من پیش خدمت شاه انگلیس بودم 💯
بهومیل هرابال
ترجمه: مهدی نمازیان
این رمان که نخستین بار در سال ۱۹۷۱ به صورت نسخهای ماشیننویسشده منتشر شد و سرانجام در سال ۱۹۸۹ به شکل کتاب به چاپ رسید، به گفتهٔ نیویورک تایمز «رمانی خارقالعاده و با طنزی ظریف و تراژیک» است.
داستان، زندگی دیتیه را روایت میکند؛ پیشخدمتی سادهدل اما بهشدت جاهطلب که در سالهای پیش از جنگ جهانی دوم در یکی از مجللترین هتلهای پراگ کار میکند. او رؤیاهای بزرگی در سر دارد و باور دارد که با تلاش و پشتکار میتواند روزی به ثروت و شکوهی بیسابقه دست یابد.
دیتیه هرگز فرصت خدمت به پادشاه انگلستان را پیدا نمیکند، اما افتخار پذیرایی از هایله سلاسی، امپراتور اتیوپی، نصیبش میشود؛ رویدادی که آن را یکی از پرافتخارترین و بهیادماندنیترین لحظات زندگی خود میداند.
اندکی بعد، همزمان با اشغال چکسلواکی به دست نیروهای آلمان نازی، او دلباختهٔ زنی ورزشکار و هوادار نازیها میشود و با او ازدواج میکند. این عشق، زندگی او را به شکلی عمیق با حوادث سیاسی و تاریخی زمانهاش گره میزند.
پس از پایان جنگ، دیتیه با فروش مجموعهای از تمبرهای گرانبهایی که از یهودیان مصادره شده بودند، به آرزوی دیرینهٔ خود دست مییابد و سرمایهای هنگفت به دست میآورد. او هتل باشکوهی بنا میکند و به میلیونری موفق تبدیل میشود.
اما با استقرار حکومت کمونیستی، همهٔ داراییهایش از او گرفته میشود. ثروت، موقعیت اجتماعی و آرزوهایی که سالها برایشان جنگیده بود، یکباره نابود میشوند و او را به کاری ناچیز میگمارند: بازرسی و سرکشی به جادههای کوهستانی.
دیتیه در سالهای پایانی عمر، در تنهایی و شرایطی سخت و کسالتبار زندگی میکند. او به تدریج با واقعیت گریزناپذیر مرگ روبهرو میشود و سرانجام جایگاه خود را در تاریخ، و معنای زندگیای را که میان جاهطلبی، کامیابی، سقوط و پشیمانی سپری کرده است، درمییابد. این رمان، در کنار طنز شیرین و روایت سرزندهاش، تأملی عمیق دربارهٔ جاهطلبی، قدرت، تاریخ، مسئولیت اخلاقی و سرنوشت انسان در برابر دگرگونیهای سهمگین قرن بیستم است.
بازنویسی 💯
توماس برنهارد
ترجمه: زینب آزمند
رویتهامر، دانشمند و اندیشمند برجسته، شش سال از زندگی خود را یکسره وقف ساخت بنایی کرده است که آن را «مخروط» مینامد؛ ساختمانی که با دقتی کاملاً ریاضیوار و بر پایهٔ محاسباتی بینقص طراحی و در مرکز ملک خانوادگیاش بنا شده است. او این بنا را به افتخار خواهر محبوبش ساخته است.
اما اندکی پس از آنکه ساخت این بنا به پایان میرسد، رویتهامر دست به خودکشی میزند.
دوستی بینام، با کنار هم گذاشتن هزاران یادداشت پراکنده و دستنوشتهای نگرانکننده که از او بر جای مانده است، میکوشد راز فروپاشی روانی رویتهامر را کشف کند. او به معنای واقعی کلمه، تکههای این معما را از میان انبوهی از برگهها گرد میآورد تا دریابد چه چیزی ذهن این نابغه را به نابودی کشانده است.
آنچه در جریان این جستوجو آشکار میشود، داستان مردی است که نبوغش او را بیوقفه وادار میکند تا دریافتها، اندیشهها و برداشتهای خود را بارها و بارها اصلاح، بازنگری و کاملتر کند؛ وسواسی پایانناپذیر برای رسیدن به کمال، که سرانجام او را به تنها نتیجهای میرساند که از نظر خودش منطقی و گریزناپذیر است: انکار و نابودی خویشتن.
