تکامل فیزیک
نویسنده : آلبرت آینشتاین ،لئوپولد اینفلد
ترجمه : احمد آرام
فیزیک و واقعیت
آلبرت آینشتین
ترجمه: محمدرضا خواجه پور
آلبرت اینشتین یکی از بنیانگذاران اصلی نظریههای کوانتوم و نسبیت بود. تا سال ۱۹۲۵، یعنی زمانی که آمار بوز–اینشتین کشف شد، او سهم بزرگی در بنیانگذاری نظریهی کوانتومی داشت. با این حال، پس از کشف مکانیک کوانتومی توسط هایزنبرگ و مکانیک موجی توسط شرودینگر، و پیدایش اصول عدم قطعیت و تکمیلیت، به نظر میرسد دیدگاههای اینشتین بهطور کلی دگرگون شد.
در نظریهی حرکت براونی، اینشتین از نظریهی احتمال بهره گرفت تا واقعیت وجود اتمها و مولکولها را ثابت کند. اما در سالهای ۱۹۱۶ تا ۱۹۱۷، زمانی که میخواست لحظهی دقیق گسیل تابش از یک اتم را پیشبینی کند و نظریهی معروف خود دربارهی ضریبهای A و B را توسعه داد، این پرسش را مطرح کرد که آیا «میتوان جذب و گسیل کوانتومی نور را در چارچوب علیت کامل درک کرد، یا همواره بخشی آماری و احتمالی باقی خواهد ماند؟» او در نامهای به دوستش ماکس بورن نوشت:
«باید اعتراف کنم که در این مورد شهامت پایبندی کامل به باورهایم را ندارم؛ اما از اینکه از علیت کامل دست بکشم، بسیار ناراحت خواهم شد.»
با این حال، او بعدها در نامهای دیگر به بورن نوشت که مکانیک کوانتومی «بیتردید نظریهای شکوهمند است»، اما «ندایی در درونم میگوید که این، حقیقت نهایی نیست... این نظریه ما را به راز "آن کهنسال" نزدیکتر نمیکند. من دستکم باور دارم که او تاس نمیاندازد.»
در کنفرانسهای سولوی در بروکسل در سالهای ۱۹۲۷ و ۱۹۳۰، اینشتین بحثهای عمیق و مشهوری با نیلز بور و دیگران دربارهی باور خود به علیت کلاسیکی در برابر علیت آماری مکانیک کوانتومی داشت.
او تا پایان عمر، به باور خود در جهانبینی جبرگرایانه پایبند ماند.
این کتاب بسیار جالب، دیدگاههای اینشتین را دربارهی ماهیت و ساختار فیزیک و واقعیت بررسی میکند.
نسبیت 💯
آلبرت آینشتاین
ترجمه: محمدرضا خواجه پور
این کتاب یک مقدمه جامع بر نظریه نسبیت است که توسط همان فیزیکدانی نوشته شده که این نظریه را توسعه داده است. اثر، هر دو بخش «نسبیت خاص» و «نسبیت عام» را پوشش میدهد و توضیحی قابلفهم از مفاهیم فیزیکی مرتبط ارائه میکند؛ از جمله ماهیت نور، زمان و گرانش.
در این کتاب، نویسنده تلاش میکند مفاهیم پیچیده علمی را به زبانی روشن و قابل دسترس برای مخاطبان غیرمتخصص توضیح دهد، بدون آنکه از دقت علمی آنها کاسته شود. به همین دلیل، اثر هم جنبه آموزشی دارد و هم جنبه تبیینی، و خواننده را به تدریج با بنیانهای فکری یکی از مهمترین تحولات علمی قرن بیستم آشنا میکند.
کتاب همچنین به پیامدهای فلسفی نظریه نسبیت میپردازد و نشان میدهد که چگونه این نظریه درک ما از واقعیت، زمان، فضا و علیت را دگرگون کرده است. در این چارچوب، نویسنده تأکید میکند که مفاهیمی که پیشتر مطلق و ثابت تصور میشدند، در پرتو فیزیک جدید ماهیتی نسبی و وابسته به چارچوب مشاهده پیدا میکنند.
در مجموع، این اثر نه تنها یک معرفی علمی به نظریه نسبیت است، بلکه تأملی عمیق درباره بنیانهای فهم انسان از جهان نیز به شمار میآید و تلاش میکند پلی میان علم تخصصی و فهم عمومی ایجاد کند.