بیلی باتگیت
نام نویسنده : ای. ال. دکتروف
نام مترجم: نجف دریابندری
برای آشنایی با دکتروف لازم نیست حتما اهل داستان نوشتن باشید. سالهاست که نه تنها نویسندهها که تقریبا همهی خوانندههای پیگیر ادبیات داستانی هم با رمان متفاوت "رگتایم" نوشته ادگار لورنس دکتروف آشنا هستند.بیلی باتگیت کتاب دیگر دکتروف اگرچه به اندازهی رگتایم شناخته شده نیست اما اثری است با ویژگیهای گاه مشابه و گاهی متفاوت با رگتایم که در حال و هوای زمانی و مکانی مشابه با همان کتاب میگذرد. بیلی باتگیت روایت یک بازهی زمانی چند ماهه از زندگی پسربچهی فقیری است که به طور خودخواسته وارد یکی از مخوفترین دستههای گانگستری دههی 30 نیویورک میشود. پسری که اگرچه به عنوان یک راوی نوجوان درک و دریافت شخصی و گاه خامدستانهی خودش را دارد، اما در کنار آن با دید عمیق و انسانی به خصوصیات درونی آدمها، داستان را از یک روایت صرفا گانگستری به راویتی دربارهی آدمها بدل میکند. انبوهی از گفتگوهای درونی پسر در متن کتاب نه تنها خستهکننده نیستند که آنچنان با مهارت نوشته شدهاند که خواننده را هر لحظه مشتاقتر میکنند. تعادل منطقی بین بخشهایی از وقایع که گفته میشوند و بخشهایی که ساختن و حدس زدن ریزهکاریهای وقوعشان به تخیل خواننده واگذار شده و همین طور تکنیک ویژهای که در روایت بخشهای هیجانانگیز ماجرا استفاده شده و بعد از طرح مسئله نه به ادامه روند حل آن که به نمایش نتیجه میپردازد تا روند حل مسئله را خودبخود روشن کند از دیگر ویژگیهای برجستهی این رمان هستند. شاید تنها نقطهای از کتاب که خوانندهی امروزی را تا حدی دلزده میکند پایان بندی ضعیف آن باشد. پایان بندی که به نطر میرسد رمان برجسته دکتروف را از داشتن عنوان یک "رمان مدرن" محروم میکند.
رگتایم 💯
ای.ال.دکتروف
نجف دریابندری
كلمه رگتايم نام نوعي موسيقي است كه از ترانههاي بردگان سياهپوست جنوب آمريكا سرچشمه گرفته است و در آغاز قرن در آمريكا بسيار رايج بود. نويسنده نام رگتايم را به عنوان روح زمانهاي كه توصيف ميكند بر رمان خود گذاشته است، و نيز شايد ميخواهد كيفيت پر ضربان، گسسته و پيوسته و دردآلود داستاني را كه درباره آن زمان پرداخته است به ما گوشزد كند.
مغز اندرو
ای. ال. دکتروف
ترجمه: محمدرضا ترک تتاری
اندرو از جایی ناشناخته و با یک همکار ناشناس صحبت می کند، اندرو در حال فکر کردن است، اندرو صحبت می کند، اندرو داستان زندگی، عشق هایش و تراژدی هایی را که او را به این مکان و نقطه زمانی کشانده است، تعریف می کند. و همانطور که او اعتراف می کند، با کندن لایه های داستان عجیب خود، ما به این سوال می پردازیم که در مورد حقیقت و حافظه، مغز و ذهن، شخصیت و سرنوشت، درباره یکدیگر و خودمان چه می دانیم. این رمان پرتعلیق و پیشگامانه که با عمق روانشناختی و دقت غزلی بسیار نوشته شده است، صدایی برای زمانه ما ارائه می دهد - خنده دار، کاوشگر، شکاک، شیطنت آمیز، عمیق. «مغز اندرو» چرخشی شگفتانگیز و دستاوردی منحصربهفرد در قانون نویسندهای است که نثرش قدرت خلق چشمانداز خاص خود را دارد و موضوع بزرگش، به قول دون دلیلو، «دسترسی به امکان آمریکایی است، که در آن ساده است. زندگی ها آهنگ تاریخ را به خود می گیرند.»