«بازنویسی» که بسیاری از منتقدان آن را شاهکار توماس برنهارت میدانند، رمانی است با ساختاری بسیار هوشمندانه و استادانه که هرگز از ذهن خواننده پاک نمیشود. این اثر تأملی عمیق و فراموشنشدنی دربارهٔ کشمکش همیشگی میان اشتیاق انسان برای رسیدن به کمال مطلق و آگاهی دردناک از دستنیافتنی بودن آن است؛ تقابلی که به یکی از بنیادیترین تراژدیهای وجود انسان تبدیل میشود.
سال مرگ ریکاردوریش 💯
ژوزه ساراماگو
ترجمه: عباس پژمان
از ژوزه ساراماگو، برندهٔ جایزهٔ نوبل ادبیات؛ رمانی «گسترده، طنزآمیز و در عین حال تهدیدآمیز» دربارهٔ ارواح سرگردان و آشوبهای سیاسی پرتغال در دههٔ ۱۹۳۰.
— نیویورک تایمز بوک ریویو
سال ۱۹۳۶ است. آنتونیو دِ اولیویرا سالازار، دیکتاتور پرتغال، در حال تثبیت قدرت خود است و کشور را گامبهگام به سوی جنگ داخلی سوق میدهد.
در همین زمان، دکتر ریکاردو ریش، پس از اقامتی طولانی در برزیل، به زادگاه خود، لیسبون، بازمیگردد. آنچه او را به وطن کشانده، خبر درگذشت شاعر بزرگ پرتغال، فرناندو پسوا، است.
ریش هیچ قصدی برای از سر گرفتن حرفهٔ پزشکی خود ندارد. او اکنون وقت خود را صرف سرودن شعرهایش میکند، روزهایش را بیهدف در بلوارها و کوچههای لیسبون پرسه میزند، همزمان با دو زن متفاوت رابطهای عاشقانه برقرار میکند، و در تمام این گردشها و دیدارها، روح فرناندو پسوا همچون همراهی خاموش و همیشگی در کنار او حضور دارد.
در حالی که انقلاب فاشیستی کشور را در آشوب فرو برده است، و مسیر زندگی ریکاردو ریش با سه شخصیت که تا آن زمان تقریباً برایش بیگانه بودهاند ــ دو تن زنده و یکی مرده ــ تلاقی پیدا میکند، او شاید سرانجام بتواند حقیقت وجود خیالگون و وهمآلود خود را کشف کند.
رمان «سال مرگ ریکاردو ریش» اثری است که از آن به عنوان «شاهکاری خیرهکننده و نمایشی شگفتانگیز از توانایی نویسنده؛ شاید یکی از بهترین رمانهایی که پس از جنگ جهانی دوم در اروپا منتشر شدهاند» (بلومزبری ریویو) یاد شده است و والاستریت ژورنال نیز آن را «اثری بهراستی استثنایی» توصیف کرده است.
این رمان همچنین برندهٔ جایزهٔ قلم (PEN Award) شده است.
دفاع لوژین 💯
ولادیمیر نابوکوف
ترجمه: رضا رضایی
رمان اولیهٔ ولادیمیر ناباکوف، داستان درخشان زندگی لوژین است؛ نابغهای شطرنجباز که شخصیتی خشن، عجیب و در عین حال بهطرزی غیرمنتظره دوستداشتنی دارد. لوژین از دوران کودکی استعداد خارقالعادهٔ خود را در شطرنج کشف میکند و سرانجام به مقام استاد بزرگ بینالمللی شطرنج میرسد. او چنان شور شاعرانه و عمیقی نسبت به شطرنج پیدا میکند که جهان واقعی در برابر ذهن شطرنجی او به چیزی شبیه یک خیال و سایه تبدیل میشود.
هنگامی که لوژین در برابر استاد بزرگ ایتالیایی، توراتی ــ شطرنجبازی پرشور، تهاجمی و سریع ــ قرار میگیرد، او نقشهٔ دفاعی بسیار دقیق و پیچیدهای را که از پیش طراحی کرده است به کار میگیرد.
ناباکوف با مهارتی استادانه در استفاده از استعارهها، تصاویر ذهنی و زبان ادبی، رمانی خلق کرده است که خود او در میان آثار اولیهاش آن را اثری میدانست که «بیشترین گرما را در خود دارد و آن را پراکنده میکند».
دفاع (The Defense) تنها داستان یک شطرنجباز نابغه نیست؛ بلکه کاوشی عمیق دربارهٔ مرز میان نبوغ و جنون، رابطهٔ میان هنر و زندگی، و خطر گرفتار شدن انسان در جهانی است که خودش ساخته است. ناباکوف نشان میدهد که چگونه ذهن خارقالعادهٔ یک انسان میتواند هم سرچشمهٔ شکوه و هم عامل نابودی او باشد. شطرنج در این رمان فقط یک بازی نیست، بلکه استعارهای از زندگی است؛ صفحهای که مهرههای آن سرنوشت، عشق، عقل و وسواس انسان هستند.
