باغ گذرگاههای هزار پیچ 💯
خورخه لوئیس بورخس
ترجمه: احمد میرعلائی
خورخه لوئیس بورخس (به اسپانیایی: Jorge Luis Borges)(۱۸۹۹ – ۱۹۸۶) نویسنده، شاعر و ادیب معاصر آرژانتینی. وی از برجستهترین نویسندگان آمریکای لاتین است. شهرت او بیشتر به خاطر نوشتن داستان کوتاه است. یکی از مشهورترین کتابهای او، باغ گذر گاهای هزار پیچ است. بورخس در نوشته هایش به مضامینی همچون رؤیاها، کتابخانهها، آیینهها، حیوانها، فلسفه، دین و خدا پرداخته است.
خواندن خورخه لوئیس بورخس تجربه ای شبیه به برداشتن بالای سر برای نوسازی است. ابتدا نسیم ناآشنا می آید که قشر مغز شما را قلقلک می دهد. سپس سردرگمی، حتی ناراحتی خفیف؛ و در نهایت، این حس که جهان به طور غیرقابل برگشت تغییر یافته است – و در این مورد، بی نهایت پیچیده تر شده است.
این کتاب علاوه بر محتویات هزارتوهای بورخس دارای مطالب اضافه از جمله نقد و داستان های بیشتر از کتاب پیش است. کسانی که هزارتوهای بورخس را ندارند و در پی آن میگردند این نسخه شاهکار بورخس را با برگردانِ همان مترجم بزرگ جناب آقای میرعلایی دریابند.
سلن، دختر کلئوپاترا
میشل موران
ارغوان جولایی
کلئوپاترای هفتم ملکه مصر با مارک آنتونی کنسول , ژنرال روم ازدواج میکند . حاصل ازدواج آنها پسری به نام بطلمیوس ، سلن و برادر دوقلویش الکساندر بود. نیروهای کلئوپاترا و مارک آنتونی در نبرد دریایی اکتیوم از اکتاویان رومی و متحد نظامی نیرومند او اگریپا شکست میخورند. اکتاویان قبل از محاصرة مصر از کلئوپاترا میخواهد همسرش آنتونی را بکشد و تاج و تخت خود را تضمین کند ؛ اما کلئوپاترا نسبت به همسرش وفادار میماند. اکتاویان با سپاهش مصر را محاصره کرده و مردم آنجا تسلیم میشوند. آنتونی خودکشی میکند و کلئوپاترا به اتفاق سلن و الکساندر و بطلیموس مخفی میشوند و کلئوپاترا اعلام میکند ، در صورتی حاضر به تسلیم است که سزاریون پسر جولیوس سزار وارث قانونی مصر به تاج و تخت بنشیند. اما اکتاویان آنها را در قصر خود زندانی میکند. و کلئوپاترا ، سلن ، بطلیموس و الکساندر در انتظار سرنوشت نامعلومی به سر میبرند. این داستان ماجرای غمانگیز سقوط کلئوپاترا در اسکندریه و به قدرت رسیدن اکتاویان در روم است.
