پیرامون اسارت بشری (۲ جلدی) 💯
سامرست موآم
ترجمه: مهدی افشار
رمان «پیرامون اسارت بشری» اثر ویلیام سامرست موآم یکی از مهمترین رمانهای نیمهزندگینامهای ادبیات انگلیسی است که با نگاهی عمیق، بیرحمانه و در عین حال انسانی به مسئلهٔ آزادی، معنا و اسارتهای درونی انسان میپردازد. این رمان داستان رشد فکری و روانی فیلیپ کری، جوانی حساس، منزوی و دچار نقص جسمانی است که از کودکی تا بزرگسالی در کشاکش میان میل به استقلال و گرفتار شدن در وابستگیهای عاطفی، اجتماعی و فکری شکل میگیرد.
هستهٔ اصلی رمان مفهوم «بندگی» است، اما نه بندگی بیرونی، بلکه اسارتهایی که انسان خود درون خویش میسازد. فیلیپ از همان کودکی، به دلیل پای لنگ و تربیت خشک مذهبی، احساس حقارت و بیگانگی با جهان دارد. این احساس، او را مستعد وابستگیهای بیمارگونه میکند؛ وابستگیهایی که آشکارترین نمونهٔ آن رابطهٔ ویرانگرش با میلدرد است. میلدرد نه معشوقی رمانتیک، بلکه تجسم نیاز، تحقیر و خودویرانگری است. فیلیپ میداند این رابطه مخرب است، اما ناتوان از رهایی، بارها به آن بازمیگردد و همین بازگشتهای تحقیرآمیز، معنای واقعی بندگی انسانی را آشکار میکند.
موآم با نگاهی بهشدت واقعگرایانه، عشق را نه امری مقدس و رهاییبخش، بلکه نیرویی کور، نامتعادل و گاه تحقیرکننده تصویر میکند. عشق در این رمان بیشتر به اعتیاد شباهت دارد تا رستگاری. فیلیپ در جستوجوی معنا، مسیرهای گوناگونی را میآزماید: دین، هنر، فلسفه و پزشکی. هیچیک پاسخ قطعی به او نمیدهند، اما هر کدام لایهای از توهماتش را فرو میریزند. شکست او در هنر، کنار گذاشتن ایمان مذهبی و سرانجام روی آوردنش به پزشکی، نشانهٔ حرکت از خیالپردازی به پذیرش واقعیت است.
یکی از جنبههای برجستهٔ رمان، مواجههٔ فیلیپ با پوچی و بیمعنایی جهان است. موآم جهان را فاقد طرحی از پیش تعیینشده میبیند؛ نه سرنوشتی متعالی وجود دارد و نه معنایی ازلی. با این حال، رمان به نیهیلیسم کامل فرو نمیغلتد. معنای زندگی، در نگاه موآم، نه کشف میشود و نه داده میشود، بلکه ساخته میشود. پذیرش محدودیتها، کنار آمدن با رنج و انتخاب مسئولانهٔ یک زندگی ساده و صادقانه، شکل ممکن معناست.
از نظر سبک، نثر موآم شفاف، دقیق و عاری از احساساتگرایی اغراقآمیز است. او شخصیتها را بیپرده و گاه بیرحمانه ترسیم میکند، اما این بیرحمی به قضاوت اخلاقی ختم نمیشود. موآم بیشتر مشاهدهگر است تا موعظهگر. فیلیپ نه قهرمان است و نه ضدقهرمان؛ او انسانی معمولی با ضعفها، ترسها و میلهای متناقض است، و همین امر رمان را عمیقاً انسانی میسازد.
در نهایت، «پیرامون اسارت بشری» رمانی دربارهٔ بلوغ دردناک انسان است؛ بلوغی که نه با پیروزی، بلکه با رها کردن توهمات حاصل میشود. آزادی در این رمان به معنای رهایی کامل نیست، بلکه توان زیستن با آگاهی از بندهاست. موآم نشان میدهد انسان هرگز کاملاً آزاد نمیشود، اما میتواند بفهمد به چه چیزهایی زنجیر شده است، و همین فهم، نخستین گام به سوی زندگی اصیل است.
