پسر ایرانی: سرگذشت واقعی داریوش سوم و اسکندر 💯
ماری رنولت
مترجم: ابوالقاسم حالت
پسر ایرانی (به انگلیسی: The Persian Boy) رمانی تاریخی نوشتهٔ ماری رنولت به سال ۱۹۷۲ میلادی است. داستان آن از زبان خواجهای ایرانی به نام باگواس روایت میشود و دربارهٔ زندگی اسکندر مقدونی، خود باگواس و رابطهٔ آنهاست.
مجلهٔ ادوکیت پسر ایرانی را در میان ۱۰۰ رمان برترهمجنسگرایانه جای داده است.
بهگفتهٔ رنولت، او رویدادهای کتاب خود را از نوشتههای تاریخنگارانی چون کورسیوس، بطلمیوس و آریستوبل گرفته است.
پسر ایرانی توسط ابوالقاسم حالت به فارسی ترجمه شده است. حالت که رویدادهای تاریخی کتاب را با تاریخ ایران باستان مشیرالدوله تطبیق داده است، به این نتیجه رسیده که رنولت پیش از نوشتن این کتاب منابع تاریخی دورهٔ اسکندر را بررسی کرده است.
ظهور اسکندر کبیر و پیروزیهایش یکی از رویدادهای بزرگ تاریخ جهان است. چگونه جوانی از ناحیه کوچکی در شمال یونان، با لشکری نسبتاً کم، به راه میافتد و بخش پهناوری از دنیای متمدن روزگار خود را میگیرد، چرا ایران بدان عظمت آنقدر سهل و ساده به چنگ او میافتد؟ رمانِ تاریخی پسر ایرانی با نثری شیوا و دلنشین زندگی و سرگذشت واقعی اسکندر و نبردهای او را به زیبایی در برابر دیدگان خواننده به تصویر میکشد.
زندگی بر روی میسی سیپی
مارک تواین
ترجمه: ابوالقاسم حالت
«زندگی بر روی میسیسیپی» (۱۸۸۳) خاطراتی است از مارک تواین دربارهی دوران جوانیاش بهعنوان ناخدای قایق بخار در رودخانهی میسیسیپی، پیش از جنگ داخلی آمریکا. این کتاب همچنین نوعی سفرنامه است که ماجرای سفر دوبارهی تواین را، سالها پس از جنگ، از سنت لوئیس تا نیواورلئان روایت میکند.
کتاب با شرح کوتاهی از تاریخ این رودخانه، آنگونه که اروپاییان و آمریکاییان گزارش کردهاند، آغاز میشود؛ از جمله اشاره به هرناندو د سوتو، کاوشگر اسپانیایی که در سال ۱۵۴۲ به آن منطقه رسید. سپس تواین خاطرات دوران شاگردیاش را در شغل راهبری کشتی بخار با طنز و علاقه فراوان بازگو میکند. او زیر نظر ناخدای باتجربهای به نام هورِیس ای. بیکسبی آموزش میبیند. این بخش از کتاب نخستینبار در سال ۱۸۷۶ با عنوان «روزگار قدیم در میسیسیپی» منتشر شده بود. با آنکه تواین در واقعیت هنگام شروع آموزش ۲۱ ساله بود، برای جذابیت داستانی، خود را پسرکی کمتجربه و تازهکار معرفی میکند که «از خانه فرار کرده» تا بخت خود را در رودخانه بیازماید، و سادهلوحیاش را بهتصویر میکشد.
در نیمهی دوم کتاب، تواین روایت سفر خود در سالهای بعد را از سنت لوئیس تا نیواورلئان بیان میکند. او در این مسیر از رقابت راهآهنها، شهرهای جدید و بزرگ، و نیز از طمع، سادهلوحی مردم، تراژدیها، و معماری بد سخن میگوید. برخی از داستانهای او احتمالاً اغراقآمیز یا ساختهی ذهن خلاقش هستند.
ساموئل لنگهورن کلمنز (۳۰ نوامبر ۱۸۳۵ – ۲۱ آوریل ۱۹۱۰) که بیشتر با نام قلمیاش مارک تواین شناخته میشود، نویسنده، طنزنویس، کارآفرین، ناشر و سخنران آمریکایی بود. از جمله رمانهای مشهور او میتوان به ماجراهای تام سایر (۱۸۷۶) و دنبالهاش ماجراهای هاکلبری فین (۱۸۸۵) اشاره کرد؛ کتابی که اغلب از آن با عنوان «رمان بزرگ آمریکایی» یاد میشود.
