در حال نمایش 3 نتیجه

نمایش 9 24 36

دکتر ژیواگو (۲ جلدی) (برگردان از زبان روسی)

880,000 تومان
باریس پاسترناک ترجمه میترا نظریان

رمان دکتر ژیواگو شکست درخشان پاسترناک بود. می توان گفت باریس پاسترناک تقریباً در تمام زندگی خود دکتر ژیواگو را می نوشته. ایدۀ خلق رمان هم زمان با اولین اشعار شاعر در ۱۹۱۲ به ذهنش خطور کرد. او چند بار برای خلق اثری منثور تلاش کرد، مثلاً کودکی لووِرس و اسپکتورسکی در واقع سیاه مشق های او برای نوشتن رمانی بودند که همیشه در ذهن داشت. پاسترناک کمال گرا زمانی شیفتۀ موسیقی بود و برای فراگیری آن از هیچ تلاشی فروگذار نکرد در نهایت به این نتیجه رسید که گوش موسیقایی خوبی ندارد و نمی تواند در این زمینه به کمال مطلوب برسد. دوستانش می گفتند باریس هرگز به حد وسط و میان مایه بودن رضایت نمی داد. در زمستان ۱۹۴۵ شاعر بار دیگر نوشتن دکتر ژیواگو را از سر گرفت. هدف او خلق متنی جامع بود، که تجسم همۀ تجربیات زندگی و دیدگاه های او باشد. پاسترناک برای این کار از دورۀ کوتاه پس از جنگ بزرگ داخلی (۱۹۴۰-۱۹۴۵) الهام گرفت، زمانی که به نظر می رسید زندگی مردم شوروی پس از پیروزی در جنگ دیگر نمی تواند مانند گذشته باشد.

این داستان حماسی درباره تأثیرات انقلاب روسیه و پیامدهای آن بر یک خانواده بورژوایی تا سال 1987 در اتحاد جماهیر شوروی منتشر نشد. یکی از نتایج انتشار آن در غرب، ترد کامل پاسترناک توسط مقامات شوروی بود. وقتی در سال 1958 جایزه نوبل ادبیات را دریافت کرد، مجبور شد آن را رد کند. این کتاب به سرعت به پرفروش ترین کتاب بین المللی تبدیل شد.

این کتاب نشان می دهد که قرن بیستم در روسیه با انقلاب ها، جنگ داخلی و دو جنگ جهانی چقدر آشفته بود. و مهمتر از آن، این رمان نشان می دهد که چگونه زندگی شخصی یک مرد به خاطر همه آن اتفاقات نابود می شود.

شوهرباشی

55,000 تومان
فیودور داستایفسکی مترجم: میترا نظریان

یک اتفاق مسخره

55,000 تومان
فیودور داستایفسکی ترجمه: میترا نظریان

وقتی تصاویر مختلف از پیش چشمش می‌گذشت، قلبش از جا کنده می‌شد. درباره او چه می‌گفتند؟ چه فکری می‌کردند؟ با چه رویی می‌خواست پا به اداره‌اش بگذارد، وقتی می‌دانست تا یک سال دیگر هم چه پچپچه‌ها پشت سرش خواهند کرد، چه بسا تا ده سال دیگر، چه بسا تا پایان عمرش. حکایت او را مثل لطیفه‌ای نسل به نسل نقل می‌کردند. بی‌تردید خود را مقصر می‌دانست. هیچ توجیهی برای اعمالش پیدا نمی‌کرد و از آن‌ها شرمسار بود. یک اتفاق مسخره در سال ۱۸۶۲ منتشر شد. این آخرین داستانی بود که داستایفسکی به تأثیر از نخستین استادش، گوگول، نوشت. داستانی همتراز شاهکارهایی چون «شنل» و «بلوار نفسکی».