سیرسه
نویسنده: مدلین میلر
مترجم: فاطمه شهابی نژاد
از پرفروش ترین کتاب های نیویورک تایمز
برنده ی جایزه ی بوک بروز سال ۲۰۱۸
بهترین کتاب فانتزی سال به انتخاب گودریدز
کتاب سیرسه، رمانی نوشته ی مدلین میلر است که نخستین بار در سال ۲۰۱۸ به انتشار رسید. این رمان، روایتی فمینیستی از اسطوره ی یونانی سیرسه، دختر هلیوس و اولین ساحره در ادبیات غرب، است. او که مورد غضب خدایان قرار گرفته، به جزیره ای دورافتاده تبعید می شود که در آن، با برخی از برجسته ترین شخصیت های اسطوره ای یونان، همچون ادیسه، جیسون و آرگونات ها رو به رو می شود. او همچنین در این جزیره، به شناختی کامل از قدرت های جادویی خود می رسد. سیرسه که منبع الهام و شگفتی نویسندگانی همچون هومر و اوید بوده، شخصیتی است که داستانش با جادو و معما گره خورده است. او کسی است که میان داستان های قهرمانان و خدایان گیر افتاده و هیچ وقت نتوانسته داستان خود را روایت کند. اما اکنون اوضاع کاملا تغییر کرده است.
شیطان در شهر سپید 💯
اریک لارسن
ترجمه: سوگند رجبی نسب
نویسنده، اریک لارسون، رویدادهای شگفتانگیز پیرامون نمایشگاه جهانی شیکاگو در سال ۱۸۹۳ را با چنان قدرتی در روایت و فضاسازی بازآفرینی میکند که خوانندگان ممکن است ناچار شوند دوباره به مشخصات کتاب نگاه کنند تا مطمئن شوند «شیطان در شهر سفید» واقعاً یک کتاب غیرداستانی است و نه یک رمان تخیلی با نیروی تخیل خارقالعاده.
لارسون داستان دو مرد را روایت میکند: دنیل اچ. برنهام، معمار و مدیر اصلی مسئول ساخت نمایشگاه، و اچ. اچ. هولمز، قاتل زنجیرهایای که در ظاهر، پزشکی خوشبرخورد و جذاب به نظر میرسید.
چالشی که برنهام با آن روبهرو بود، بسیار عظیم و طاقتفرسا بود. او در مدتزمانی کوتاه، ناچار شد بر مرگ شریک کاری خود و همچنین موانع و مشکلات بیشمار دیگری غلبه کند تا «شهر سفید» مشهور را، که نمایشگاه پیرامون آن شکل گرفته بود، بنا کند. تلاشهای او برای به پایان رساندن این پروژه و موفقیت خیرهکنندهٔ نمایشگاه، با مهارتی چشمگیر روایت شده است. در کنار این روایت، حضور شخصیتهای نامدار تاریخی همچون بوفالو بیل کودی، سوزان بی. آنتونی و توماس ادیسون نیز بر جذابیت داستان میافزاید.
فعالیتهای هولناک دکتر هولمز، که گمان میرود در همان دوران نمایشگاه مسئول دهها قتل بوده باشد، به همان اندازه شگفتآور و تکاندهنده است. او هتلی موسوم به «هتل نمایشگاه جهانی» را در نزدیکی محل برگزاری نمایشگاه طراحی و بنا کرد؛ ساختمانی که به کورهٔ آدمسوزی و اتاق گاز مجهز بود. هولمز از شور و هیجان ناشی از برگزاری نمایشگاه جهانی، همراه با شخصیت کاریزماتیک و فریبندهٔ خود، برای به دام انداختن قربانیانش بهره میبرد.
در نگاه نخست، کنار هم قرار دادن داستان یک معمار و یک قاتل زنجیرهای در یک کتاب، آن هم با فصلهایی که بیشتر بهصورت یکی در میان میان این دو روایت جابهجا میشوند، انتخابی عجیب به نظر میرسد؛ اما این شیوه به شکلی شگفتانگیز موفق از کار درآمده است.
لارسون با قلمی توانمند، هم جذابیت رؤیایی و افسونگر شیکاگوی قرن نوزدهم و هم چهرهٔ تاریک، هولناک و کابوسوار آن را آشکار میکند و تصویری فراموشنشدنی از شهری ارائه میدهد که در آن، شکوه پیشرفت و تمدن در کنار شرارت و جنایت بهطور همزمان حضور دارند.
