بنیاد حق طبیعی
یوهان گوتلیب فیشته
ترجمه: سیدمسعود حسینی
این کتاب یکی از آثار اصلی یوهان گوتلیب فیشته، فیلسوف ایدئالیست آلمانی است. او که پیرو فلسفۀ کانت بود و آغاز مکتب ایدئالیسم آلمانی را رقم زد، در این کتاب، بر اساس دیدگاههای ایدئالیستیاش نحوۀ شکلگیری جامعۀ سیاسی، قوا و بخشهای آن، اشکال حکومت، نحوۀ شکلگیری آگاهی اجتماعی و قوانین حکومت عقلانی بر انسان را توضیح میدهد.
این کتاب از دو بخش تشکیل شده است: بخش نخست، که بخش فلسفی و متافیزیکی کتاب است، به بحث در باب مبانی فلسفی جامعه و اجتماع سیاسی بشری میپردازد، و بخش دوم، که بخش کاربردی کتاب است، اصول مطرحشده در بخش نخست را در حوزههای ملموسی مثل رابطۀ زن و شوهر، رابطۀ والدین و فرزندان، رابطۀ دولتهای همجوار با یکدیگر، و مسائلی از این دست به کار میبندد.
کتاب بنیاد حق طبیعی از یک سو منبع مهمی برای مطالعۀ فلسفۀ سیاسی آلمانی در اواخر قرن هجدهم و از سوی دیگر منبعی بسیار ارزشمند برای فهم فلسفۀ سیاسی کانت و هگل، دو فیلسوفِ دیگرِ ایدئالیسم آلمانی، است.
بنیانگذاری برای مابعدالطبیعه اخلاق
ایمانوئل کانت
سیدمسعود حسینی
مابعدالطبیعهٔ اخلاق اثر مهمی که در سالهای پایانی سدهٔ هجدهم منتشر ساخت. کانت در این اثر، آزادی انسان را یک حق طبیعی و ذاتی او و به عنوان حقی بشری به رسمیت میشناسد. تا آنجا که دین را نیز بر انسان نمیدانست. این فلسفه او اومانیسم خوانده میشود.
کانت معتقد بود که ارادهٔ خیر و حسن نیت تنها مفهوم ذاتاً خوب است و معنی حسن نیت، انجام وظیفه است، تنها دلیل موجه برای ادای وظیفه همان وظیفه بودن آن است و هیچ دلیل دیگری نباید داشته باشد، و اگر کسی از ترس مجازات و یا به امید پاداش ادای وظیفه کند، تکلیف خود را انجام نداده است. کانت در این زمینه گفته است: «من خواب میدیدم و میپنداشتم که زندگی تمتع است چون بیدار شدم دیدم وظیفه است.»تکلیف عملی است که شخص برای متابعت از قاعدهٔ کلی انجام میدهد. به عبارتی دیگر تکلیف احترام به قانون است. قاعدهٔ اخلاقی اصلی کانت این است که شخص باید همواره چنان عمل کند که گویی شیوهٔ عمل او قانون فراگیر طبیعت خواهد شد و همواره و همهوقت قانون کلی خواهد بود.قاعدهٔ اساسی دیگر در فلسفهٔ کانت بیان میکند که انسان غایت فی نفسه است و باید با هر انسانی، خواه خود و خواه دیگران به عنوان غایت رفتار کرد نه وسیلهٔ رسیدن به هدف.
پدیدارشناسی روح 💯
گئورگ ویلهلم فریدریش هگل
ترجمه: سیدمسعود حسینی و محمدمهدی اردبیلی
ارزش این کتاب در آن است که اولاً میتوان آن را اولین کتاب هگلی هگل نامید که در آن وی به تمامی از چهارچوب اندیشههای پیشینیانش، به ویژه کانت و شلینگ، رهایی یافته و خود را به عنوان فیلسوفی صاحب سبک نشان میدهد. ثانیاً پدیدارشناسی روح واجد چنان نظام فلسفی عمیقی است که حتی اگر هگل، غیر از آن، هیچ کتاب دیگری نمینوشت، این کتاب به تنهایی این قابلیت را داشت که هگل را به فیلسوفی بزرگ بدل سازد.
