در باغ حیوانات 💯
نام نویسنده : اریک لارسن
نام مترجم : احمد عزیزی
این کتاب در بستر روایت یک تریلر جذاب و پرحادثه تاریخی سیاسی، خواننده را به دوران آلمان هیتلری پیش از جنگ جهانی دوم می برد و او را در دل ماجرایی پر افت و خیز رها می کند تا با شخصیت های داستان همراه شود.
ماجرای کتاب به زمانی برمی گردد که هیتلر به قدرت رسیده و به اشکال مختلف در احساسات ناسیونالیستی مردم آلمان می دهد؛ قدرت نازی ها در حال افزایش و هر روز بر تعداد طرفداران آنها افزوده می شود.
آلمان این دوران یکی از جذاب ترین سوژه های در خور بررسی است، چرا که حال و هوای غریبی دارد؛ حال هوای ملتی که در آستانه بزرگترین حماقت جمعی خود قرار دارند و حماقت نیز هرچه بزرگتر باشد، پذیرفتن و گرفتار آمدن در آن راحت تر می شود.
داستان کتاب به زمانی برمی گردد که کشور آمریکا دست به گریبان یکی از بحران های شدید اقتصادی خود است و از این رو دولت مردان این کشور چنان درگیر امور داخلی خود هستند که چشم بر واقعیت های بیرونی دنیا بسته اند تا انجا که ظهور پدیده ای همچون هیتلر تا زمانی که بر خاکسترهای جنگ جهانی اول قد علم کرده و بر طبل جنگ می کوبد، غافل می مانند.
نخستین سال های ریاست جمهوری روزولت است که یک استاد دانشگاه صاف و ساده و خوشبین که سابقه تحصیل در آلمان را داشته ماموریت سفارت آمریکا در آلمان را عهده دار می شود.
او و دخترش در آلمان در طی حوادثی جذاب شاهد سر برآوردن رژیمی خونخوار و خودکامه هستند. پدیده هیتلر از جنبه های مختلف قابل بررسی ست اینکه چگونه احساسات ملتی شکست خورده و سرکوب شده را تحریک می کند تا از در جنگ با همه جهان در آیند، مردمی که او را تا مرتبه خدایی می رسانند، زنانی که با اشکهای قدمهای او را بدرقه می کنند و مردمی که خاک زیر پوتینهای هیتلر را از زمین جمع کرده و به رسم یادگار نگه می دارند چرا که روزگار خدایگانی پیشوا رسیده است.
مجله ساندی تلگراف درباره این کتاب می نویسد:
«لارسن تاریخ را به شیوه داستان سرایان روایت می کند. او ماجرایی آشنا را از زوایایی تازه می نگرد و باز می گوید- در حدی شگفت آور بازتاب مفضای پر التهاب جامعه یکسره غلتیده در ظلمت!»
فایننشتال تایمز این کتاب را دارای داستانی جذاب و درخششی فوق العاده ارزیابی کرده و نیویورک تایمز نیز در باره آن می نویسد «بهترین و محسور کننده ترین اثر داستانی لارسن.... در آن حد واقعی که خواننده را مجذوب خود سازد.»
نویسنده کتاب تاکید بسیاری بر جنبه های واقعی و مستند روایت خود دارد و گذشته از شخصیت های رمان که اغلب آدمهایی حقیقی هستند، نویسنده در جای جای روایت خود نیز براستفاده از مستندات واقعی برجای مانده از آن زمان تاکید دارد. در انتهای کتاب نیز فصلی را به منابع اختصاص داده و بدانها پرداخته است.
«باغ حیوانات» که در عنوان کتاب مورد استفاده قرار گرفته اشاره به پارک زیبای مرکزی برلین دارد که بدین نام خوانده می شده و از تفریح گاه های مردم برلین بوده است.
