این جا در برلین
کریستینا گارسیا
ترجمه: الهام ربیعی
«آزاردیدن از خاطرات یک چیز است و به خاطر آوردن آنها با صدای بلند یک چیز دیگر. عزیزم، شاید بهتر باشد که تاریخ را همان طور که هست، یک گوشه رها کنیم. یادآوری زیاد خاطرات ثبات شخص را برهم میزند و حال و چیزهای کمیرا که از آینده باقی مانده حریصانه میبلعد.»
همه ی ما به نوعی روایتگر تاریخ هستیم و در هر دورهی زمانی بیان خاطرات فردی از یک رویداد، به نویسندگان و تاریخدانان کمک کرده تا آثارشان را خلق کنند. کریستینا گارسیا نویسنده کوبایی تبار آمریکایی – در کتاب اینجا در برلین برای شنیدن روایت اشخاصی که جنگ جهانی در کتاب دوم را لمس کرده اند به برلین سفر کرده و خاطرات آنها را شنیده و نوشته است. گارسیا که تجربه ی حرفهی خبرنگاری را نیز دارد، با استفاده از شخصیتی بینام که در کتاب با اسم «مهمان» آن را میشناسیم با افراد روایت اینجا در برلین مصاحبه و خاطراتشان را داستان گونه بیان میکند. افرادی است که یا جنگ را به چشم دیده اند یا بعد از جنگ متولد شده و از تبعات آن بیبهره نماندهاند.
این کتاب که آخرین اثر نویسنده است به چهارده زبان ترجمه و با استقبال مخاطبان و منتقدان مواجه شد. اینجا در برلین جز ده اثر برتر سال 2017، کتاب تقدیر شدهی انجمن کتابخانهی آمریکا (ALA) در سال 2018، کتاب منتخب سردبیر نیویورک تایمز، کاندید دریافت مدال اندروکارنگی بوده است.
بر اساس یک داستان واقعی
دلفین دوویگان
مترجم: اسماعیل حسینی
بر اساس یک داستان واقعی، در سال 2015 در فرانسه منتشر شد و در مدتی کوتاه، نیممیلیون نسخه از آن فروش رفت. این رمان برای دوویگان، افزون بر تحسین بیوقفهی منتقدان، دو جایزهی ادبی معتبر نیز به ارمغان آورد و رومن پولانسکی در سال 2017 از روی آن فیلمی به همین نام ساخت.
از سویی، این رمان پرکشش را میشود نمونهای برجسته از داستان مهیج روانشناختی دانست. راوی داستان که از قضا همنام نویسنده است و دلفین نام دارد، ماجرای شکلگیری رابطهی دوستانهاش را با زنی اسرارآمیز به نام ال، مرحله به مرحله گزارش میکند. از سوی دیگر، مباحث ادبی مطرحشده در طول داستان، سرنوشتههایی از رمانهای استیون کینگ که در آغاز هر بخش از کتاب میآید و اشارههای مستقیم و غیرمستقیم به داستانهای دیگر، سبب شده است که برخی از منتقدان، بر اساس یک داستان واقعی را اثری دربارهی رمان و مسائل بنیادین آن بدانند.
بهبود
جوآن سیلبر
ترجمه: اسماعیل حسینی
برنده جایزه ی پن- فاکنر در سال 2018
و برنده جایزه ی حلقه منتقدان کتاب ملی آمریکا
سیلبر در این رمان، سرگذشت جمعی از شخصیتهای متفاوت را که در اثر تصادف و تقدیر زندگیشان به هم گره میخورد در داستانهایی به هم پیوسته حکایت میکند. او فصلهای کتاب را استادانه درهم میبافد و شرایط انسانی را همچون بافتهای ارزشمند به تماشا میگذارد. درون مایهی ثابت تمام داستانهای کتاب، سپنجی بودن عمر و توانایی شگفت انگیز انسانها در سازگار شدن با گردش روزگار است. انسانهایی که لغزش پذیرند و پس از فروافتادن، هریک به نوعی سعی در جبران مافات و رهایی از بار غم و عذاب پشیمانی دارند.
تروریسم عاشقانه
شارون هایس
سامانتا جفریز
مترجم: عبدالمحمد دلخواه
"اما دولت ها هیچگاه در برابر اقدامات تروریستی مستمر و بی وقفه ای که علیه زنان به دست همسران یا همسران و دوستداران احساساتی و شیدای گذشته شان انجام می شود واکنشی چنین قاطع نشان نداده اند، هرچند تعداد این قربانیان بمراتب ار شمار قربانیان ترورهای سیاسی بیشتر است. در واقع، تروریسم همسران صمیمی و یار غار زنان، در مقایسه با خطرات ترورهای سیاسی افراط گرایان مذهبی و آسیب های ناشی از عملیات آنان ، تهدید و خطری کم اهمیت تر و مقوله ای مربوط به بافت اجتمایی جوامع مدرن قلمداد شده است، نه خطری جدی..."
خداحافظ کلمبوس
فیلیپ راث
ترجمه: سرور کرمپور دشتی
داستان "خداحافظ کلمبوس" را نیل کلاگمن روایت می کند که کارمند دون پایه ی کتابخانه ی عمومی نوارک است. او با عمو و زن عمویش مارکس و گلادیس در محله ی کارگری نوارک نیوجرسی زندگی می کند. داستان از آنجایی آغاز می شود که نیل در یک تابستان با برندا پاتیمکین، دختری از خانواده ای ثروتمند آشنا می شود و در دام عشق او می افتد. پدر برندا، مردی از طبقه ی اجتماعی نیل کلاگمن بوده که از قِبَل جنگ دارای ثروتی هنگفت شده و توانسته جایگاه بالاتری را در اجتماع برای خود به دست بیاورد. داستان به زیبایی تقابل طبقاتی بین خانواده ی نیل و خانواده ی تازه به دوران رسیده ی پاتیمکین را به تصویر می کشد. نیل در روایت داستان، دیدی بسیار انتقادی به سبک زندگی و مصرف گرایی خانواده ی پاتیمکین دارد و در عین حال طنازانه روابط خود با خانواده اش را به چالش می کشد. در این میان، رابطه ی نیل و برندا نیز از این چالشها مصون نمی ماند.