— جان مو
جنایت سیلوستر بونار
نویسنده: آناتول فرانس
مترجم: محمدرضا پارسایار
این داستان دلانگیز، زندگی ادبی پاریس در قرن نوزدهم را به تصویر میکشد. سیلوستر بونار، زبانشناس و پژوهشگری گوشهگیر و مجرد، پس از یافتن دخترِ عشق دیرین خود، تصمیم میگیرد سرپرستی او را بر عهده بگیرد و برایش هزینههای لازم را فراهم کند و جهیزیهای برای ازدواجش تدارک ببیند. اما دختر از پیش سرپرستی دارد. پس از مجموعهای از اتفاقات، و هنگامی که بونار درمییابد او با بدرفتاری و ظلم روبهرو است، به ربودن او دست میزند. او از پیگرد قانونی میگریزد و سرانجام به عنوان سرپرست قانونی دختر منصوب میشود. هنگامی که ژان، دختر تحت سرپرستی او، ازدواج میکند، بونار کتابخانه ارزشمند و گرانبهای خود را میفروشد تا جهیزیه او را تأمین کند؛ با این حال، از روی احساس گناه، چند جلد از کتابهای محبوبش را برای خود نگه میدارد و سپس در روستا بازنشسته میشود.
«جنایت سیلوستر بونار» قرن هجدهم را بسیار بیش از قرن نوزدهم، همچون عصر طلایی مینگرد. شخصیت اصلی آن، سیلوستر بونار، نخستین نمونه از مجموعهای از شخصیتهای داستانی بود که ویژگیها و روحیات خاص فرانسه آن دوران را نمایندگی میکردند. این اثر به دلیل سبک نوشتاری ظریف و دلنشینش مورد تحسین قرار گرفت و نویسنده آن، به سبب ویژگیهای اخلاقی و ادبی کتاب، جایزهای از آکادمی فرانسه دریافت کرد.
منتقدان درباره اینکه منظور از «جنایت» در عنوان کتاب دقیقاً چیست، دیدگاههای متفاوتی داشتهاند. آیا این جنایت به آدمربایی اشاره دارد که بونار مرتکب آن شده است؟ یا به نگه داشتن چند کتاب محبوب از میان کتابهایی که قرار بود به مزایده گذاشته شوند؟ یا شاید نجات ژان از بدرفتاری و آزار، نوعی طنز تلخ و کنایهآمیز باشد؛ به این معنا که در یک نظام اجتماعی ذاتاً فاسد و بیرحم، جرم او در واقع جرمِ نیکوکاری و خیرخواهی است؟ پاسخ این پرسش همچنان بر عهده خواننده گذاشته شده است.
فرزندان زمان (کتاب ۱ از ۴) 💯
آدریان چایکوفسکی
ترجمه: حسین شهرابی
رمان فرزندان زمان اثر آدریان چایکوفسکی، برندهٔ جایزهٔ آرتور سی. کلارک، داستانی حماسی دربارهٔ نبرد انسان برای بقا در سیارهای است که برای سکونت بشر آمادهسازی شده است.
آخرین بازماندگان نسل بشر، زمینی در حال مرگ را ترک کردهاند؛ انسانهایی که از سر ناامیدی در جستوجوی خانهای جدید در میان ستارگان هستند. آنها در مسیر اجداد خود پیش میروند و به بزرگترین میراث عصر گذشته دست مییابند: جهانی که بهوسیلهٔ انسان دگرگون و آمادهٔ زندگی بشر شده است.
اما در این عدن جدید همهچیز آنگونه که به نظر میرسد نیست. در سالهای طولانی پس از ترک این سیاره، طرحها و تلاشهای سازندگان اولیهٔ آن به نتیجهای فاجعهبار انجامیده است. این سیاره همچون پناهگاهی بکر و خالی از سکنه منتظر ورود انسانها نیست؛ بلکه فرمانروایان تازهای آن را از یک امید نجاتبخش به بزرگترین کابوس بشر تبدیل کردهاند.
اکنون دو تمدن در مسیر برخوردی اجتنابناپذیر قرار گرفتهاند؛ دو تمدنی که هر یک مرزهای آنچه را برای زنده ماندن انجام خواهند داد، آزمایش میکنند. در حالی که سرنوشت بشریت در تعادل قرار گرفته است، پرسش بزرگ این است:
وارثان واقعی این زمین جدید چه کسانی هستند؟
سیطره ی خیر 💯
آیریس مرداک
ترجمه: شیرین طالقانی
آیریس مرداک زمانی گفته بود:
«فلسفه اغلب چیزی نیست جز یافتن فرصتهایی برای بیان آنچه از پیش آشکار و بدیهی است.»
