آنچه با خود حمل می کردند
تیم اوبراین
علی معصومی
وقوع جنگ همیشه و در هر حالتی اجتنابناپذیر است. به هر حال رخ میدهد و با خود رعب و وحشت و نیستی و آوارگی میآورد. رمان «آنچه با خود حمل میکردند» گونهای از داستان است که واقعیت و خیال با هم پیوند میخورد و در آن تصویری از واقعیت جنگ به طور کلی روایت میشود...
ستوان یکم «جیمی کراس» با خود نامههایی حمل میکرد از دختری به نام «مارتا»، دانشجوی سال سوم کالج «ماونت سیبسچن در نیوجرزی». نامهها عاشقانه نبودند ولی ستوان کراس امیدوار بود و نامهها را تا کرده بود و درون پلاستیکی در ته کولهپشتیاش نگهداری میکرد. عصرها دیر وقت، پس از راهپیمایی روزانه و کندن سنگر، دستها را با آب قمقمه میشست، نامهها را بیرون میآورد و با نوک انگشت نگه میداشت و آخرین ساعت روشنایی را به خیالپردازی میگذراند. در خیال خود سفرهای اردویی عاشقانهای به کوهستان وایت در نیوهمپشر تجسم میکرد. گاهی هم لبة چسبدار پاکت را که لابد جای زبان نویسنده بر آن مانده بود با زبان لمس میکرد. بیش از هر چیز دلش میخواست که مارتا همان طور که او دوستش داشت دوستش بدارد، ولی لحن نامهها بیشتر دوستانه بود و در آنها از عشق خبری نبود.»
«تیم اوبراین» در این اثر، ضرباهنگهای نبض مانند و مخاطرههای عصب خردکن جنگ را به نحوی تصویر میکند که در صدر فهرست بهترین آثاری جا میگیرد که در باره هر جنگی نوشته شده است. روایت در این کتاب در مدارهایی دایره شکل میچرخد، و بازگویی رویدادها، رقص خاطره را در ذهن خواننده شکل میدهد:
«آنچه حمل میکردند بیشتر به نیازهایشان بستگی داشت. این نیازها یا نیمه نیازها عبارت بودند از قوطی بازکن، چاقوهای جیبی، قرصهای الکل جامد، ساعت مچی، کارت شناسایی، مواد دورکننده حشره و... .» واشینگتن پست درباره این کتاب مینویسد: «ترس و عشق و نفرت و بیرحمی و شفقت چنان زنده در این کتاب تصویر شدهاند که مرد میخواهد که با خواندن آن دنبال دستمال نگردد.»
برگرد، دکتر کلیگری
دانلد بارتلمه
ترجمه: علی معصومی
کتاب «برگرد، دکتر کلیگری» نوشتهٔ دانلد بارتلمه یکی از آثار شاخص ادبیات پستمدرن آمریکا بهشمار میآید؛ اثری که نهفقط قالب داستان کوتاه را دگرگون میکند، بلکه خودِ مفهوم روایت، معنا و ارتباط انسانی را به چالش میکشد. این مجموعه در دورهای منتشر شد که جهان مدرن با بحرانهای عمیق فکری، فرهنگی و زبانی روبهرو بود و بسیاری از نظامهای معنابخش پیشین کارکرد خود را از دست داده بودند. بارتلمه این وضعیت را نه با لحنی مرثیهوار، بلکه با طنزی سرد، گزنده و آگاهانه بازتاب میدهد؛ طنزی که خنده را به ابزاری برای مواجهه با پوچی بدل میسازد.
عنوان کتاب ارجاعی است به اثری سینمایی از سنت اکسپرسیونیسم که جهانی کابوسوار، بیمنطق و آکنده از اقتدار بیمارگونه را تصویر میکند. درخواست «برگشتن» دکتر کلیگری در نام اثر، نوعی طعنهٔ معکوس است: گویی جهان معاصر آنچنان از عقلانیت تهی شده که حتی جنون سازمانیافته نیز میتواند نقش نظمدهنده به خود بگیرد. در این چارچوب، مرز میان عقل و جنون، معنا و بیمعنایی، و واقعیت و خیال فرو میریزد و انسان در فضایی معلق و ناپایدار رها میشود.
