قاتلین ماه گل
دیوید گرن
مترجم: دکتر سیدمحمد علوی
داستان کتاب به قتلهای ایالات اکلاهما در مردمان اوسیج طی دههٔ ۱۹۲۰ میپردازد که پس از کشف نفت در زمینهای قبیلهای رخ داد. اعضای قبیله حق امتیاز استخراج ذخایر خود در مناطق بومینشین را داشتند؛ با این حال، فرصتطلبان سفیدپوست در پی تصاحب دارایی اعضای این قبیله بودند.
قتلهای سرخپوستان اوسیج مجموعهای از قتلهای بومیان آمریکایی اوسیج در شهرستان اوسیج، اوکلاهاما، طی دهههای ۱۹۱۰–۱۹۳۰ بود. روزنامهها تعداد فزاینده قتلهای حل نشده را به عنوان دوره حکومت وحشت توصیف کردند که از سال ۱۹۲۱ تا ۱۹۲۶ به طول انجامید. گزارش شدهاست که حدود شصت یا بیشتر از بومیان آمریکایی اوسیج که ثروتمند بودند از سال ۱۹۱۸ تا ۱۹۳۱ کشته شدهاند. با این حال، تحقیقات جدیدتر نشان میدهد که سایر مرگهای مشکوک در این مدت ممکن است به اشتباه گزارش شده یا قتلها را پنهان شده باشند، از جمله افرادی که وارث ثروتهای آینده بودهاند.
برخی از قتلها به منظور تصاحب زمین و ثروت اعضای اوسیج انجام شد که زمینهایشان نفت با ارزش تولید میکرد و هر کدام دارای حق مالکیتی بودند که حق امتیاز سالانه پرسودی به دست میآورد. تحقیقات توسط مجریان قانون، از جمله اداره تحقیقات (BOI؛ آژانس قبلی به اداره تحقیقات فدرال، یا FBI) همچنین فساد گستردهای را در میان مقامات محلی درگیر در برنامه نگهبان اوسیج نشان داد. اکثر قتلها هرگز تحت پیگرد قانونی قرار نگرفتند، اما برخی از مردان از جمله ویلیام هیل، که دستور قتل همسر برادرزادهاش و سایر اعضای خانوادهاش را صادر کرد، مجرم شناخته و محکوم شدند.
بعدها کنگره ایالات متحده قانون را به شکلی تغییر داد تا افراد غیر اوسیج را از ارث بردن حق مالکیت از اوسیج منع کند. دولت ایالات متحده به مدیریت اجارهها و حق امتیازهای زمینهای تولیدکننده نفت ادامه داد و قبیله نگران این داراییها و نحوه نگهداری آن شد. در سال ۲۰۰۰، قبیله اوسیج شکایتی علیه وزارت کشور تنظیم کرد و مدعی شد که داراییها را به اندازه کافی مدیریت نکرده و حق امتیازی را که به مردم تعلق میگیرد پرداخت نکردهاست. این شکایت در سال ۲۰۱۱ با ۳۸۰ میلیون دلار و تعهدات برای بهبود مدیریت برنامه حل و فصل شد.
ویجر
دیوید گرن
مترجم: علیرضا شفیعی نسب
سال 1738، و در گیرودار رقابت اسپانیا و بریتانیا برای سلطه بر منابع جهان، رابرت جنکینز، ناخدای بریتانیاییِ کشتیهای بازرگانی، ادعا کرد که افسری اسپانیایی به کشتی او هجوم برده و، به اتهام قاچاق، بار شکر او را ضبط کرده و گوشش را بریده. جنکینز به مجلس رفت، گوش بریدۀ خود را که در سرکه نگه داشته بود نشان داد و دادخواهی کرد. مردم و سیاستمداران برای جبران این خفت فریاد خونخواهی سردادند: گوش دربرابر گوش. بدینترتیب، حکام بریتانیا نقشهای برای بزرگترین یورش آبیخاکی تاریخ طراحی کردند تا قطبهای اصلی ثروت اسپانیا را غارت کنند.
اما عملیات سرّی دیگری هم در کار بود: قرار بود کشتی ویجر، بههمراه شش کشتی دیگر و با حدود دوهزار نیرو، به آنسوی اقیانوس برود و گالئون اسپانیایی، بزرگترین گنجینۀ شناور جهان، را توقیف کند، 23 اوت 1740 این ماجراجویی زیرکانه آغاز شد، اما دیگر کسی خبری از ویجر و مردانش نشنید.
دیوید گرن، یکی از نویسندگان برجستۀ معاصر و برندۀ جایزۀ ادگار آلن پو، روایتی عمیق، تکاندهنده و نفسگیر از سرگذشت ویجر و مردانش خلق کرده است. او زوایای تازهای از این داستان پررمزوراز را روشن میکند و با ظرافت و موشکافی صحنۀ پیچیدهای از نبرد امپراتوریها، آرمانها و نقشههای بیحساب و تلاش برای ساختن روایت پیروز را پیش چشم میآورد.