آنچه برای مرداک، و برای همهٔ کسانی که آثار او را میخوانند، بدیهی بود، این است که خیر (Good) از هر چیز فراتر میرود؛ حتی از خدا.
مرداک در سراسر دوران طولانی، پربار و برجستهٔ نویسندگی خود، به کاوش در پرسشهایی بنیادین دربارهٔ:
- خیر و شر،
- اسطوره،
- و اخلاق،
پرداخت.
چارچوبی که این پرسشها را در آن مطرح میکند ــ و نیز نتیجهگیریهای فلسفی خود او ــ در همین اثر گرد آمده است.
این کتاب بنیان فکری اندیشههای اخلاقی آیریس مرداک را آشکار میسازد و نشان میدهد که چگونه او با الهام از سنت فلسفی، بهویژه افلاطون، مفهوم «خیر» را عالیترین واقعیت و والاترین معیار اخلاقی میداند؛ واقعیتی که حتی مفاهیم رایج دربارهٔ خدا نیز در برابر آن جایگاهی ثانوی مییابند.
جزیره اسرارآمیز
ژول ورن
ترجمه: جواد محیی
در جریان جنگ داخلی آمریکا، پنج نفر از اهالی ایالات شمالی ــ مهندس سایرس اسمیت و سگش تاپ، گدئون اسپیلت خبرنگار، نب، خدمتکار سیاهپوست، پنکروف، ملوانی کارآزموده، و هربرت، نوجوانی باهوش ــ که به اسارت نیروهای جداییطلب درآمدهاند، با استفاده از یک بالن موفق به فرار میشوند.
اما گرفتار طوفانی سهمگین میشوند و سرانجام در جزیرهای متروک، در دل اقیانوس آرام، فرود میآیند.
این پنج همراه، با وجود آنکه از همه چیز محروماند، به لطف هوش، پشتکار و ارادهٔ خود، خیلی زود زندگیشان را سامان میدهند و شرایطی فراهم میکنند که بتوانند تقریباً به شکلی عادی به زندگی ادامه دهند.
از سوی دیگر، این جزیره که آن را جزیرهٔ لینکلن مینامند، منابع طبیعی شگفتانگیز و کاملاً غیرمنتظرهای در اختیار آنان قرار میدهد.
اما مجموعهای از رویدادهای توضیحناپذیر و همزمانیهای اسرارآمیز، آنان را وادار میکند باور کنند که نیرویی ناشناخته و مرموز پیوسته مراقب آنان است، سرنوشتشان را هدایت میکند و از راههایی پنهان و غیرمستقیم، ارادهٔ خود را بر آنان تحمیل میکند؛ نیرویی که در حساسترین و خطرناکترین لحظات برای نجاتشان مداخله میکند...
جزیرهٔ اسرارآمیز یکی از بزرگترین رمانهای ژول ورن است؛ نویسندهای خیالپرداز و افسونگر که جذابیت آثارش هرگز پایان نمییابد.
قهرمان عصر ما 💯
لرمانتف
ترجمه: مهری آهی
«قهرمان عصر ما» رمانی است نوشتهٔ نویسندهٔ روس، میخائیل لرمانتف. این اثر نخستین بار در سال ۱۸۴۰ منتشر شد و از مهمترین آثار بنیانگذار ادبیات کلاسیک روسیه به شمار میآید. این رمان را معمولاً یکی از شاهکارهای رمانتیسم روسی و پیشگام مضامین روانشناختی و اگزیستانسیالیستی میدانند؛ مضامینی که بعدها در ادبیات روسیه جایگاهی برجسته یافتند.
شخصیت اصلی رمان، گریگوری پچورین، شخصیتی پیچیده، رازآلود و چندلایه است که نمونهٔ کامل الگوی «انسان زائد» به شمار میرود؛ گونهای از شخصیت که در ادبیات روسیهٔ قرن نوزدهم بارها تکرار شد. انسان زائد معمولاً فردی سرخورده، بیحوصله و بیگانه با جامعه است که هنجارهای اجتماعی را نمیپذیرد و در یافتن معنا، هدف و جایگاه خود در زندگی ناکام میماند.
پچورین به صورت افسری جوان، جذاب، باهوش و بدبین در ارتش روسیه به تصویر کشیده شده است. رمان ماجراهای او و روابط عاشقانه و عاطفیاش را دنبال میکند و در خلال آن، کشمکشهای درونی، تردیدها، احساس پوچی و نوعی بیگانگی وجودی او را آشکار میسازد. اثر لرمانتف اغلب به عنوان نقدی بر ارزشها و قراردادهای اجتماعی روسیهٔ آن دوران، و نیز کاوشی در تأثیر جنبش رمانتیسم بر ادبیات روسیه، مورد توجه قرار گرفته است.