حاصل عمر
سامرست موآم
ترجمه: عبدالله آزادیان
ویلیام سامرست موآم (1874-1965)، نویسندهٔ برجستهٔ انگلیسی، بیش از همه با لبهٔ تیغ و هنر داستاننویسی مشهور است؛ اما این از محبوبیت دیگر آثارش نمیکاهد.
موآم به زندگی عمیق مینگرد و گاه آن را تلخ مییابد.
نکتهبینی، نازکاندیشی و تصویرسازیهای دقیق از ویژگیهای آثار اوست.
حاصل عمر چنان که از عنوانش پیداست، آیینهای است از تجربیات این نویسندهٔ برجستهٔ انگلیسی در زیستن و نوشتن.
در بخشی از کتاب حاصل عمر میخوانیم: "کوچک اندام بودم، قدرت تحملم زیاد، اما نیروی جسمانیم کم بود. لکنت زبان داشتم، خجالتی بودم، نحیف و نزار بودم.استعدادی باز را که در زندگی روزمره انگلیسیها، حائز اهمیت فراوانی است، نداشتم، نمی دانم به این دلایل بود یا طبیعتم چنین بود که به طور غریزی، از آدم های دیگر گریزان باشم.تک تک آدمها را دوست می داشتم، اما هیچگاه به حضور در جمع آنان اشتیاق چندانی نداشتم. هیچگاه در نظر اول از کسی خوشم نیامده است؛ گمان نمی کنم هرگز در کوپه قطار با کسی که نمیشناختم حرف زده باشم یا با همسفری در کشتی سخن گفته باشم، مگر آنکه او سر حرف را باز کرده باشد. گمان نمی کنم پسری دوست داشتنی بوده باشم."
هفتمین گناه (حجاب نقاشی شده)
نویسنده سامرست موآم
ترجمه بهمن رازانی
مفهوم حجاب نقاشی شده : در عروسی، روبند سفید است که نشان دهنده معصومیت و پاکی پوشنده است. همانطور که از عنوان رمان پیداست، حجاب نقاشی شده است که نشان می دهد پوشنده دیگر بی گناه نیست. این رمان به این موضوع می پردازد که چگونه جامعه ما و مردمی که در آن زندگی می کنند آلوده شده اند.
در رمان، حجاب نقاشی شده به عنوان استعاره ای تلخ از زندگی عمل می کند. به طور مشخص تر، گوینده حجاب را با آنچه مردم دوست دارند زندگی بنامند برابر می داند. به این معنا، گوینده ادعا میکند که آنچه ما معتقدیم واقعیت محض است، در واقع چیزی بیش از پوششی نیست که آنچه را واقعاً در زیر آن نهفته است، میپوشاند.
کیتی فین همسر زیبا اما کم عمق والتر، یک باکتری شناس مستقر در هنگ کنگ است. او که از ازدواج خود راضی نیست، با چارلز تاونسند جذاب، دلربا و هیجان انگیز رابطه برقرار می کند. اما وقتی والتر فریب او را مییابد، انتقام عجیب و وحشتناکی میگیرد: کیتی باید او را تا پست جدیدش در سرزمین اصلی دورافتاده چین، جایی که همهگیری وبا در آن موج میزند، همراهی کند...
زن فریاد خفیفی کشید و مرد با وحشت پرسید !؟ چه خبر شده ؟
علیرغم تاریکی اطاق که ناشی از بستن درها و کشیدن پردهها بود رنگ پریدگی سیمای زن به نظر میرسید آهسته گفت : کسی میخواست در اتاق را باز کند مسلماً ندیمه تو یا یکی از مستخدمین است ،
نه آنها این ساعت مزاحم من نمیشوند میدانند که همیشه بعد از ناهار میخوابم ،
پس چه کسی ممکن است باشد؟
زن با لبانی مرتعش آهسته گفت:
شوهرم ولتر هست
و پس از گفتن این جمله به طرف آینه رفت دستی به موهایش کشید و لباسش را پوشید .....