از نکات جالب توجه این کتاب آن است که سرگذشت پرماجرای سفیری در آلمان توسط سفیری دیگر در آلمان انجام شده است. محتوای کتاب به ماجراهای واقعی سفیر امریکا در سالهای میانی دهه سی میلادی در آلمان است که توسط احمد عزیزی سفیر بازنشسته کشورمان در آلمان ترجمه شده همین آشنایی باعث توفیق مترجم در برگردان درست پاره ای از نکات باریک و در خور توجه در کتاب شده است.
«لارسن تاریخ را به شیوه داستان سرایان روایت می کند. او ماجرایی آشنا را از زوایایی تازه می نگرد و باز می گوید- در حدی شگفت آور بازتاب فضای پرالتهاب جامعه ای یکسره غلتیده در ظلمت!»
ساندی تلگراف
«روایت او از داستانی جذاب درخششی فوق العاده دارد.»
فایننشال تایمز
«بهترین و مسحورکننده ترین اثر لارسن... داستانی در آن حد واقعی که خواننده را جذب جهان خود سازد.»
نیویورک تایمز
شیطان در شهر سپید 💯
اریک لارسن
ترجمه: سوگند رجبی نسب
نویسنده، اریک لارسون، رویدادهای شگفتانگیز پیرامون نمایشگاه جهانی شیکاگو در سال ۱۸۹۳ را با چنان قدرتی در روایت و فضاسازی بازآفرینی میکند که خوانندگان ممکن است ناچار شوند دوباره به مشخصات کتاب نگاه کنند تا مطمئن شوند «شیطان در شهر سفید» واقعاً یک کتاب غیرداستانی است و نه یک رمان تخیلی با نیروی تخیل خارقالعاده.
لارسون داستان دو مرد را روایت میکند: دنیل اچ. برنهام، معمار و مدیر اصلی مسئول ساخت نمایشگاه، و اچ. اچ. هولمز، قاتل زنجیرهایای که در ظاهر، پزشکی خوشبرخورد و جذاب به نظر میرسید.
چالشی که برنهام با آن روبهرو بود، بسیار عظیم و طاقتفرسا بود. او در مدتزمانی کوتاه، ناچار شد بر مرگ شریک کاری خود و همچنین موانع و مشکلات بیشمار دیگری غلبه کند تا «شهر سفید» مشهور را، که نمایشگاه پیرامون آن شکل گرفته بود، بنا کند. تلاشهای او برای به پایان رساندن این پروژه و موفقیت خیرهکنندهٔ نمایشگاه، با مهارتی چشمگیر روایت شده است. در کنار این روایت، حضور شخصیتهای نامدار تاریخی همچون بوفالو بیل کودی، سوزان بی. آنتونی و توماس ادیسون نیز بر جذابیت داستان میافزاید.
فعالیتهای هولناک دکتر هولمز، که گمان میرود در همان دوران نمایشگاه مسئول دهها قتل بوده باشد، به همان اندازه شگفتآور و تکاندهنده است. او هتلی موسوم به «هتل نمایشگاه جهانی» را در نزدیکی محل برگزاری نمایشگاه طراحی و بنا کرد؛ ساختمانی که به کورهٔ آدمسوزی و اتاق گاز مجهز بود. هولمز از شور و هیجان ناشی از برگزاری نمایشگاه جهانی، همراه با شخصیت کاریزماتیک و فریبندهٔ خود، برای به دام انداختن قربانیانش بهره میبرد.
در نگاه نخست، کنار هم قرار دادن داستان یک معمار و یک قاتل زنجیرهای در یک کتاب، آن هم با فصلهایی که بیشتر بهصورت یکی در میان میان این دو روایت جابهجا میشوند، انتخابی عجیب به نظر میرسد؛ اما این شیوه به شکلی شگفتانگیز موفق از کار درآمده است.
لارسون با قلمی توانمند، هم جذابیت رؤیایی و افسونگر شیکاگوی قرن نوزدهم و هم چهرهٔ تاریک، هولناک و کابوسوار آن را آشکار میکند و تصویری فراموشنشدنی از شهری ارائه میدهد که در آن، شکوه پیشرفت و تمدن در کنار شرارت و جنایت بهطور همزمان حضور دارند.
— جان مو