داستانهای این مجموعه اغلب فاقد ساختار روایی سنتیاند. آغاز و پایانها ناگهانی یا معلقاند و بهجای پیرنگ منسجم، با قطعاتی پراکنده و گسسته روبهرو هستیم. شخصیتها بیشتر کارکردی زبانی دارند تا هویتی روانشناختی؛ آنها حامل تجربهای فردی و منسجم نیستند، بلکه نشانههایی از وضعیت انسان معاصرند. در این آثار، زبان بر روایت غلبه دارد و خود به موضوع اصلی بدل میشود. نویسنده با کنار هم نشاندن زبان علمی، اداری، روزمره و شبهفلسفی، نوعی کولاژ میسازد که در آن هیچ گفتمانی بر دیگری برتری ندارد و همگی در نهایت ناپایدار و تهی جلوه میکنند.
یکی از درونمایههای محوری کتاب، بحران معناست. کلمات همچنان حضور دارند، اما دیگر قادر به انتقال معنایی پایدار نیستند. گفتوگوها اغلب بینتیجه میمانند و توضیحها به روشنشدن چیزی نمیانجامند. این وضعیت بازتاب جهانی است که روایتهای کلان خود را از دست داده و دیگر نمیتواند به تاریخ، اخلاق یا ایدهٔ پیشرفت بهعنوان منابعی مطمئن برای معنا تکیه کند. نویسنده این فروپاشی را بهگونهای نمایش میدهد که خودِ ناتوانی زبان و روایت آشکار شود.
انسان مدرن در این مجموعه موجودی بیگانه، سردرگم و منفعل است. شخصیتها در فضاهای شهری، اداری و بیروح سرگرداناند و از برقراری ارتباطی واقعی ناتوان مینمایند. آنها نه قهرماناند و نه ضدقهرمان، بلکه تصویر انسان تقلیلیافتهای هستند که در شبکهای از زبانها و ساختارهای بیجان گرفتار شده است. بیگانگی در این جهان نه وضعیتی استثنایی، بلکه حالتی عادی و روزمره است و همین عادیبودن، وجه هولناک آن را برجستهتر میکند.
طنز در «برگرد، دکتر کلیگری» نقشی صرفاً سرگرمکننده ندارد، بلکه کارکردی عمیقاً فلسفی دارد. این طنز برای افشای پوچی ساختارهای فکری، اجتماعی و فرهنگی به کار میرود. علم، هنر، سیاست و حتی خود ادبیات در این داستانها اغلب بهشکلی مضحک یا ناکارآمد ظاهر میشوند. نویسنده به هیچ نظام معرفتی اعتماد کامل ندارد و با نگاهی طعنهآمیز نشان میدهد که اقتدارها، هرچند ظاهراً پابرجا هستند، در باطن تهی و بیاعتبارند.
از منظر اندیشه، این مجموعه با جریانهایی چون اگزیستانسیالیسم، نیهیلیسم و رویکردهای پساساختارگرا همپوشانی دارد. اضطراب وجودی، بیهدفی و بیثباتی معنا در سراسر متن حضور دارد، اما نویسنده برخلاف سنتهای فلسفی کلاسیک، به شورش قهرمانانه یا یافتن معنایی نهایی نمیرسد. آنچه عرضه میشود نوعی پذیرش آگاهانهٔ پوچی است؛ پذیرشی که از مسیر بازی با زبان و ساختار شکل میگیرد، نه از طریق انکار یا مبارزه.
