نمایش همه 2 نتیجه

نمایش 9 24 36

جوجه تیغی

تومان 0

فردیناند فون شیراخ

ترجمه: محمود امجدی

داستان های جوجه تیغی را وکیلی آلمانی بر اساس پرونده هایش نوشته و لحن سرد و بی طرفانۀ او در روایت خشونت و تبعیض و ظلم، نشان از این نکته دارد. ولی این بدان معنا نیست که نویسنده هیچ احساسی به شخصیت های داستانش نداشته است، که حتی با بعضی از آن ها تا سال ها بعد نیز ارتباط داشته و از حالشان باخبر بوده است.روایت جزئیات یک ماجرا و توصیف دقیق صحنۀ جرم، از خصوصیاتی است که داستان های این مجموعه را به داستان های جنایی و معمایی شبیه می کند. گاهی پیچیدگی معماها، داستان را شبیه به داستان های پلیسی می کند و گاه نیز فضاهای سرد و تاریک مخاطب را به یاد داستان های کافکا می اندازد.

پایان هیچ یک از داستان ها را حتی خوانندگان باهوش هم نمی توانند به راحتی پیش بینی کنند. نویسنده هیچ تعهدی نداده است که پایان داستان ها همیشه تلخ یا خوشایند باشد. گاهی مجرم واقعی پیدا نمی شود.گاهی بی گناه مجازات می شود و گاهی گناهکار تبرئه می شود. گاهی همه چیز ناشی از یک اشتباه ساده و سوء تفاهم است و گاهی جرم با خشونت و وحشیگری اتفاق افتاده و هیچ جای ترحمی برای مجرم باقی نگذاشته است.

ماجرا از این قرار بود

تومان 50,000

فردیناند فون شیراخ

مترجم: احسان قبادی

راستش معمولا وكلا با موکلین شان رابطه ی عجیب و غریبی دارند یک وکیل بیشتر مواقع دوست ندارد بداند واقعا چه اتفاقی افتاده است این در آیین دادرسی کیفری ما دلایل خاص خودش را دارد. اگر وکیلی بداند موکلش بر فرض کسی را در برلین به قتل رسانده است، نمی تواند تقاضای احضار شهادی را بکند که شهادت دهند در روز حادثه متهم در مونیخ بوده است. این مثل حرکت بر لبه ی تیغ است. در باقی موارد وکیل باید همه ی حقایق را بداند دانستن همه ی حقیقت ممکن است همان برتری ناچیزی باشد که به وکیل کمک می کند تا موکلش را از محکومیت برهاند. و این امر که وکیل اعتقاد داشته باشد موکلش گناهکار است یابی گناه اصلا اهمیتی ندارد. وظیفه ی وکیل دفاع بی چون و چرا از موکلش است. نه چیزی بیشتر نه کمتر.