چگونه ویتگنشتاین بخوانیم
ری مانک
ترجمه: همایون کاکاسلطانی
«خلاصهی نگرش من به فلسفه این است: فلسفه باید به صورت اثری منظوم نوشته شود.»
ــ لودویگ ویتگنشتاین
هرچند موضوع نوشتههای ویتگنشتاین مشابه موضوعات مطرحشده از سوی سایر فیلسوفان تحلیلی ــ ماهیت منطق، مرزهای زبان، تحلیل معنا ــ است، اما او این کار را به سبْکی شاعرانه انجام داد؛ همین امر، کار او را از سایر همتایانش متمایز میسازد و پرسش از چگونهخواندنِ ویتگنشتاین را به پرسشی بهجا بدل مینماید. بنا به استدلال ری مانک، در بُنِ اندیشهی ویتگنشتاین عزمی راسخ برای مقاومت در برابر علمگرایی عصر ما و نوعی تأکید بر انسجام و خودسامانیِ اَشکال غیرعلمیِ فهمیدن وجود دارد. ویتگنشتاین تلاش میکرد روشن سازد که فهم مورد نظر ما در فلسفه شبیه به فهم ممکنِ ما از یک فرد، یک قطعه موسیقی و یا یک شعر است.
لودویگ ویتگنشتاین؛ وظیفهای به نام نبوغ
نویسنده: ری مانک
مترجم: رضا دهقان
مانک در مقدمهاش به ما میگوید که علاقهمندان به ویتگنشتاین به دو گروه تقسیم میشوند. فیلسوفان حرفهای معمولاً آثار او را بدون اشاره به زندگیاش مطالعه میکنند، در حالی که بسیاری از خوانندگانی که جذب زندگی و شخصیت او شدهاند، فلسفهاش را غیرقابلفهم مییابند. هدف مونک این است که فاصله میان زندگی و آثار او را پر کند و نشان دهد که "یکپارچگی دغدغههای فلسفی او با زندگی عاطفی و روحانیاش" چگونه است.
نوشتن فیلسوفان ممکن است دشوار باشد، یا به این دلیل که آنها خود را بهطور مبهم بیان میکنند یا به این دلیل که ایدههای آنها ذاتاً دشوار است. دشواری ویتگنشتاین دقیقاً از هیچکدام از این دلایل نیست. او خود را بسیار واضح بیان میکند، اغلب در جملات کوتاه که از جهتی قابلفهم هستند؛ اما تقریباً همیشه شما را بدون نقاط مرجعی که انتظار دارید رها میکند. بهویژه، او بهطور کامل از اعلام هیچگونه نتیجهگیری کلی امتناع میکند و این امر دیدن هدف اظهاراتش را دشوار میسازد. 'همانطور که خود او یکبار در ابتدای یک سری سخنرانیها توضیح داد: "آنچه میگوییم آسان خواهد بود اما فهمیدن اینکه چرا این را میگوییم بسیار دشوار خواهد بود."'