در مجموع، «برگرد، دکتر کلیگری» اثری است که بیش از آنکه داستان بگوید، وضعیت روایتناپذیری جهان معاصر را عیان میکند. این کتاب نه در پی پاسخ است و نه حتی طرح پرسشی منسجم، بلکه نشان میدهد که خودِ پرسشها نیز دچار فروپاشی شدهاند. ارزش اثر دقیقاً در همین ناپایداری و ناتمامبودن نهفته است؛ جایی که ادبیات بهجای ادعای معنا، به آینهای برای دیدن فقدان آن بدل میشود.
رویاهای قطار
دنیس جانسن
علی معصومی
رماني حماسي در حجمي كم اما عميق كه در سال 2011 منتشر شد و تحسين همگان را بدست آورد.
رمان داستان كارگر روزمزد اروپايي رابرت گرينر و مهاجرت او به آمريكا در آغاز قرن بيستم است...مردي عادي در زماني غيرعادي.
او كه خانواده خود را از دست داده، در تقابل با تنش هاي شخصي و تغييرات سريع جامعه آمريكا است....
کتاب تحسين شده ي نیویورک تایمز
بهترین کتاب Esquire 2011
کتاب تحسين شده ي نیویورکر 2011
کتاب انتخابي لس آنجلس تايمز 2011
کتابچۀ پادزیبایی شناسی
الن بدیو
مترجم: علی معصومی
پاد-زیبایی شناسی نوعی رابطه فلسفه با هنر است که بر پایه آن، هنر خود مولد حقيقتهاست. پاد – زیبایی شناسی هنر را به صورت شیء یا موضوع فلسفه درنمی آورد و به جای پرداختن به تأملات زیبایی شناختی دقیقا به توصیف تأثیرهای درون فلسفه ای می پردازد که هستی مستقل اثرهای معین هنری را از خود به جا می گذارد.
مالیخولیای مقاومت
نویسنده: لسوا کراسناهورکایی
مترجم: علی معصومی
برندهٔ جایزهٔ نوبل ۲۰۲۵
نخستین اثر استاد مجارستانی که به زبان انگلیسی منتشر شد، و همچنان یکی از بهترین آثار اوست.
این رمان قدرتمند و سوررئال—در سنت ادبی گوگول—دربارهٔ رویدادهای آشفتهای است که همزمان با ورود یک سیرک به شهری کوچک در مجارستان رخ میدهد. «مالیخولیای مقاومت»، رمان باشکوه و سوررئالِ لاسلو کراسناهورکایی، زنجیرهای از وقایع رازآلود را در یک شهر کوچک مجارستانی به تصویر میکشد. سیرکی که وعدهٔ نمایش پیکر خشکشدهٔ بزرگترین نهنگ جهان را میدهد، در دل زمستان از راه میرسد و بهدنبال آن شایعات عجیبوغریبی بر سر زبانها میافتد. خبر منتشر میشود که کارکنان سیرک قصدی شوم در سر دارند، و شهروندان هراسان به هر نمودِ کوچکی از نظم و ساختار چنگ میزنند—چه موسیقی باشد، چه کیهانشناسی، چه فاشیسم.
شخصیتهای رمان فراموشنشدنیاند: خانم ازترِ شرور که برای بهدستگرفتن کنترل شهر توطئه میچیند؛ شوهر ناتوان و گوشهگیرش؛ و والوشکا، قهرمان بیپناه و خیالپرداز ما که مرکز لطیف و انسانی این کتاب است—تنها روح پاک و نجیبی که در این جهان تاریک میتوان یافت.
«مالیخولیای مقاومت» اثری فشرده، نیرومند و پُرهیجان است؛ همانگونه که جرج سیرتش، مترجم فوقالعادهٔ رمان، میگوید: «این کتاب جریان آهستهٔ گدازهای از روایت است؛ رودخانهای عظیم و سیاه از واژهها.» و با این حال، رمان—به گفتهٔ روزنامهٔ گاردین—«خواننده را با جهشهای مهآلود و خیرهکننده همراه خود میبرد.»