جنایت سیلوستر بونار
نویسنده: آناتول فرانس
مترجم: محمدرضا پارسایار
این داستان دلانگیز، زندگی ادبی پاریس در قرن نوزدهم را به تصویر میکشد. سیلوستر بونار، زبانشناس و پژوهشگری گوشهگیر و مجرد، پس از یافتن دخترِ عشق دیرین خود، تصمیم میگیرد سرپرستی او را بر عهده بگیرد و برایش هزینههای لازم را فراهم کند و جهیزیهای برای ازدواجش تدارک ببیند. اما دختر از پیش سرپرستی دارد. پس از مجموعهای از اتفاقات، و هنگامی که بونار درمییابد او با بدرفتاری و ظلم روبهرو است، به ربودن او دست میزند. او از پیگرد قانونی میگریزد و سرانجام به عنوان سرپرست قانونی دختر منصوب میشود. هنگامی که ژان، دختر تحت سرپرستی او، ازدواج میکند، بونار کتابخانه ارزشمند و گرانبهای خود را میفروشد تا جهیزیه او را تأمین کند؛ با این حال، از روی احساس گناه، چند جلد از کتابهای محبوبش را برای خود نگه میدارد و سپس در روستا بازنشسته میشود.
«جنایت سیلوستر بونار» قرن هجدهم را بسیار بیش از قرن نوزدهم، همچون عصر طلایی مینگرد. شخصیت اصلی آن، سیلوستر بونار، نخستین نمونه از مجموعهای از شخصیتهای داستانی بود که ویژگیها و روحیات خاص فرانسه آن دوران را نمایندگی میکردند. این اثر به دلیل سبک نوشتاری ظریف و دلنشینش مورد تحسین قرار گرفت و نویسنده آن، به سبب ویژگیهای اخلاقی و ادبی کتاب، جایزهای از آکادمی فرانسه دریافت کرد.
منتقدان درباره اینکه منظور از «جنایت» در عنوان کتاب دقیقاً چیست، دیدگاههای متفاوتی داشتهاند. آیا این جنایت به آدمربایی اشاره دارد که بونار مرتکب آن شده است؟ یا به نگه داشتن چند کتاب محبوب از میان کتابهایی که قرار بود به مزایده گذاشته شوند؟ یا شاید نجات ژان از بدرفتاری و آزار، نوعی طنز تلخ و کنایهآمیز باشد؛ به این معنا که در یک نظام اجتماعی ذاتاً فاسد و بیرحم، جرم او در واقع جرمِ نیکوکاری و خیرخواهی است؟ پاسخ این پرسش همچنان بر عهده خواننده گذاشته شده است.
خدایان تشنه اند
آناتول فرانس
ترجمه: محمدتقی غیاثی
خدایان تشنهاند (به فرانسوی: Les Dieux ont soif) رمانی مهیب و تکان دهنده، اثر آناتول فرانس دربارهٔ برخی وقایع بعد از انقلاب فرانسه میباشد، که در سال ۱۹۱۲ منتشر شدهاست. این رمان سرگذشت انقلابیونی را روایت میکند که پس از رسیدن به قدرت خویی حیوانی به خود میگیرند و به نام آزادی دست به هر جنایتی میزنند. محور این رمان، به ماجرای یکی از انقلابیون فرانسوی یا به اصطلاح: یک همشهری پاک پاریسی، به نام «اواریست گاملن» اختصاص دارد که پس از عضویت در هیئت منصفهٔ دادگاه انقلاب دگردیسی یافته و به موجودی سفاک و خونخوار تبدیل میشود تا جائیکه حتی از صدور حکم اعدام برای خواهرش نیز ابایی ندارد. بدین ترتیب در این رمان با دستمایه قرار دادن داستان مذکور بخشی از تاریخ انقلاب کبیر فرانسه روایت میشود. انقلابی که هر روز بیشتر از روزهای قبل فرزندان خود را بلعید، حتی سران اصلی انقلاب همچون دانتون و روبسپیر از این قاعده مستثنی نبودند.