پاپیروس های شمعون مصری
اسامه عبدالرئوف شاذلی
ترجمه: سیدحمیدرضا مهاجرانی
رمان «پاپیروس های شمعون مصری» داستان بنیاسرائیل را از زمانی روایت میکند که در ضعف و ستم به سر میبردند، از لحظه عبورشان از دریا آغاز میشود و تا زمان وفات پیامبرشان، حضرت موسی علیهالسلام، ادامه مییابد. این رمان دربردارنده حکمتها و آموزههایی است که پایههای اصلی دین را شکل دادهاند، اما به سبب فراموشی و غفلت انسانها از ذهنها محو شدهاند.
رویدادهای داستان پیرامون یادداشتها و زندگی روزمره «شمعون بن زخاری» میچرخد که به شمعون مصری شهرت دارد. او نوجوانی از بنیاسرائیل است که پدری عبری و مادری مصری دارد و دوران کودکی خود را در مصر سپری کرده است. سپس همراه قوم خود و در کنار حضرت موسی، برای رهایی از فرعون و سپاهیانش مصر را ترک میکند؛ سفری که با معجزه شکافته شدن دریا و نجات آنان همراه است.
شمعون در طول این سفر، از سرزمینی به سرزمین دیگر میرود و تجربهها، مشاهدات و جابهجاییهای خود را در دفترچهای ثبت میکند که آن را «پاپیروس های شمعون مصری» نامیده است. این نوشتهها روایتگر سرگذشت یک قوم، آزمونهای ایمان، و مسیر پر فراز و نشیب آزادی و هدایت هستند.
عزازیل
یوسف زیدان
ترجمه: سیدحمیدرضا مهاجرانی
رمان «عزازیل» اثر یوسف زیدان، نویسنده و پژوهشگر مصری، در سال ۲۰۰۸ منتشر شد و در همان سال جایزه بوکر عربی (جایزه بینالمللی رمان عربی) را از آن خود کرد. این اثر که هم در میان منتقدان ادبی و هم در میان نهادهای دینی جنجالهای فراوانی برانگیخت، بهویژه در مصر و در میان کلیسای قبطی با واکنشهای تندی روبهرو شد.
رمان به شکل مجموعهای از طومارها یا نسخههای خطی روایت میشود که راوی آن، هیپا، راهبی مصری در قرن پنجم میلادی است. هیپا این طومارها را مینویسد تا کشمکشهای درونی، تردیدهای ایمانی و تجربیات زیستهاش را ثبت کند. این شیوهی روایی که در قالب اعترافات نوشتاری یک راهب شکل گرفته، به داستان حس و بویی اسنادی و شبهتاریخی میبخشد، هرچند بسیاری از شخصیتها و رخدادهای فرعی ساخته و پرداختهی ذهن نویسندهاند.
در قلب رمان، کشمکشی همیشگی میان ایمان و شک جریان دارد. هیپا در طول روایت مدام میان باور راسخ مذهبی و پرسشهای عقلانی در نوسان است، و شخصیت عزازیل که همچون صدای وسوسه یا شیطان با او به گفتوگو مینشیند، در واقع نمادی از دوگانگی درونی انسان میان عقل و ایمان است. این گفتوگوهای درونی، محور اصلی تحول روانی و فکری راوی را شکل میدهند.
زیدان در این رمان به رویدادهای واقعی تاریخی نیز میپردازد، از جمله قتل فجیع هیپاتیا، فیلسوف و ریاضیدان زن اسکندرانی، به دست جمعیتی مسیحی متعصب، و همچنین مناقشات کلامی شورای افسس در سال ۴۳۱ میلادی میان نسطوریان و طرفداران کوریلوس اسکندرانی. از خلال این رخدادها، نویسنده تصویری تیره و پرتنش از دورانی ترسیم میکند که اختلافنظرهای الهیاتی به خشونت، کشتار و سرکوب میانجامد.
یکی از جنجالیترین وجوه رمان، شیوهی به تصویر کشیدن برخی از رهبران کلیسای اولیه است که گاه به قدرتطلبی، خشونت و ریاکاری متهم شدهاند. همین جنبه بود که خشم و اعتراض شدید کلیسای قبطی مصر و بخشی از جامعه قبطی را برانگیخت؛ آنان رمان را اهانتی به مقدسات دینی و تحریفی از تاریخ مسیحیت اولیه دانستند. در برابر این انتقادها، زیدان همواره تأکید کرده که رمانش نقدی بر خشونتی است که به نام دین - هر دینی - اعمال میشود، نه حملهای به آیین یا مذهب خاصی.
در کنار این لایههای تاریخی و الهیاتی، رمان بعد عاطفی و جسمانی نیز دارد. هیپا در طول داستان درگیر روابطی عاطفی و جسمانی با دو زن، اکتاویا و مارتا، میشود که این پیوندها با نذر رهبانیتش در تضادی آشکار قرار میگیرند. این تقابل، بازتاب دیگری از همان کشمکش بنیادین میان روح و جسم، امر آسمانی و امر زمینی است که در سراسر رمان جریان دارد.
داستان در بستر واقعیِ افول امپراتوری روم و شکلگیری تدریجی الهیات مسیحی رخ میدهد، دورانی که هنوز مرزهای عقیدتی مربوط به طبیعت مسیح بهطور قطعی تثبیت نشده بود. زیدان که خود پژوهشگر و متخصص نسخههای خطی و تاریخ اندیشهی اسلامی-مسیحی است، از دانش تخصصیاش برای بازسازی دقیق و باورپذیر فضای آن دوران بهره گرفته است.
نثر زیدان در این اثر آمیزهای است از زبانی کهن و شاعرانه با تحلیلی روانشناختی و مدرن از کشمکشهای درونی انسان، آمیزهای که تنش میان گذشتهی تاریخی و دغدغههای معاصر همچون تعصب، خشونت مذهبی و آزادی اندیشه را برجسته میسازد. از اینرو، «عزازیل» را میتوان هم رمانی تاریخی و هم تأملی فلسفی دربارهی سرشت دوگانهی ایمان و شک در وجود انسان دانست.