكت مهمترين رمان‌نويس ایرلند بود. اگر چه وي در زمينه‌ي داستان كوتاه رقباي زيادي داشت كه مشهورترين‌شان ويليام تروور بود، اما رمان‌هايش پادگان ( 1963)، تاريكي ( 1965)، وداع ( 1974) و ميان زنان (1990) كه براي جايزه‌ي بوكر نامزد شد و كتاب «آنها ممكن است با خورشيد درحال طلوع مواجه شوند« (2002) پرتره‌اي از جامعه‌اي ساخته‌اند كه از واپس زدگي به سوي آزادي و اعتماد به نفس قدم برداشته است. مك گاهرن - پسر يك افسر پليس و يك معلم مدرسه - در ليتريم واقع در غرب ايرلند متولد شد. وي در دانشگاه دوبلين به تحصيل زبان انگليسي پرداخت، آن‌گاه به شغل معلمي در مدرسه‌ي ملي دوبلين پرداخت. وي پس از نوشتن كتاب « پادگان» از شوراي هنر يك بورسيه دريافت كرد. اما كتاب تاريكي‌اش از سوي هيات نظارت كتاب ايرلند، ممنوع چاپ شد، به اين ترتيب حق تدريس نيز از وي گرفته شد. اما وي اين ممنوعيت را لغو كرد و شغلش را از سر گرفت اما بار ديگر از سوي اسقف اعظم كاتوليك دوبلين عزل گرديد. حتا در اواسط دهه 1960 بار ديگر انگ سياسي و فرهنگي به وي خورد. مك گاهرن در سال 1965 با آنيكي لاكسي، كارگردان تئاتر فنلاندي ازدواج كرد كه اين ازدواج نيز منجر شد اتحاديه كار از جنگيدن براي پرونده‌اش امتناع ورزد. به اين ترتيب مك گاهرن كه بسيار صدمه ديده بود به مدت يك دهه به خارج رفت و پس از بازگشت در مزرعه‌ي كوچكي در ليتريم مستقر شد. كتاب‌هاي پادگان و تاريكي نشان مي‌داد كه تم اصلي وي ارتباط‌هاي داخلي، روابط مردان و زنان، والدين و كودكان و امور سنتي ايرلند است. كتاب « وداع» كه بعد از يك دهه سكوت نوشته شده شايد با ياس و نااميدي كه بر وي حاكم شده بود،‌ متزلزل شد به اين ترتيب وي در سال 1984 آن را بازنويسي كرد. وي براي آنچه كه آرامش دروني مي‌ناميد، جنگيد. با پيشرفت درنوشتن كتاب‌هايش، هيجان‌هاي ابتدايي پيرامون وي فروكش كرد، در شاهكارش با عنوان «ميان زنان» و آخرين كتابش «ممكن است آنها با خورشيد در حال طلوع مواجه شوند»، زندگي‌هايي را نشان مي‌دهد كه افراد در آنها با اصول خودشان زنده مي‌مانند و خود را متكي به محيط و خانواده نمي‌كنند. داستان‌هاي كوتاهش كه در سال 1992 در يك جلد منتشر شدند پرتره‌هاي پراكنده و بي‌پرده‌اي از روان انسان روستايي است. يكي از اين داستان‌هاي كوتاه با عنوان «كره» به يك فيلم بلند تبديل شد. از مك گاهرن همواره به عنوان يك نويسنده‌ي اگزيستانسياليست ياد مي‌شود. وي به شخصيت‌هاي داستان‌هايش اجازه مي‌دهد، فراتر از اصول مذهبي و اجتماعي ايرلند قدم بردارند. او در داستان‌هايش مردمي را نشان مي‌دهد كه با زندگي با افراد نااميد موافق هستند. طبق نظر وي، بهترين زندگي، زندگي‌اي آرام است. زندگي‌اي كه هيچ چيز در آن اتفاق نمي‌افتد، و انسان تنها شاهد سفر آرام‌ي در طول روز است. زندگي‌اي كه در آن تغيير، نامحسوس است و جهاني كه زندگي با ارزش شامل همه چيز مي‌شود. مك گاهرن سال گذشته كه دچار بيماري سرطان شده بود، خاطرات خودش را در كتابي منتشر كرد. وي كه مرگ را براي خودش پيش‌بيني مي‌كرد، نوشت: افرادي كه در حال مرگ هستند، هم بر خودشان و هم بر جهاني اثر مي‌گذارند كه در حال از دست دادنش هستند. مك گاهرن نمايشنامه‌هايي را نيز براي راديو و تلويزين نوشته است كه از آن جمله مي‌توان به sin clair 1971 اشاره كرد. وي بارها ازسوي سازمان‌هاي مختلف مورد قدرداني قرار گرفت كه از آن جمله به جايزه‌ي برتر بنياد آمريكايي - ايرلندي، جايزه‌ي داستان تايمز - ايرلينگوس ايرلند و دكتري افتخاري از كالج ترينيتي دوبلين مي‌توان اشاره كرد.