برزخ
نویسنده: توماس الوی مارتینث
مترجم: رامین ناصرنصیر
برزخ تکاندهندهترین و زندگینامهایترین رمان مارتینز است، و در عین حال داستانی روحگونه نیز هست؛ داستان روحی که تاریخ آرژانتین از سال ۱۹۷۳ با آن دستبهگریبان بوده است. این رمان با این جمله آغاز میشود: «سیمون کاردوسو سی سال بود که مرده بود، وقتی امیلیا دوپویی، همسرش، هنگام ناهار او را در سالن غذاخوری «تِرودی تیوزدی» یافت.» سیمون، که مانند امیلیا نقشهبردار بود، در یکی از سفرهایشان برای نقشهبرداری از جادهای ناشناخته در روستایی دورافتاده ناپدید شده بود. شهادتهای بعدی تأیید کرده بودند که او یکی از هزاران قربانی رژیم نظامی بوده است - دستگیر، شکنجه و به دلیل «براندازی» اعدام شده. اما امیلیا این روایت را باور نکرده بود و تمام عمرش را در انتظار بازگشت او سپری کرده بود. اکنون در شصتسالگی، سیمونی که او یافته، درست همان مردی است که سی سال پیش از دست داده بود. مارتینز در حالی که بهطرزی ماهرانه از افشای کامل راز طفره میرود، لایه به لایه تاریخ - هم شخصی و هم سیاسی - را کنار میزند. همانگونه که ناپدید شدن سیمون بازتابی از هزاران ناپدید شدنی است که در دوران دیکتاتوری به امری رایج بدل شد، امتناع امیلیا از پذیرفتن مرگ او نیز بازتابی از امتناع کشور از رویارویی با واقعیت خویش است.
سانتا اویتا
نویسنده: توماس الوی مارتینث
مترجم: رامین ناصر نصیری
از یکی از برجستهترین نویسندگان آمریکای لاتین، رمانی مسحورکننده میآید دربارهی زندگی اِوا پرون افسانهای، همسر مشهور دیکتاتور آرژانتین، که بهصورت معکوس ــ از مرگ تا کودکی ــ روایت میشود.
اِوا پرون بزرگتر از افسانه بود؛ دختری از طبقهی فقیر و مطرود که خود را به زنی زیبا و پرجاذبه بدل کرد، دل دیکتاتور آرژانتین را ربود، چون ملکهای بیتاجوتخت بر تودهها فرمان راند و سرانجام بهوسیلهی سرطان از پا درآمد.
زمانی که شوهر فریبکار اما درماندهاش، برجستهترین مومیاییساز اروپا را به بالین مرگ اِوا میآورد تا او را جاودانه سازد، این کمدی فانتزی آغاز میشود.
«بالاخره، این همان رمانیست که همیشه میخواستم بخوانم.»
— گابریل گارسیا مارکز