الواح سومری
نویسنده: ساموئل کریمر
حکومت آن در حدود ۳۰۰۰ ق .م . تشکیل گردید و در هزاره دوم (۲۱۱۵ ق .م .) منقرض شد و قلمرو آنان ضمیمه آشور و بابل گردید. سومریها قومی بودند که خود شاخهای جدا از نظر نژادی و زبانی تشکیل میدادند و با هیچیک از اقوام امروزی خویشاوندی ندارند. زبان آنها نیز تکخانواده است از میان همه هنرها، شاید عالیترین دستاورد سومریان ادبیات بوده باشد.
پژوهشگران ادبیات سومری را به هشت مقوله تقسیم کرده اند: اساطیر، داستانهای حماسی، سروده ها، مرثیه ها، اسناد تاریخی، رسالات، احکام (دستورات اخلاقی) و ضرب المثل ها. نوشتههای سومری در سراسر خاور نزدیک باستان ترجمه و نسخه برداری شدند و بر نوشتههای عبری و یونانی تاثیر نهادند.
از میان اساطیر متعدد سومری، سه اسطوره به داستانهای عهد عتیق شباهت دارند. یکی از این اسطورهها داستان آدمیانی را میگوید که از گل آفریده شده بودند و در سرزمینی پر بار موسوم به دیلمون می زیسته اند که در آن نه بیماری بود و نه مرگ، ولی از آب شیرین هم خبری نبود. انکی فرمان میدهد آب شیرین را از زمین، چونان نهری که از باغ بهشت جاری است بیاورند. بدین سان دیلمون باغی ملکوتی میشود.
این اسطوره از زنی میگوید که به انکی گیاهانی پیشکش میکند که نفرین برایش میآورند و سبب درد دنده اش میشوند. آن گاه یک «بانوی دنده» برای درمان آن خلق میشود. دو داستان دیگر طوفان نوح و صبر ایوب هستند
الواح سومری (جلد سلفون)
ساموئل کریمر
ترجمه: داود رسائی
اثر سومری معروف به پیدایش اریدو (تألیف حدود ۲۳۰۰ پیش از میلاد و یافت شده در خرابههای اریدو) قدیمیترین نسخه داستان سیل بزرگ است که بعداً در آتراهاسیس، حماسه گیلگمش و کتاب پیدایش بازگو شد. این نشان می دهد که چگونه خدایان بشریت را از طریق سیل نابود کردند، به جز یک مرد، زیوسودرا، که وقتی انکی به او می گوید که یک کشتی بسازد و یک زوج از هر نوع حیوانی را نجات دهد، نجات می یابد. پس از آن، خدایان تسلیم میشوند و تصمیم میگیرند تا با معرفی مرگ و بیماری به جهان، جمعیت بشر را کنترل کنند و تمایلات آزاردهنده آنها را محدود کنند. بدین وسیله نظم را دوباره برقرار می کند و برای زندگی و جاه طلبی انسان حدی تعیین می کند.
«اسطورۀ آفرینش اِریدو» در سال 1893 و در جریان کاوشهای گستردۀ نهادهای پژوهشی اروپایی در منطقۀ میانرودان کشف شد. قهرمان این روایت از افسانۀ توفان و نیکمردی که برگزیده میشود تا تنها بازماندۀ توفان و ادامهدهندۀ حیات روی زمین باشد، کاهِن-پادشاه شهر مقدس شوروپّاک، زیودسورا (Ziudsura) است (که نامش به معنی «عمر روزهای طولانی» است). این شخصیت همتای آتراهاسیس («بیاندازه خردمند») در افسانهای به همین نام، اوتناپیشتیم («او حیات یافت») در حماسۀ گیلگمش، و نوح («آرامش» یا «صلح») در «سِفر آفرینش» کتاب عهد عتیق است.