دویی گربه کتابخانه
ویکی مایرون و برت ویتر
ترجمه: اطلسی خرامانی
در يك شب زمستاني، بچه گربهاي نارنجيرنگ به كتابخانه عمومي اسپنسر آيووا پناه ميآورد و صبح روز بعد، ويكي مايرون، مدير كتابخانه، او را پيدا ميكند. مايرون مادري تنهاست و با مشكلات زيادي از جمله سرطان سينه، مرگ اعضاي خاناوده و همسري الكلي دست و پنجه نرم ميكند؛ دويي از همان لحظه اول قلب او و تمام كاركنان كتابخانه را تسخير ميكند و نوزده سال تمام همراه لحظات تلخ و شيرين آنها ميشود. دويي با مايرون قايمباشك بازي ميكند و ذهن او را ميخواند و با حس ششم قوياش ميتواند تشخيص دهد چه كسي در لحظه بيشتر به او نياز دارد. دويي، گربه كتابخانه، رفته رفته شهرت جهاني پيدا ميكند و به چهرهاي محبوب در رسانهها تبديل ميشود.او ديگر فقط يك دوست نيست، بلكه مايه افتخار جامعه كشاورزاني است كه در تلاشاند بحران اقتصادياي را كه مدتهاست گريبانگيرشان شده، پشت سر بگذارند. اين كتاب نه تنها به خاطر زنده نگه داشتن ياد يك گربه نوشته شده، بلكه نامهاي است عاشقانه براي كتابداران و كتابدوستان.
سراغ آندریا را بگیر
نويسنده : نوئل دبليو. ايلی
مترجم : اطلسی خرامانی
«بیتردید، یکی از کتابهای مورد علاقهام در سال!» – فریدا مکفادن، نویسندهی کلفت خانه
مگان، برشیا و اسکای تنها یک چیز مشترک دارند:
آنها همگی به دست یک مرد به قتل رسیدهاند.
او آنها را در اینترنت شکار کرده، در حالی که خود را بهعنوان یک خواستگار مناسب جا زده بود. سپس نقش یک جنتلمن کامل را بازی میکرد؛ لایهای ضخیم از جذابیت و لبخندی خیرهکننده که حقیقت را پنهان میکرد: قرارهای اول او همواره به گورهای کمعمق ختم میشد.
او تاکنون سه بار با قتل فرار کرده است.
تنها چیزی که شاید جلوی او را برای کشتن دوباره بگیرد چیست؟
زنانی که او را کشته است.
مگان، برشیا و اسکای ممکن است مرده باشند، اما ناپدید نشدهاند. آنها یکدیگر را یافتهاند. و تا زمانی که راهی برای متوقف کردن او پیدا نکنند، آرام نخواهند گرفت.
شکار شبحوار آغاز شده است.
نظرها:
- «داستانی پرشتاب که هم تسخیر میکند و هم افسون.» – کارین اسلاتر، نویسندهی پرفروش این دلیل دروغ گفتن ماست
- «به همان اندازه که هیجانانگیز است، عمیق و تأثیرگذار هم هست. به خودتان لطف کنید – برنامهتان را خالی کنید و این رمان را باز کنید!» – لیزا گاردنر، نویسندهی پرفروش پیش از آنکه او ناپدید شود
- «یک کلاسیک واقعی در این ژانر.» – لیزا جوئل، نویسندهی پرفروش هیچکدام از اینها حقیقت ندارد
- «نوئل استاد نگه داشتن خواننده در لبهی صندلی است.» – جان مارز، نویسندهی پرفروش آن یکی
- «کاملاً تکاندهنده ... نتوانستم آن را زمین بگذارم.» – نیکولا سندرز، نویسندهی نگذار او بماند
-
«چه چیزی بهتر از یک تریلر و یک داستان شبحوار؟ مرا به همان اندازه ترساند که درگیر کرد.» – الری کین، نویسندهی همسر خوب