نمایش 9 24 36

بستان العارفین و تحفه المریدین

تومان

فقیه ابونصر احمدبن خیر

مقدمه، تصحیح و تعلیقات: تهمینه عطائی کچوئی

حدائق السیر

تومان

نظام الدین یحیی بن صاعدبن احمد

زیر نظر: محمد پارسانسب

کلیات رفیع الدین عبدالعزیز لنبانی

700,000 تومان

تصحیح: محمود عابدی

رفیع‌الدین عبدالعزیز لنبانی و رفیع‌الدین مسعود لنبانی از شاعران کمتر شناخته‌شده اما مهم سنت شعر فارسی در ناحیه‌ی لنبان اصفهان‌اند که آثارشان تصویری روشن از شعر اخلاقی و اجتماعیِ غیر درباری در قرون میانه ارائه می‌دهد. این دو شاعر که به‌احتمال از یک خاندان علمی و ادبی برخاسته‌اند، هر دو با لقب رفیع‌الدین شناخته می‌شوند، اما تفاوت‌های آشکاری در لحن، مضمون و نوع نگاه آنان به زندگی و شعر دیده می‌شود. بررسی کلیات عبدالعزیز لنبانی و دیوان مسعود لنبانی نشان می‌دهد که چگونه شعر فارسی در بیرون از فضای رسمی قدرت نیز می‌توانسته حامل اندیشه‌های اخلاقی، تجربه‌های شخصی و نقدهای اجتماعی باشد.

در کلیات رفیع‌الدین عبدالعزیز لنبانی، شعر بیشتر کارکرد تعلیمی و اندرزگویی دارد و شاعر خود را در جایگاه کسی می‌بیند که وظیفه‌اش هشدار دادن به انسان درباره‌ی ناپایداری دنیا و فریبندگی لذت‌های مادی است. مضامینی چون بی‌اعتباری جهان، یاد مرگ، دعوت به قناعت، پرهیز از غرور و هشدار نسبت به فساد اخلاقی زمانه به‌طور پیوسته در شعر او تکرار می‌شود. جهان‌بینی عبدالعزیز به شدت متأثر از اخلاق دینی و نگرش زاهدانه است، اما این زهد بیشتر اجتماعی و اخلاقی است تا عرفانیِ عمیق به معنای خانقاهی آن. شاعر کمتر به تجربه‌ی شهودی یا عشق الهی می‌پردازد و بیشتر بر رفتار درست، ترس از حساب آخرت و مسئولیت فرد در برابر جامعه تأکید می‌کند. از این رو، شعر او به واعظانه‌ترین شکل شعر فارسی نزدیک می‌شود.

از نظر زبانی و سبکی نیز کلیات عبدالعزیز ویژگی‌هایی دارد که آن را در رده‌ی شعر ساده و کم‌تکلف قرار می‌دهد. زبان غالباً مستقیم، خطابی و روشن است و شاعر کمتر در پی تصویرسازی‌های پیچیده یا صنایع بدیعی دشوار است. تشبیه‌ها و استعاره‌ها اغلب سنتی و برگرفته از ادبیات دینی و اخلاقی‌اند و بیشتر در خدمت انتقال پیام قرار دارند تا ایجاد لذت زیبایی‌شناسانه‌ی مستقل. این ویژگی سبب می‌شود که شعر عبدالعزیز بیش از آنکه برای تحسین هنری خوانده شود، برای دریافت پیام اخلاقی و فکری ارزشمند باشد. اهمیت این کلیات از دید پژوهشگران بیشتر در بازتاب ذهنیت اخلاقی جامعه‌ی شهری و نقش شعر به‌عنوان ابزار اصلاح اجتماعی نهفته است.

در مقابل، دیوان رفیع‌الدین مسعود لنبانی گرچه همچنان از فضای اخلاقی و دینی دور نمی‌شود، اما رنگ عاطفی و فردی پررنگ‌تری دارد. در شعر او عشق، رنج فراق، بی‌وفایی روزگار و احساس تنهایی حضوری جدی دارند و شاعر بیش از عبدالعزیز به تجربه‌ی شخصی خود میدان می‌دهد. همین امر باعث می‌شود که مخاطب با انسانی مواجه شود که نه فقط ناصح دیگران، بلکه خود درگیر دردهای عاطفی و بحران‌های روحی است. اگر عبدالعزیز بیشتر سخنگوی اخلاق جمعی است، مسعود نماینده‌ی صدای فردی در دل همان جامعه‌ی اخلاق‌محور به شمار می‌آید.

از نظر قالب و موسیقی شعر نیز مسعود لنبانی توجه بیشتری به غزل و بیان احساسی دارد و زبان او نرم‌تر و شاعرانه‌تر است. تصویرپردازی در شعر او اندکی پخته‌تر است و عاطفه نقش تعیین‌کننده‌تری در شکل‌گیری معنا دارد. با این حال، شعر مسعود نیز به‌طور کامل از سنت تعلیمی جدا نمی‌شود و بسیاری از غزل‌ها و قطعات او در کنار عشق، به پند و اندرز و تذکرهای اخلاقی نیز می‌پردازند. این درهم‌تنیدگی عشق و اخلاق، نشان‌دهنده‌ی نوعی نگرش میانه است که در آن احساس فردی و مسئولیت اخلاقی در تعارض کامل با یکدیگر قرار ندارند، بلکه در یک بستر فکری مشترک شکل می‌گیرند.

از نظر جایگاه تاریخی و اجتماعی، هر دو اثر نشان می‌دهند که شعر فارسی محدود به دربارها، محافل اشرافی یا خانقاه‌ها نبوده، بلکه در میان طبقات شهری نیز نقش فرهنگی و تربیتی مهمی داشته است. شاعران لنبانی نه مدیحه‌سرای قدرت‌اند و نه صوفیانی منزوی از جامعه، بلکه بیشتر به زندگی روزمره‌ی مردم، دغدغه‌های اخلاقی و رنج‌های انسانی نزدیک‌اند. همین ویژگی به آثار آنان ارزش جامعه‌شناختی نیز می‌دهد، زیرا از خلال شعرشان می‌توان نگرانی‌ها، باورها و حساسیت‌های اخلاقی بخشی از جامعه‌ی آن روزگار را بازشناخت.

در مقایسه‌ی نهایی می‌توان گفت که کلیات عبدالعزیز لنبانی نماینده‌ی چهره‌ی تعلیمی و اصلاح‌گر شعر فارسی است، در حالی که دیوان مسعود لنبانی شعر را به قلمرو احساس و تجربه‌ی شخصی نزدیک‌تر می‌کند، بی‌آنکه از اخلاق و دین جدا شود. این دو اثر در کنار هم تصویری کامل‌تر از کارکردهای متنوع شعر در جامعه‌ی سنتی ایران ارائه می‌دهند: شعر به‌مثابه‌ی ابزار اندرز، و شعر به‌مثابه‌ی بیان رنج و عشق انسانی. ارزش اصلی این آثار نه در نوآوری‌های بزرگ زبانی یا تحول سبکی، بلکه در ثبت صادقانه‌ی پیوند میان اخلاق، عاطفه و زندگی اجتماعی است؛ پیوندی که بخش مهمی از تاریخ فرهنگی ادبیات فارسی را شکل داده و بدون توجه به چنین شاعران محلی و کمتر مشهور، به‌درستی قابل درک نخواهد بود.

نام شناسی پارتی

تومان

ولادیمیر آرنویچ لیوشیتس

ترجمه: لیلا عسگری