میخائیل یوریِویچ لرمانتف (۱۸۱۴–۱۸۴۱) نویسنده، شاعر و نقاش برجستهٔ روس و از چهرههای اصلی جنبش رمانتیسم روسی بود. او را گاه «شاعر قفقاز» مینامند و پس از مرگ الکساندر پوشکین در سال ۱۸۳۷، مهمترین شاعر روسیه و برجستهترین نمایندهٔ رمانتیسم روسی به شمار میآید. تأثیر او بر ادبیات روسیه تا امروز همچنان پابرجاست؛ نه تنها از رهگذر اشعارش، بلکه از طریق آثار منثورش که پایهگذار سنت رمان روانشناختی روسی شدند.
مرغ دریایی 💯
آنتون چخوف
ترجمه: کامران فانی
چخوف یکی از ملایمترین و خوشخُلقترین نویسندگان روسی است. در وجود او نوعی نجابت و لطفِ واقعی، نوعی ادبِ روحی و ظرافتِ ذاتی وجود دارد که ـ برخلاف آنچه چنین ویژگیهایی گاه در آثار تورگنیف دیده میشود ـ با هیچ نوع خودآگاهیِ اشرافی و غرورِ المپیوار آلوده نشده است.
او پزشکی بود، انسانی مبتلا به بیماری سل، و عاشقی پرشور نسبت به کودکان؛ و در همهٔ آنچه چخوف مینویسد، نوعی انساندوستیِ ظریف، بازیگوش و خاص وجود دارد که جاذبهای منحصربهفرد و کاملاً ویژه دارد.
«مرغ دریایی» نمایشنامهای سرشار از ظرافتهای دقیق، نکتههای پنهان و لحظههای رؤیایی از خردِ انسانیِ خجالتی و فروتن است. شیوهای که در آن عناصر بیرونی ـ یعنی صرفاً پسزمینه و صحنهآرایی نمایش ـ برای عمیقتر کردن و افزایش دادن تأثیر دراماتیک به کار گرفته میشوند، ویژگیای است که بهطور خاص به این نویسنده تعلق دارد.
چخوف از آن نوع حساسیت تخیلی برخوردار است که باعث میشود هر شیء مادی که انسان با آن روبهرو میشود، حامل معنایی روحانی و اشارهای درونی گردد.
صرفِ ماجرای داستان و طرح روایی ـ چه در نمایشنامههای او و چه در داستانهایش ـ موضوع اصلی نیست. موضوع مهم، نوعی روشنشدگی ناگهانی و اندوهبار است که از طریق آرایشی تصادفی از انسانها یا اشیا، بر حقیقت بنیادین زندگی افکنده میشود؛ از طریق حرکتی پرمعنا یا نمادین؛ یا از طریق جنبشی معنادار در میان شنوندگان خاموش.
سال های شاگردی ویلهلم مایستر 💯
یوهان ولفگانگ فون گوته
ترجمه: امیر معدنی پور
«سالهای شاگردی ویلهلم مایستر» که در سالهای ۱۷۹۵ و ۱۷۹۶ منتشر شد، دومین رمان گوته و یکی از آثار بنیادین در تاریخ رمان به شمار میآید. بسیاری آن را نخستین رمان پرورش و بالندگی شخصیت میدانند؛ گونهای از رمان که بر رشد، خودشناسی و تکامل شخصیت اصلی تمرکز دارد.
داستان دربارهٔ ویلهلم، جوانی است که در میانهٔ سدهٔ هجدهم زندگی میکند و میکوشد از جهان محدود، خشک و بورژواییِ محل رشد خود رهایی یابد و به آرزویش، یعنی دستیابی به کامیابی و تحقق خویشتن بهعنوان بازیگر و نمایشنامهنویس، برسد.
رمان گوته تأثیری عظیم بر جنبش رمانتیسم بر جای گذاشت. فیلسوفانی چون هگل، شلینگ، نووالیس و شوپنهاور آن را از مهمترین رمانهایی میدانستند که تا آن زمان نوشته شده بودند. فریدریش شلگل نیز آن را، در کنار انقلاب فرانسه و فلسفهٔ فیشته، یکی از «سه گرایش بزرگ عصر» نامید.
