آلیو کیتریج
الیزابت استراوت
ترجمه: احسان شفیعی زرگر - سما قرایی
رمان آلیو کیتریج در نظر دیگران، شخصیتی کله شق، مهربان و اغلب غیرقابل پیش بینی دارد. او که معلمی بازنشسته در شهری ساحلی و کوچک در ایالت مین است، با بالاتر رفتن سنش تلاش می کند تا با تغییرات ایجاد شده در زندگی اش کنار بیاید. او زنی است که به باطن زندگی اطرافیانش می پردازد و موفقیت ها و شکست هایشان را عمیقا نظاره می کند. همسر آلیو، پیروی فلسفه ی رواقی گری است و رابطه ی میان آن ها، نه آن قدر متزلزل است که از هم بپاشد و نه آن قدر مستحکم که از آن، راضی و خشنود باشند. در داستان با پسر جوانی آشنا می شویم که از غم از دست دادن مادرش در عذاب بوده و فقط حضور آلیو است که دردش را تسکین می دهد؛ در حالی که پسر خود آلیو از حساسیت های عجیب و پیچیده ی مادرش بسیار تحت فشار قرار گرفته است. رمان آلیو کیتریج، کاوشی نافذ و پرجوش و خروش درباره ی روح آدمی است؛ داستان این رمان، مخاطب را به خنده، تأیید، افسوس و همدردی با شخصیت ها وادار می سازد.
کی بود کی بود (چرا و چگونه اشتباهاتمان را توجیه می کنیم) (تجربه و هنر زندگی ۲۰)
کرول توریس و الیوت آرونسن
سما قرایی
آخرین باری که شنیدید یک سیاستمدار، پزشک یا دادستان بگوید «من اشتباه کردم، تقصیر من بود» کی بوده؟ آخرین باری که خودتان چنین جملهای را بر زبان آوردید چطور؟
«سیاستمداران بارزترین نمونههای کسانی هستند که خودشان را توجیه میکنند، و برای همین است که چنین مثالهای گل درشتی از میانشان در میآید. هنر استفاده از فعل مجهول برساختهٔ خودشان است؛ وقتی خفتشان میکنی و دیگر راه فرار ندارند، به زور و زحمت خطایشان را میپذیرند اما مسئولیتش را به عهده نمیگیرند. بله، بله، اشتباهاتی صورت گرفت، ولی من نبودم، دستم بود، تقصیر آستینم بود، و از بردن نام آن آستین هم معذورم! ... ما از این رفتار سیاستمداران شگفتزده میشویم، جا میخوریم یا وحشت میکنیم، غافل از اینکه خودمان هم دست کمی از آنها نداریم...»
چرا اینقدر اصرار داریم باورهای بیاساس، تصمیمهای غلط و آسیبهایی را که به دیگران زدهایم توجیه کنیم؟چرا ریاکاری دیگران را خیلی راحت میبینیم اما دورویی و ریاکاری خودمان به چشممان نمیآید؟آیا همهٔ ما دروغگوییم یا واقعاً خودمان هم داستانهای خودمان را باور میکنیم؟کرول توریس و الیوت ارونسن، نویسندگان کتاب «کی بود کی بود؟»، که سالها در حوزهٔ روانشناسی اجتماعی مطالعه و تحقیق کردهاند با مثالهایی تکاندهنده از رخدادهای واقعی، به ما نشان میدهند که چرا پذیرش اشتباه اینقدر برایمان دشوار است. توضیح میدهند ذهنمان با چه ترفندهایی به ما کمک میکند تا خودمان را موجه و برحق بدانیم و چطور حافظهٔ ما هنرمندانه خاطراتمان را تحریف میکند تا به تصویر خوبی که از خودمان داریم خدشهای وارد نشود.
مراقب باشید! بعد از خواندن این کتاب شانه خالی کردن از زیر بار مسئولیت اشتباههایتان به راحتی قبل نخواهد بود!