علم منطق (دوره ۳ جلدی) 💯
گئورگ ویلهلم فریدریش هگل
ترجمه: سیدمسعود حسینی
جلد نخست: آموزهٔ هستی
جلد دوم: آموزهٔ ذات
جلد سوم: آموزهٔ مفهوم
علم منطق بنیادیترین اثرِ گئورگ ویلهلم فریدریش هگل و، در حقیقت، مبنای کل نظامِ فلسفیِ اوست. این اثر را از حیثِ دامنه و ژرفا با پارمنیدس افلاطون، متافیزیک و ارگانونِ ارسطو، نقد عقل محض کانت و پژوهشهای منطقی هوسرل مقایسه کردهاند. هگل در این اثر در واقع سنت منطقیـمتافیزیکیِ مغربزمین را به تحقق و تمامیت نهاییاش میرسانَد. از دیدگاه او، «منطق» و «متافیزیک» نه دو علم یا رشتهٔ فلسفی جداگانه، بلکه ضرورتاً علمی واحد و یگانهاند، زیرا هگل اثبات میکند که میان «روش» و «موضوع» تمایزی از آن قسم که از دکارت به این سو فلسفه را به خود مشغول داشته بود وجود ندارد. از این رو، در علمِ منطق با مباحث صرفاً منطقی ــ از قبیل آنچه در کتبِ منطقِ صوری تعلیم داده میشود ــ سروکار نداریم. در عوض، در آنچه هگل «قلمروِ سایهها»، «قلمروِ ذاتیتهای بسیط»، «قلمروِ تعینهای محضِ اندیشه» مینامد، به نظارهٔ حرکت و بسطِ خود اندیشهورزی (Denken)، حرکت و بسط نفسالامر (die Sache)، مینشینیم: هستی، نیستی، شدن، کمیت، کوانتوم، وحدت، کثرت...
نظام ایدئالیسم استعلایی
فریدریش ویلهلم یوزف شلینگ
ترجمه: سیدمسعود حسینی
نظام ایدئالیسم استعلایی اثر فریدریش ویلهلم یوزف شلینگ جایگاهی ویژه و بیبدیل در ایدئالیسم آلمانی پساکانتی دارد. این اثر به همراه بنیاد کل آموزهی علم فیشته و پدیدارشناسی روح هگل سه اثر دورانساز این جریان فلسفی را تشکیل میدهند. نظام ایدئالیسم استعلایی در واقع مظهر اوج اندیشههای فلسفی شلینگ در دورهی نخست فعالیت او (۱۷۹۴-۱۸۰۰) و حاصل تأملات وی دربارهی فلسفههای اسپینوزا، لایبنیتس، کانت و فیشته است.
شلینگ در نظام ایدئالیسم استعلایی بر آن شد که به رؤیای پساکانتیِ «نظامِ فلسفه» جامهی واقعیت بپوشاند. وی در این اثر کوشید آنچه را نزد کانت و فیشته پراکنده و متفرق بود، در یک اثرِ واحد وحدت ببخشد. از این رو، نظام ایدئالیسم استعلایی شامل دو بخش اولیه است (بخشهای نخست و دوم) که در حکمِ «فلسفهی اولی» هستند و در آنها «اصلِ» فلسفه استنتاج میشود. بخش سوم «فلسفهی نظری» را تشکیل میدهد که شلینگ در آن تحقیقاتِ خویش دربارهی «فلسفهی طبیعت» را دوشادوش تاریخِ آگاهی شرح میدهد. بخش چهارم «فلسفهی عملی» به معنای موسع را تشکیل میدهد که شلینگ در آن مفاهیم «اراده»، «خودتعینبخشی»، «دیگری»، «قانون اخلاق»، «تاریخ» و «دین» را پیش میکشد. بخش پنجم معطوف به «غایتشناسی» است. و نهایتاً در بخش ششم «فلسفهی هنر» بهمنزلهی ارغنون فلسفه و مقامی برتر از فلسفه مطرح میشود.
هگل
فردریک بیزر
ترجمه: سیدمسعود حسینی
هگل (۱۷۷۰-۱۸۳۱) یکی از فیلسوفان بزرگ قرن نوزدهم است. بسیاری از جنبشهای فلسفی عمده قرن بیستم - از اگزیستانسیالیسم تا فلسفه تحلیلی - از واکنشهایی در برابر هگل برخاستند. او همچنین یکی از دشوارترین فیلسوفان برای درک است و ایدههای پیچیدهاش، هرچند ارزشمند، اغلب اشتباه فهمیده میشوند.
در این مقدمهی استادانه و روشن، فردریک بایزر هر جنبهی اصلی اندیشهی هگل را پوشش میدهد. او هگل را در بستر تاریخی آلمان قرن نوزدهم قرار میدهد و در عین حال بینشهای عمیق و اصالت فلسفهی هگل را روشن میسازد.
«هگل» که شاهکاری از وضوح و پژوهش است، هم نقطهی شروع ایدهآلی برای کسانی است که برای اولین بار با هگل آشنا میشوند و هم خواندنی ضروری برای هر دانشجو یا پژوهشگر فلسفهی قرن نوزدهم است.