این اثر بر موسیقی نیز تأثیر چشمگیری گذاشت و آهنگسازانی چون لودویگ فان بتهوون، فرانتس شوبرت و روبرت شومان اشعار این رمان را دستمایهٔ ساخت آثار موسیقایی خود قرار دادند.
«سالهای شاگردی ویلهلم مایستر» همچنین تأثیر عمیقی بر نویسندگان انگلیسیزبان سدهٔ نوزدهم گذاشت؛ از جمله توماس کارلایل که نخستین مترجم انگلیسی این اثر بود و جورج الیوت که از آن الهام فراوان گرفت.
شکارچی در سایه روشن زندگی 💯
ایوان توگینف
ترجمه: بهزاد برکت
نخستین اثر مهم منثور تورگنیف مجموعهای از بیستوپنج طرح (Sketches) است: مشاهدات و حکایتهای نویسنده در طول سفرهایش در سراسر روسیه، که در جریان این سفرها به دنبال علاقه و اشتیاق فراوان خود به شکار بود.
دفتر خاطرات و یادداشتهای او سرشار از بینشهای تکاندهنده دربارهٔ زندگی کسانی است که با آنان آشنا میشود؛ از دهقانان و زمینداران، پزشکان و مأموران قضایی، همسران نادیدهگرفتهشده و مادران داغدیده؛ و هر یک از این شخصیتها دریچهای به سوی تجربههایی چون عشق، تراژدی، شجاعت و فقدان میگشایند. این مجموعه همچنین پیشدرآمدی بر آثار بزرگتر و متأخر تورگنیف، مانند «نخستین عشق» (First Love) و «پدران و پسران» (Fathers and Sons) به شمار میآید.
تصویرگری او از بیرحمی و تکبر طبقات حاکم از سوی حکومت، اثری براندازانه و خطرناک تلقی شد و باعث دستگیری او و تبعید و محدود شدنش در ملک شخصیاش گردید. با این حال، این طرحها ذهن خوانندگان معاصر را نسبت به رنج و وضعیت اسفبار دهقانان آگاه کرد و حتی گفته شده است که این آثار در نهایت بر تصمیم تزار الکساندر دوم برای لغو نظام سرفداری (بردهداریِ رعیتی) تأثیر گذاشتند.
اردک وحشی 💯
هنریک ایبسن
ترجمه: منوچهر انور
«مرغابی وحشی» (Vildanden) اثر هنریک ایبسن، نمایشنامهای است که در سال ۱۸۸۴ نوشته شده است. این اثر برخورد خطرناک میان حقیقت و توهم را بررسی میکند؛ هنگامی که گرگرس ورله (Gregers Werle)، فردی آرمانگرا، به آرامش شکننده و ظاهراً پایدار خانوادهٔ اکدال (Ekdal) وارد میشود.
گرگرس که مصمم است رازهای پنهان و مدفونشدهٔ مربوط به خیانت و فریبکاری را آشکار کند، جهانی را که این خانواده با دقت برای خود ساختهاند و در آن زندگی میکنند، درهم میشکند.
این خانواده در اتاق زیرشیروانی خانه، از یک مرغابی وحشیِ زخمی نگهداری میکنند؛ موجودی که نمادی از زخمهای پنهان و آسیبهای درونی خود آنان است.
با آشکار شدن حقیقتهای دردناک دربارهٔ روابط پنهانی، مسئلهٔ پدر و فرزندی، و رؤیاهای شکستخورده، پیامدهای این افشاگریها بهتدریج تراژیکتر میشوند؛ و بدین ترتیب، این اثر پیشگامانه در ژانر تراژدی ـ کمدی شکل میگیرد.
این است انسان 💯
فریدریش نیچه
ترجمه: سعید فیروزآبادی
در اواخر سال ۱۸۸۸، تنها چند هفته پیش از فروپاشی نهایی ذهنی و گرفتار شدن در جنون، نیچه (۱۸۴۴–۱۹۰۰) تصمیم گرفت زندگینامهٔ خود را بنویسد؛ و «اینک انسان» (Ecce Homo) همچنان یکی از شگفتانگیزترین و در عین حال عجیبترین نمونههای این گونهٔ ادبی است که تاکنون نوشته شده است.
در این اثر خارقالعاده، نیچه زندگی، آثار و روند تحول فکری خود را بهعنوان یک فیلسوف دنبال میکند؛ قهرمانان فکریای را که با آنان همذاتپنداری کرده، با آنان به مبارزه برخاسته و سپس بر آنان غلبه کرده است بررسی میکند ــ شوپنهاور، واگنر، سقراط و مسیح ــ و تأثیر ویرانگر و عظیمی را پیشبینی میکند که «افشاگری قریبالوقوع او دربارهٔ تمامی ارزشها» به همراه خواهد داشت.
