نمایش همه 3 نتیجه

نمایش 9 24 36

آواز کافه غم بار

تومان 345,000

کارسون مکالرز

مترجم: حانیه پدرام

  آواز کافۀ غم‌بار سومین رمان کارسون مکالرز، نویسندۀ زن امریکایی، است که در سال 1951 منتشر شد. بسیاری این رمان کوتاه را بهترین اثر مکالرز می‌دانند؛ رمانی معرف گوتیک جنوب که تمامی ویژگی‌های این ژانر را یکجا در برمی‌گیرد. داستان پیردختری عجیب‌وغریب و اهل جنوب که در آبادی دلگیرکننده‌ای با آشپزی سیاهپوست تنها زندگی می‌کند و گرفتار مثلث عشقی عجیبی می‌‌شود.

آواز کافۀ غم‌بار مجموعه‌ای است عجیب از شخصیت‌ها، شخصیت‌هایی ساکن آبادی دلگیر که داستان آنجا اتفاق می‌افتد. پیرنگ تکان‌دهندۀ اثر در کنار مثلث عشقی عجیب و تکان‌دهنده‌تر از این زاویۀ دید راوی در سراسر این رمان کوتاه لذت خواندنش را دوچندان می‌کند. روای بی‌طرف و ریزبینی که مدام بازی‌های سرنوشت را به خواننده‌اش یادآور می‌شود.

آواز کافۀ غم‌بار طرحی است گروتسک از قدرت ویران‌سازی عشق. آنچه موقع خواندن آن پیش‌روی ماست متنی است که به زیبایی پرداخت شده است، نوشته‌ای که ما در آن ناخواسته تک‌گویی درونی شخصیتی را می‌شنویم که یادآوری مکرر خاطرات اوا را قادر می‌سازد بر ملال خود غلبه کند و در مقابل فشارهای تحلیل‌برندۀ جهانی که خوب می‌شناسدش مقاومت کند. آواز کافۀ غم‌بار ترانۀ روح بشر است. از مقالۀ «راوی درون‌نگر در آواز کافۀ غم‌بار» نوشتۀ جان مک‌نَلی

«مکالرز در آواز کافۀ غم‌بار، به آمیزه‌ای پیچیده و ظریف از امر واقعی و امر افسانه‌ای دست یافت، آمیزه‌‌ای از امر کمیک و امر غم‌انگیز و نیز آمیزه‌ای از امر محلی و امر جهانی. در این رمان کوتاه او ایجاز، تسلط، عینیت و تناسبی فوق‌العاده به دست آورد.» مارگارت بی‌. مک‌داول

ساعت بی عقربه

تومان 0

کارسون مکالرز

ترجمه: حانیه پدرام

کارسون مک کالرز، نویسندۀ زن آمریکایی که بسیاری او را مهم‌ترین نویسندۀ زن نیمۀ دوم قرن بیستم در آمریکا می‌دانستند، در آخرین رمانش ساعت‌بی‌عقربه (1961) با شیوه‌ای متفاوت به مسئله نژادپرستی می‌پرازد، وقایع این رمان در شهری کوچک در یکی از ایالت‌های جنوبی رخ می‌دهد و در آن چند خرده داستان هر کدام با یک شخصیت متفاوت به هم می‌پیوندد و در لحظه آخر سیر وقایع به گونه‌ای پیش می‌رود که شخصیت‌ها باید برای جان نوجوانی سیاه پوست دست به انتخابی اخلاقی بزنند.

ساعت بی عقربه را مکالرز به سبک معمول خودش نوشت: تکنیک‌های روایی قوی، توصیف دقیق شخصیت‌ها و به کار گرفتن قهرمانی که هم قربانی و هم شاهد اتفاقات اصلی داستان است. مکالرز، که در دهه‌های بیست و سی زندگی‌اش نویسندۀ پرکار و موفقی بود، «ساعت بی‌عقربه» را بعد از ده سال سکوت منتشر کرد. این کتاب در زمان انتشارش در مقایسه با دیگر آثار مکالرز آنطور که باید دیده نشد، اما اکنون و پس از گذشت سال‌ها از انتشار آن به دلیل نوع روایت و موضوع آن توانسته است جایگاه خود را به عنوان رمانی جلوتر از زمانه‌اش به دست آورد.