به خدای ناشناخته
جان استاین بک
مترجم: شهرزاد لولاچی
به خدای ناشناخته سر تاسر ارادت و تعلقخاطر جوزف، قهرمان داستان، به زمین است. خاک و باران برای او مفهومی ورای طبیعت دارد. او طبیعت را، همچون امر مقدسی، بندهوار شکرگزار است. استاینبک در به خدای ناشناخته بر ارتباط نزدیک انسان و زمین تاکید میکند، انگار خطاب به ما میگوید: «دل از آسمان بردار که وحی از خاک میرسد.»
دشت بهشت
جان استاین بک
ترجمه: اسدالله امرایی
جان ارنست استاینبک جونیور (به انگلیسی: John Ernst Steinbeck, Jr.) (زاده ۲۷ فوریه ۱۹۰۲ – درگذشته ۲۰ دسامبر ۱۹۶۸) که در منابع فارسی بیشتر با نام جان اشتاینبک شناخته میشود، یکی از شناخته شدهترین و پرخوانندهترین نویسندگان قرن بیستم آمریکاست. از بهترین آثارش میتوان به خوشههای خشم (۱۹۳۹) اشاره کرد.
راسته کنسروسازی
جان استاین بک
ترجمه: مهرداد وثوقی
«خیابان کنسروسازی» اثر جان استاینبک رمانی است تأثیرگذار و طنزآمیز که در شهر مونتری، کالیفرنیا و در دوران رکود بزرگ روایت میشود. استاینبک با خلق شخصیتهایی زنده و روایتگری غنی، تصویری پرشور و ملموس از یک جامعه حاشیهنشین ارائه میدهد.
در مرکز این داستان، خود خیابان کنسروسازی قرار دارد؛ خیابانی شلوغ و پرهیاهو که با کارخانههای کنسروسازی ساردین، مسافرخانههای ارزانقیمت، و شخصیتهای رنگارنگ احاطه شده است. در میان صدای ماشینآلات و بوی تند ماهی، گروهی از طردشدگان و بیگانگان بهسختی روزگار میگذرانند و در این تلاش، پیوندهای دوستی و رفاقت غیرمنتظرهای شکل میدهند.
روایت این رمان زندگی ساکنان مختلف خیابان کنسروسازی را بههم میآمیزد: از مک خوشقلب اما بیهدف و گروه دوستان دستوپاچلفتیاش، گرفته تا داک خردمند و فلسفی، یک زیستشناس دریایی که بهعنوان مرشد و محرم اسرار جامعه عمل میکند. این شخصیتها در مواجهه با چالشهای فقر، تنهایی و انزوای اجتماعی، در لذتهای ساده و اعمال محبتآمیز آرامش و معنایی برای زندگی مییابند.
نثر استاینبک همزمان شاعرانه و بیپرده است و در عین زیبایی، سختیهای زندگی در حاشیه جامعه را به تصویر میکشد. او با مشاهدات دقیق و شخصیتپردازی همدلانه، به کاوش در موضوعات جاودانهای همچون دوستی، تابآوری، و جستجوی تعلق میپردازد.
«خیابان کنسروسازی» اثری ماندگار است که همچنان با خوانندگان امروزی ارتباط برقرار میکند و تأملی عمیق بر شرایط انسانی و قدرت پایدار جامعه ارائه میدهد. با تصاویر زنده، شخصیتهای بهیادماندنی و داستانسرایی صمیمانهاش، این رمان همچنان بهعنوان یکی از شاهکارهای ادبیات آمریکا جایگاه ویژهای دارد.
لهیب سوزان
اثر جان استاین بک
ترجمه محمود فخرداعی
181ص
جلد نرم
چاپ 1347 (سهامی کتابهای جیبی با همکاری انتشارت فرانکلین)
قطع جیبی
سومین بار است که من کار خود را به نحو بدیعی که نمایشنامه به صورت داستان است عرضه می دارم. نمی دانم که آیا دیگران قبل از من دست به این کار زده اند یا نه؟ من در دو اثر قبلی خود "موشها و آدمها" و "ماه پنهان است" این آزمایش را نمودم...
جان استاین بک
لهیب سوزان
نویسنده: جان اشتاین بک
مترجم: محمود فخرداعی
دیوارهای برزنتی خیمه ای که برای تعویض لباس مورد استفاده قرار می گرفت، از قطرات آب قهوه ای رنگ و علف سبز و کپرک خاکستری که بروی سطح دیوار چادر به جا مانده بود و شعاع های باریک نور تغییر رنگ یافته بود. در کف چادر با آنگه ساقه های جو به خوبی و از ته بریده شده بود، ولی ساقه ها مجددا رشد کرده و بلند شده بود و از لابلای آنها خاک سیاه نمایان بود. در کنار دیواره چادر صندوق بزرگی قرار داشت. این صندوق دارای تسمه ها و بست های برنجی در گوشه هایش بود و در اثر استفاده زیاد در طول مسافرتهای مکرر رنگ و روی آن به کلی رفته بود. در صندوق باز بود و یک آینه بزرگ که تمامی سطح داخلی را اشغال کرده بود، دیده میشد. "جو ساول" روی صندلی برزنتی تاشوی در برابر صندوق نشسته بود. جو تا کمر برهنه بود ولی شلواری تنگ و چسبان پوشیده و کفش دمپایی به پا داشت. جو بدون دقت زیاد پودر زرد رنگی به صورتش زده بود و دور چشمانش را با مداد مخصوص سیاه کرده بود. جو مردی میانسال و دارای اندامی ورزیده و نرم بود...
مروارید
جان استاین بک
مترجم: نفیسه غفاری مقدم
«در شهر همه داستان مروارید بزرگ را تعریف میکنند، داستان اینکه چطور ژیدا شد و چطور دوباره از دست رفت.» مروارید داستان فرودستانی است که آرزوهای خود را در اعماق آب جستوجو میکنند. مردمانی که دستهای ژنهان قدرت آنها را از حق حقداشتن محروم کردهاند. «اگر این داستان تمثیلی باشد، هرکس معنای درخور حال خود را در آن مییابد و زندگی خودش را در آن میبیند.»