«اینک انسان» اثری است که همزمان خودستایانه و خودتمسخرآمیز، نافذ و غریب است؛ اثری که نهاییترین و قطعیترین بیانِ باورهای اصلی نیچه را ارائه میدهد و از هر جهت، وصیتنامهٔ فکری و آخرین شهادت فلسفی او به شمار میآید.
چامه ها 💯
هوراس
ترجمه: میرجلال الدین کزازی
«قصیدهها» مجموعهای از اشعار غنایی لاتین هوراس است که در چهار کتاب گردآوری شدهاند. این اثر یکی از مهمترین نمونههای شعر غنایی در ادبیات لاتین به شمار میرود و قالب و سبک ویژهای که هوراس در سرودن قصیدهها پدید آورد، از آن زمان تاکنون الهامبخش شاعران بسیاری بوده و توسط آنان تقلید شده است.
سه کتاب نخست قصیدهها در سال ۲۳ پیش از میلاد منتشر شدند. این مجموعه چنان جایگاه والایی در ادبیات لاتین دارد که مجلهٔ «کواردرنت» آن را مجموعهای دانسته است که «هیچ مجموعهای از اشعار غنایی، چه پیش از آن و چه پس از آن، در ادبیات لاتین با آن برابری نمیکند.» کتاب چهارم نیز که شامل پانزده شعر است، در سال ۱۳ پیش از میلاد انتشار یافت.
قصیدههای هوراس بر پایهٔ تقلیدی آگاهانه از شعرهای کوتاه غنایی یونان باستان شکل گرفتند. هوراس از شاعران بزرگی چون پیندار، سافو و آلکایوس تأثیر پذیرفت و قالبهای شعری آنان را به میراث ادبی روم منتقل کرد. با این حال، نبوغ واقعی او در صرفاً تقلید از شاعران یونانی نبود، بلکه در توانایی او برای سازگار کردن این قالبهای کهن با شرایط اجتماعی، فرهنگی و سیاسی روم در دوران آگوستوس آشکار شد.
هوراس توانست روح شعر یونانی را با تجربهٔ زندگی رومی درآمیزد و دربارهٔ موضوعاتی جهانی همچون عشق، دوستی، شراب، دین، اخلاق و میهندوستی به زبانی تازه و متناسب با عصر خود سخن بگوید. برخی از قصیدههای او به ستایش آگوستوس، نخستین امپراتور روم، و نزدیکان او اختصاص دارند و بازتابدهندهٔ فضای سیاسی و فرهنگی دورهای هستند که روم پس از سالها جنگ داخلی به سوی نظم و ثبات حرکت میکرد.
با وجود ارتباط هوراس با دربار آگوستوس، شعر او تنها مدح قدرت سیاسی نیست؛ بلکه تأملی عمیق دربارهٔ وضعیت انسان و ناپایداری زندگی است. او در بسیاری از اشعار خود به کوتاهی عمر، عدم اطمینان آینده، ضرورت آرامش درونی و اهمیت رضایت از لحظهٔ حال میپردازد. از دیدگاه هوراس، انسان خردمند کسی است که بتواند میان خواستهها و محدودیتهای زندگی تعادل برقرار کند و از افراط و زیادهخواهی دور بماند.
یکی از مفاهیم اساسی در اندیشهٔ هوراس، ایدهٔ «میانهٔ طلایی» (Golden Mean) است؛ اصلی که بر اعتدال و پرهیز از افراط تأکید دارد. هوراس نه زندگی مبتنی بر جاهطلبی بیپایان و قدرتطلبی را مطلوب میداند و نه کنارهگیری کامل از لذتها و مسئولیتهای جهان را. او راه خردمندانه را در یافتن تعادل میان لذت و خویشتنداری، میان آرزو و پذیرش واقعیت، و میان فعالیت اجتماعی و آرامش شخصی میبیند.
به همین دلیل، قصیدههای هوراس تنها مجموعهای از اشعار تاریخی متعلق به روم باستان نیستند؛ بلکه اثری فلسفی و انسانیاند که پرسشهای همیشگی بشر دربارهٔ عشق، مرگ، زمان، قدرت، شادی و معنای زندگی را مطرح میکنند. توانایی هوراس در ترکیب زیبایی شاعرانه، اندیشهٔ اخلاقی و مشاهدهٔ دقیق طبیعت انسان سبب شده است که آثار او پس از بیش از دو هزار سال همچنان جایگاهی برجسته در تاریخ ادبیات جهان داشته باشند.


