امپراطوری صحرانوردان
رنه گروسه
ترجمه: عبدالحسین میکده
کتاب امپراطوری صحرا نوردان از مهمترین و ارزنده ترین کتابهای تاریخی است که تماس بسیاری با تاریخ ایران دارد. مولف دراین کتاب نفیس مانند نقاشی چیره دست پرده ای رسم نموده که وقایع چین و مغولستان و تبت و هند و ترکستان و ماوراء النهر و بالاخره خاورمیانه و خاصه ایران از ادوار ابتدای تاریخ انسانی تا اوایل قرن بیستم در آن نمایان است. در اینجا سه چهره مهیب و خونریز ومخرب عالم یعنی آتیلا چنگیزخان و تیمور که روم و ایران و چین را بخاک و خون کشیدند با قلم سحار نویسنده تصویر گردیده اند این اثر گرانقدر تاریخی بارها به چاپ رسیده است و بی اغراق می توان گفت که از لحاظ دقت و غنی بودن منابع معتبر در نوع خود کم نظیر است و می تواند مورد استفاده همه و بویژه محققان و علاقمندان به تاریخ قرار گیرد .
کتاب امپراطوری صحرانوردان به تاریخ اقوام نیمهبربر آسیایمیانه میپردازد. این اقوام که گاه چون سکاها و اسکیتها از نژاد قدیم آریایی، گاه چون چون چنگیز و تیمور از نژاد مغول و تاتار و گاه چون سلجوقیان از نژاد ترک هستند، همواره در طول تاریخ معضل بزرگ آسیا و اروپایشرقی بودهاند. توکیوها، اویغورها، هونها، کیتانها، قراختیائیان و نهایتا شاخههای گوناگون مغول و ازبک و تُرک، اقوام مورد پژوهش در این کتاب ارزشمند میباشند. تصادم این اقوام با تمدنهای پیشرفتهای چون ایران و چین و هند و روم، و صدمات آنها به این تمدنها نیز از دیگر مبحث مطروحه در کتاب است.
مذهب حلاج
روژه آرنالدز
ترجمه: عبدالحسین میکده
روژه آرنالدز و لویی ماسینیون دو نگاه متفاوت و مکمل به شخصیت و اندیشهٔ حسین بن منصور حلاج ارائه میدهند که هر یک از منظری خاص بر زندگی و آموزههای این عارف بزرگ مینگرند. ماسینیون، بهعنوان یک شرقشناس و متأثر از الهیات مسیحی، حلاج را بهعنوان قدیسی استثنایی و شهید عشق الهی تصویر میکند. نگاه او همدلانه و نوعاً تأویلی است و در آن تجربهٔ رنج و فنا در عشق به خدا محور اصلی محسوب میشود. او «أنا الحق» حلاج را اوج عشق قربانیشونده و بیان نهایی فانی شدن در ذات الهی میداند و این تجربه را با نمونههای مسیحی قیاس میکند. در این چارچوب، حلاج فراتر از محدودیتهای فقه و شریعت میایستد و زندگی و مرگش در مسیر عشق الهی معنا مییابد. زبان و بیان او نزد ماسینیون رازآلود و سمبولیک است و تحلیل منطقی کمتر مورد توجه قرار میگیرد.
در مقابل، آرنالدز با رویکردی تحلیلی و فلسفی حلاج را در متن سنت اسلامی و عرفانی جای میدهد و تأکید میکند که او هرگز از اسلام بیرون نرفته است. از نظر آرنالدز، «أنا الحق» نتیجهٔ طبیعی فهم عمیق حلاج از توحید است، نه ادعای الوهیت، و زبان آشکار او، نه نشانهٔ بیخردی، بلکه علت سوءتفاهم جامعه است. او نشان میدهد که محکومیت و اعدام حلاج بیش از آنکه ناشی از انحراف دینی باشد، محصول ترکیبی از آشکارسازی تجربهٔ عرفانی و ناتوانی نهادهای دینی و سیاسی در تحمل آن است. حلاج نزد آرنالدز متفکری است که تفکرش بر شریعت و قرآن تکیه دارد، اما فهم او از توحید بهشدت شخصی و بیواسطه است، و زبان او این فهم را آشکار میکند.
در نتیجه، ماسینیون حلاج را بهعنوان یک اسطورهٔ زنده و شهید عشق الهی میبیند، در حالی که آرنالدز او را بهعنوان متفکری خطرناک و تأملگر در توحید ناب معرفی میکند. خوانش ماسینیون بدون در نظر گرفتن آرنالدز میتواند منجر به رمانتیزه شدن شخصیت حلاج شود و نگاه آرنالدز بدون ماسینیون ممکن است تجربهٔ وجودی و عاطفی او را کاهش دهد. ترکیب این دو دیدگاه تصویری کامل و چندلایه از حلاج ارائه میدهد؛ عارفی که هم میاندیشید و هم میسوخت، هم در تحلیل فکری دقیق بود و هم در تجربهٔ عاطفی و عرفانی عمیق.