نمایش 9 24 36

اولیس جویس (عصاره داستانی)

345,000 تومان

نویسنده : هری بلامایزر و دیگران
مترجم : منوچهر بدیعی

درباره اولیس، شاهکار جیمز جویس، در ایران مطالب بسیاری نوشته شده است؛ بدون اینکه این کتاب در ایران منتشرشده باشد. شاید این از نمونه‌های استثنایی در دنیای ادبیات است که درباره کتابی منتشرنشده و خوانده‌نشده این حجم مطلب (هم در قالب کتاب و هم در قالب مقاله) نوشته‌، ترجمه و نهایتاً منتشرشده است. البته بخشی از این توجه عجیب ناشی از کنجکاوی ای بوده که همواره نسبت به آن وجود داشته. این کنجکاوی بی‌دلیل هم نبوده، چراکه ما درباره کتابی صحبت می‌کنیم که شاهکار قرن نام گرفته. بهترین رمان نوشته‌شده قرن بیستم که برخی باور دارند ادبیات را دو شقه کرده است: ادبیات قبل از اولیس جویس و ادبیات بعد از اولیس.

جدای از آثار مستقلی که درباره این کتاب نوشته‌شده، بسیاری در نوشته‌های خود مدام به این اثر ارجاع داده، و درباره آن داد سخن سر می‌دهند. اولیس برای خودش حکایتی شده است غریب، حکایت رمان خوانده‌نشده‌ای که خیلی‌ها پزش را می‌دهند. اما واقعاً چند نفر در ایران هستند که این اثر دشوار را به زبان‌اصلی (انگلیسی) یا به دیگر زبان‌ها خوانده باشند؟ کتابی که در آن‌سوی مرزها کسانی که زبان مادری‌شان انگلیسی است از عهده‌ی خواندن آن بر‌نمی‌آیند، خیلی هنر کنند بخش‌هایی از آن را می‌خوانند، تورقی می‌کنند و ... . رمانی که اگر پیچیده است، پیچیدگی‌اش اطوار نیست، غنای زبان است و ظرافت‌های بی‌شمار متنی که پر از ارجاعات تاریخی و اسطوره‌ای ست با اشاراتی بجا به کتاب مقدس و فرهنگ دینی مسیحی.

حکایت انتشار اولیس در ایران نیز حکایتی است درازدامن و در نوع خود بسیار غریب. روایت است وقتی در سال ۱۳۷۲ منوچهر بدیعی این رمان سترگ را به فارسی برگرداند؛ ظاهرا نسخه ارائه‌شده به وزارت ارشاد توسط نشر نیلوفر، با جرح‌وتعدیل‌های فراوان روبرو شد. ناشر پیشنهاد داد برای حفظ شأن رمان که شاهکار ادبیات قرن است، بخش های کوتاه شده را به زبان انگلیسی منتشر کنند که پذیرفته نشد و پرونده انتشار رمان بسته شد و فعلاً بعید به نظر می‌رسد که ایرانی‌ها بتوانند اصل این کتاب را به زبان فارسی بخوانند. البته چندی بعد فصلی از رمان را که مشکل خاصی نداشت ناشر به‌طور مستقل با پیوست‌هایی منتشر کرد. کتابی که بسیاری آن را خریدند. همین یک‌فصل محک خوبی بود برای اینکه نشان بدهد، خواندن این رمان دشوار کاری است کارستان، چون برخلاف استقبال نسبی از کتاب، محتوای آن واکنشی در محافل ادبی به دنبال نداشت. نکته‌ای که این احتمال را پیش می‌کشید که عده زیادی از عهده‌ی خواندن و درک همین یک‌فصل نیز برنیامده‌اند!

بلافاصله پس از این ماجرا، کنجکاوی محافل ادبی درباره اولیس فروکش کرد. هرچند که ماجرای تازه‌ای در حاشیه آن به وجود آمد. حاشیه‌ای که حکایت از ادعای کم و کیف ترجمه اولیس توسط بدیعی را داشت. این حرف‌ها البته در حد ادعا باقی ماند چند نفری هم بخش‌هایی از این رمان را به‌صورت اینترنتی منتشر کردند که با اقبال چندانی روبرو نشد.

این روزها توسط نشر نیلوفر و به همت مترجم اولیس (منوچهر بدیعی) کتابی منتشرشده است که «اولیس جویس (عصاره داستانی)» نام دارد. اثری که از قضا خورند فضای ادبی کنونی است. کتابی که به اولیس‌نخوانده‌ها کمک می‌کند که سر از کار اولیس دربیاورند! متن اصلی اولیس در زبان انگلیسی بیش از هزار صفحه است. بدیعی ترجمه این رمان را در چهار جلد آماده نشر کرده که این افزایش حجم به دلیل وجود پی‌نوشت‌های بسیار زیاد آن است که کمک می‌کند درک رمان آسان‌تر شود. رمان اولیس مملو است از اشارات و ارجاعات به اساطیر و نکات برآمده از فرهنگ و تاریخ اروپایی و کتاب مقدس که درک آنها برای مخاطب غربی انگلیسی زبان هم دشوار است چه رسد برای مخاطبانی از فرهنگی دیگر.

