زندگی من
لئو تروتسکی
ترجمه: هوشنگ وزیری
زندگی من اثریست از لئون تروتسکی، رهبر انقلابی مارکسیست که نخستین بار در سال ۱۹۳۰ به چاپ رسید.
از پیشگفتار کتاب به قلم نویسنده:
عصر ما از حیث خاطرات غنی است، شاید غنی تر از همه اعصار پیشین. علت این است که گفتنی ها بسیار است. هر چقدر زمان فاجعی تر و مسیر گردش آن پرپیچ و خم تر، میل و علاقه به تاریخ معاصر شدیدتر. هنر نقاشی مناظر نمی توانست در بیابان بی آب و علف نشو و نما کند. در نقطه عطفی که ما ایستاده ایم، نیازی در خود می بینیم، به دیروزی که تازه گذشته و با وجود این سخت دور می نماید، با دیدگان کسانی بنگریم که در ساخت آن سهیم بوده اند. رونق خاطره نویسی را پس از جنگ جهانی اول می توان در این واقعیت جستجو کرد و شاید هم بتوان در آن توجیهی برای کتاب حاضر یافت...
یادداشتهای روزانه
لئو تروتسکی
ترجمه: هوشنگ وزیری
لئو تروتسکی تفاوت چندانی میان خاطرات و یادداشتهای روزانه قائل نیست. او در بخش آغازین کتاب یادداشتهای روزانه مینویسد: «کتاب خاطرات چنان شکل ادبیای نیست که برای من جاذبه داشته باشد، بیشتر دوست داشتم بتوانم روزنامهای انتشار دهم، ولی بدین کار دسترسی نیست... جدا بودن از هرگونه فعالیت سیاسی مرا بر آن میدارد که با پناه آوردن به خاطرهنویسی این جای خالی را پر کنم. هنگام شروع جنگ جهانی نیز که در سوئیس بودم و با جهان خارج ارتباطی نداشتم، چند هفته خاطرهنویسی کردم و دیرتر، یعنی در سال ۱۹۱۶، پس از اخراج از فرانسه هم، در اسپانیا، زمانی بدین کار پرداختم و گمان میکنم خاطرهنویسیم به همین محدود باشد. »
یادداشتهای روزانه لئو تروتسکی، متفکر روسی مارکسیست هم از جمله روزنوشتهای ارزشمند و تاثیرگذاری است که در بینظیری و بیپیرایشی شباهتهای نه چندان اندکی با "تونی بن" دارد. روزنوشتهای تروتسکی با وصیتنامه او پایان مییابد. برگ آغاز روزنگاشتهای تروتسکی، ۷ فوریه ۱۹۳۵ و آخرین یادداشت او ۳ مارس ۱۹۴۰ است.
در آخرین روزنوشت تروتسکی آمده است:« ناتاشا پنجره رو به حیاط را بیشتر گشوده است تا هوا بهتر به اتاقم وارد شود. من میتوانم چمن سبز و درخشان را پایین دیوار ببینم و آسمان روشن و آبی را و همه جا آفتاب را. زندگی زیباست، امید است نسل آینده آن را از هر چه پلیدی، اختناق و زورگویی است بپالاید و از آن لذت ببرد.»