سوء قصد به ذات همیونی
رضا جولایی
«سوء قصد به ذاتِ همایونی» یک رمانِ تاریخ ساز است. «رضا جولایی» با نوشتنِ این رمان نگاهی نو به مفهومِ تاریخ در داستان نویسی ایرانی افزود. رمان روایتِ اعضای جریانی مارکسیستی ا ست در دورانِ استبداد محمدعلی شاهِ قاجار در تهران و ترورِ نافرجامِ این شاه که دلیلی می شود بر سرکوب های بعدی او… جولایی با قدرتِ خیال و به خدمت گرفتن تاریخ نگاری شخصی اش جهانی آفریده که در آن می توان روحِ آزادی خواهی، تنهایی و هراس را مشاهده کرد. رمانی که در آن استالین و صادق هدایت هم حضورِ خود را دارند و چنان جذاب و پرحادثه نوشته شده که عملاً یکی از نمادهای رمان نویسی ایران در سی سالِ گذشته است. جولایی در این رمانِ پرکشش سرنوشت هایی می سازد که در تاریخِ رسمی خبری از آن ها نیست و انگار اوست که این ارواح را احضار می کند تا از یک گذشته ی دور بگویند، مصداقی شوند از «یاد آر ز شمعِ مرده یاد آر» دهخدا و مخاطب را مقابلِ این پرسش قرار دهند که در کوچه های تاریکِ تهران در میانه ی استبداد و خفقان، آیا آزادی و جوان بودن رستگار شد؟ رضا جولایی با نوشتنِ این رمان جهانی دیگر آفرید…
عشقها و اندوه های ژوزفین
ساندرا گولاند
ترجمه: ارغوان جولایی
"رز تاشر" دختری است از اهالی مارتینیک فرانسه که در خانوادهای متوسط به دنیا آمده است. جادوگری پیشگویی میکند که او بعد از گذراندن مسیری پرتلاطم، ملکهی فرانسه خواهد شد. رز این پیشگویی را باور نمیکند و پس از آن به همسری پسری از خانوادهی اشراف با نام "الکساندر بوآرنه" درمیآید و فراز و نشیبهای زیادی را میگذراند. شوهر او در انقلاب کبیر فرانسه اعدام میشود و او به کمک برخی از دوستان از گیوتین جان سالم به در میبرد. او پس از مدتی با ستوانی جوان اما جاهطلب به نام "بوناپارته" آشنا میشود و با وی ازدواج میکند بونا پارته (ناپلئون بناپارت) پس از مدتی فرماندهی لشکر فرانسه میشود. رز که پس از ازدواج، ژوزفین نامیده میشود، از ناپلئون بچهدار نشده و بارها برای معالجهی نازایی خویش به شهرهای مختلف میرود. در سال 1802 ناپلئون با آرای اکثریت به عنوان کنسول اول مادامالعمر فرانسه انتخاب میشود و در 1804 به امپراتوری میرسد. ناپلئون و ژوزفین در سال 1804 در برابر کلیسا و پاپ اعظم مجددا ازدواج کرده و علاوه بر امپراتوری ناپلئون، به ژوزفین لقب امپراتریس داده میشود. در پی نازایی ژوزفین، ناپلئون در سال 1809 از او جدا میشود و با ماری لوییز دختر امپراتور اتریش ازدواج میکند. ژوزفین پس از ترک قصر مالمزون در سال 1814 میمیرد و ناپلئون نیز در پی شکست در نبرد واترلو و تبعید به جزیرهی سنت هلن در 1821 در تنهایی جان میسپارد.
یادداشتهای سیاسی کنت دو گوبینو
آدریان هی تیه
مترجم: دکتر عبدالرضا هوشنگ مهدوی
گوبینو را انسانشناسان بهخاطر «رسالهای در نابرابری نژادها» میشناسند و ایرانیها بهواسطه کتابهای «سه سال در آسیا» و «قصههای آسیایی». یکی از کتابهای کمترشناخته شده وی، یادداشتهای سیاسی وی است که در هنگام کار در سفارتخانه فرانسه در ایران، از تهران به وزارت امور خارجه پاریس میفرستاد و در آنها گزارش امور مربوطه را مینوشت. این یادداشتها دو بخشاند: بخش نخست که 53 یادداشتاند و در فاصله سالهای 1856 تا 1858 بهعنوان کاردار سفارت فرانسه مینوشت؛ و بخش دوم که 69 یادداشت میشود و در بین سالهای 1862 تا 1863 که وزیرمختار فرانسه بود نوشته است. ژان هیتیه که در سال 1313 برای تدریس زبان فرانسه در دانشسرای عالی و دانشکده ادبیات به ایران آمده بود، رونوشتی از این یادداشتها در بایگانی سفارتخانه فرانسه در تهران تهیه کرد و در 1316 که به فرانسه رفت، با نسخه دوم همین یادداشتها که در وزارت امور خارجه فرانسه نگهداری میشد مقایسه نمود. در 1338 دختر وی آدریان هیتیه که در دانشگاه تاریخ میخواند، با مقدمهای جامع بر آنها و شرحی بر اوضاع سیاسی و اجتماعی ایران آن دوران، آنها را منتشر کرد (مقدمه مترجم: 1). این نسخه فرانسوی در سال 1370 توسط عبدالرضا هوشنگ مهدوی ترجمه و در 354 صفحه توسط انتشارات جویا به دوستداران ارائه گردید.