شاید برخی بر این عقیده باشند که چون اولیس منتشر نشده، چنین کتابی که اشاره به عصاره داستانی آن دارد به بازار آمده است. این‌ سئوال با توجه به ضرورت پاسخگویی به کنجکاوی‌های فضای ادبیات داستانی ایران، موجه است. واقعیت این است که اگر اولیس منتشر هم شده بود، بعید بود تعداد زیادی از عهده خواندن آن برآیند! بنابراین باز هم وجود چنین کتابی از جنبه‌های گوناگون می‌تواند کمک‌حال علاقمندان این اثر باشد. به هر حال در شرایط فعلی، با در دست داشتن این کتاب، علاقه‌مندان ادبیات در ایران لااقل می توانند با اشراف و آگاهی بیشتر به ارجاع دادن به کتابی چون اولیس بپردازند.

بدیعی برای این منظور به سراغ سه کتاب رفته است که هر سه به‌نوعی با چنین مأموریتی توسط هری بلامایزر، ماتیو هاجارت و دان گیفورد نوشته‌شده‌اند. اما کتاب‌های تألیف شده توسط این سه نویسنده که اغلب نیز برای استفاده‌های دانشگاهی بوده‌اند، برای استفاده مخاطب فارسی‌زبان نیازمند اصلاحاتی بوده‌اند. از همین رو بدیعی با استفاده از این سه کتاب، اثری تألیفی و ترجمه‌ای را ارائه کرده است که برای مخاطب فارسی‌زبان کار آمد باشد. حاصل این ایده کتابی بوده که اینک توسط نشر نیلوفر وارد بازار شده است و همان‌گونه هم که قابل پیش بینی بود به‌واسطه کنجکاوی‌های موجود در مورد اولیس، این کتاب با اقبال بسیاری نیز روبرو شده است.

دوبلینی ها و نقد دوبلینی ها

650,000 تومان

   جیمز جویس

  محمد علی صفریان و صالح حسینی

جیمز آگوستین آلویسیوس جویس ‏(۲ فوریه ۱۸۸۲ دوبلین - ۱۳ ژانویه ۱۹۴۱ زوریخ) نویسنده ایرلندی که گروهی رمان اولیس وی را بزرگ‌ترین رمان سده بیستم خوانده‌اند. تمام آثارش را نه به زبان مادری که به زبان انگلیسی می‌نوشت. اولین اثرش دوبلینی‌ها مجموعه داستان‌های کوتاهی است درباره دوبلین و مردمش که گاهی آن را داستانی بلند و با درون‌مایه‌ای یگانه تلقی می‌کنند. او همراه ویرجینیا وولف از اولین کسانی بودند که به شیوهٔ جریان سیال ذهن می‌نوشتند. وی به ۱۳۳ زبان آشنایی داشت و دست کم به ایتالیایی و فرانسه مسلط بود.

این مجموعه که آغازگر آثار جویس نیز میباشد بصورت داستان های کوتاهی است که به صورت رئالیسم زندگی دوبلین را به تصویر می کشد اما این داستان ها در واقعیت امر بگونه ای طراحی شده اند که بیشتر از زندگی رئالیسم در دوبلین را به تصویر بکشند.در هر داستان جزئیات به گونه ای انتخاب و تدوین شده اند که مفاهیم نمادین تولید میکنند به همین دلیل کتاب "دوبلینی ها"در برگیرنده ی سرنوشت و زندگی تمامی بشریت هم میباشد. آخرین داستان دوبلینی ها بنام "مردگان"جزو دستنوشت اول نبود و بعدها توسط جویس به کتاب اضافه شد.

زیباترین داستان در بین پانزده داستان دوبلینی ها داستان ((مردگان)) است.جویس در این داستان هرچه را که در داستانهای قبلی به خوانندگان نشان داده جمع آوری کرده و دوباره عرضه می کند.قصه از یک مهمانی شروع می شود و شما باید حواستان را خوب جمع کنید که صحنه و کلمه ای از زیر دستتان در نرود.همه چیز به سادگی در یک مهمانی می گذرد.این مهمانی چیز عجیبی(لااقل آنقدر قابل ملاحظه) ندارد.مهمان ها می رقصند،می نوشند،شام می خورند،با هم حرف می زنند........پس ما با چه چیز خاصی روبرو هستیم؟! و این همان بی رحمی جویس است که البته در این داستان آخری بسیار ملایم تر و مهمان نوازانه تر با مخاطبانش برخورد می کند.در اواخر داستان مهمان ها به خانه های خودشان باز می گردند و گابریل هم همراه با همسرش راهی هتل می شود.در صفحات مختلف،بیش از هرچیز برف و سرماست که به دید خواننده می آید.گابریل و زنش وارد هتل می شوند،با هم بحث می کنند و خاطراتی که حالا همسرش برای اولین بار از آنها حرف می زند باعث به هم ریختگی شدیدی در گابریل می شود.همه چیز به نظرش به هم می ریزد و حتی وقتی به زنش که به خواب فرو رفته نگاه می کند مثل این است که هرگز با هم زن و شوهر نبوده اند.اینجاست که گویی پرده ها از جلوی چشمان گابریل و نیز خواننده کنار می رود تا گابریل زندگی اش را و خواننده داستان مردگان را بهتر درک کنند.و حالا که مسائل کمی روشن تر شده وقتش رسیده تا برفی که از ابتدای داستان با ما همراه است و بارها در قسمتهای مختلف خودش را به رخ می کشد وارد عمل شده و ضربه ی پایانی را بزند.......