تواین در هانیبال، میزوری رشد کرد؛ شهری که بعداً الهامبخش فضای رمانهای تام سایر و هاکلبری فین شد. او ابتدا بهعنوان شاگرد چاپچی کار کرد و بعداً حروفچین شد و در روزنامهی برادرش، اریون کلمنز، مقاله نوشت. سپس به شغل راهبری قایق بخار روی رودخانهی میسیسیپی روی آورد و بعد به غرب رفت تا به برادرش در نوادا بپیوندد. او به شوخی از شکستهایش در کار معدنکاری یاد میکرد و در نهایت وارد عرصهی روزنامهنگاری شد.
داستان طنزآمیز او با عنوان قورباغهی جهندهی مشهور شهرستان کالاوراس در سال ۱۸۶۵ منتشر شد که برگرفته از داستانی بود که در هتل آنجلز شنیده بود، جایی که مدتی بهعنوان معدنکار حضور داشت. این داستان برای او شهرتی جهانی به همراه آورد و حتی به زبان یونانی باستان ترجمه شد.
طنز و کنایههای او، چه در نثر و چه در سخنرانی، تحسین منتقدان و همعصرانش را برانگیخت. او با رؤسای جمهور، هنرمندان، صنعتگران و حتی خاندان سلطنتی اروپا دوستی داشت. تواین درآمد زیادی از کتابها و سخنرانیهایش بهدست آورد، اما سرمایهگذاریهایی انجام داد که بیشتر داراییاش را از بین برد؛ از جمله در دستگاه چاپ مکانیکی پیچیدهای به نام پیج کامپوزیتر که بهدلیل پیچیدگی و نقص عملکرد شکست خورد.
او در نهایت اعلام ورشکستگی کرد، اما بعدها با کمک هنری راجرز، سرمایهدار موفق، از بحران مالی بیرون آمد. تواین تصمیم گرفت همهی بدهیهایش را بهطور کامل بپردازد، با آنکه از نظر قانونی مجبور به این کار نبود.
تواین اندکی پس از ظهور دنبالهدار هالی به دنیا آمد و پیشبینی کرد که همزمان با بازگشت آن از دنیا خواهد رفت؛ و چنین نیز شد. او روز بعد از بازگشت دنبالهدار درگذشت.
مارک تواین بهعنوان «بزرگترین طنزنویس آمریکایی زمان خود» شناخته میشود، و ویلیام فاکنر از او با عنوان «پدر ادبیات آمریکا» یاد کرده است.
زندگی من؛ مارک تواین
مارک تواین
ترجمه: ابوالقاسم حالت
خودزندگینامهٔ مارک تواین واپسین داستانِ بلندِ بزرگِ اوست. در این اثر، تواین سرگذشت خود را به شیوهٔ خاص خویش روایت میکند و بیپرده از شادیها و اندوهها، دلبستگیها و نفرتها، خشمها و حرمتگذاریهایش سخن میگوید—و همچون همیشه با نیشخندی کنایهآمیز به پایان میرسد: «خب، حالا این است قصه. بعضی از آن درست است.»
این خاطرات بیش از آنکه صرفاً روایت یک زندگی ادبی باشد، بر رابطهٔ نویسنده با خانوادهاش استوار است—بر اینکه آنان بهعنوان همسر، پدر و هنرمند چه معنایی برای او داشتند. کتاب همچنین سرشار از بهترین حکایتهای طنزآمیز تواین است: از کودکی پرشروشورش در هانیبال، ماجراجوییهای ناموفقش در قلمرو نوادا، سخنرانی بدنامِ جشن تولد ویتیر، سفرهایش به خارج از کشور، و بسیار بیش از اینها.
تواین در سالهای ۱۹۰۶ و ۱۹۰۷ بیستوپنج «فصل از خودزندگینامهٔ من» را در مجلهٔ North American Review منتشر کرد. او نوشت: «قصد دارم این خودزندگینامه … به سبب شکل و روشش تا قرنهای بسیار خوانده شود و مورد تحسین قرار گیرد—شکل و روشی که در آن گذشته و حال پیوسته رودرروی هم قرار میگیرند و تضادهایی پدید میآورند که همچون برخورد چخماق و فولاد، در سراسر اثر بار دیگر آتشِ علاقه را شعلهور میکند.»