استبداد شرقی؛ بررسی تطبیقی قدرت تام
کارل آوگوست ویتفوگل
مترجم: محسن ثلاثی
در سدههای شانزدهم و هفدهم که به دنبال انقلاب تجاری و صنعتی، قدرت و بازرگانی اروپا به دورترین نقاط جهان گسترش یافت، شماری از مسافران و پژوهشگران غربی، به کشف اندیشهای نائل شدند که با اکتشافهای جغرافیایی بزرگ این دوره قابل مقایسه است. آنها با تأمل در تمدنهای خاور نزدیک و هندوچین، در همة آنها ترکیبی از ویژگیهای نهادی مهم یافتند که نه در یونان و رم باستان پیدا میشد و نه در اروپای سدههای میانه و نوین. اقتصاددانان کلاسیک با سخن گفتن از نوعی جامعة «شرقی» یا «آسیایی» سرانجام مفهومی برای این کشف پیدا کردند.
آشکارترین جوهرة مشترک این جوامع شرقی، قدرت استبدادی اقتدار سیاسی آنها بود. بیگمان، حکومتهای بیدادگر در اروپا نیز پیدا شدند؛ در واقع پیدایش سامان سرمایهدارانه در اروپا با ظهور دولتهای مطلقه همراه بود، اما ناظران انتقادی، حکومت مطلقة شرقی را فراگیرتر و سرکوبگرتر از نمونههای غربیشان یافتند. به نظر آنها، استبداد «آسیایی» شدیدترین صورت قدرت تام را باز مینمود.
تفسیر فرهنگ ها
کلیفورد گیرتس
ترجمه: محسن ثلاثی
ما انسانها جانورانی ناکامل و پرداختنشدهایم که خود را با فرهنگ تکمیل میکنیم و میپردازیم؛ البته نه از طریق فرهنگ به معنای عام، بلکه به صورتهای بسیار جزئی آن: یعنی با فرهنگ جاوهای، هوپی و ایتالیایی، فرهنگ طبقۀ بالا و پایین، دانشگاهی یا تاجرپیشه. از قابلیت یادگیری انسان و انعطافپذیری او بسیار سخن رفته است، ولی حتی از آن حیاتیتر، وابستگی شدید او به نوع خاصی از یادگیری است که همان دستیابی به مفاهیم، ادراک و کاربرد نظامهای خاص معنای نمادین است. سگهای آبی برای خود سد میسازند و پرندگان آشیانه، زنبورها جای خوراکشان را پیدا میکنند، بابونها گروههایی اجتماعی را سازمان میدهند و موشها بر اساس صورتهایی از یادگیری که بیشتر متکی بر آموزشهای رمزبندیشده در ژنهایشان است، جفتگیری میکنند و در برابر محـرکهای خـارجی با الگـوهای مناسبی واکنش نشان میدهنـد؛ بدینسان، کلیدهای جسمانی در قفلهای ارگانیک جا داده میشوند. ولی انسانها سد و سرپنـاه میسازند، خـوراکشان را مییابند، گـروههای اجتماعیشان را سازمان میدهند و با راهنمایی دستورهایی جفت جنسیشان را پیدا میکنند که به طور ژنتیکی رمزبندی نشدهاند، بلکه با نمودارها و طرحها، دانش شکار، نظامهای اخـلاقی و داوریهای زیباییشنـاختی عمل میکنند؛ بدینسان، ساختـارهای مفهومی استعدادهای بیشکل را قالببندی میکنند.
پیدایش مفهوم علمی فرهنگ به براندازی دیدگاه سرشت انسانی انجامید که در عصر روشناندیشی بر اذهان تسلط داشت یا دستکم با از میان رفتن این دیدگاه ارتباط داشت و جایش را نظری گرفت که نه تنها پیچیدهتر، که وضوح بسیار کمتری هم دارد. از آن زمان تاکنون تلاش برای روش ساختن این نظر و به دست دادن شرح قابلفهمتری از ماهیت انسان، بر تفکر علمی در بارۀ فرهنگ حاکم بوده است. انسانشناسان که در بررسیهایشان با پیچیدگی به درجهای بسیار پیچیدهتر از آنچه تاکنون میپنداشتهاند برخوردهاند، درگیر نوعی تلاش دردناک برای سامان دادن به این پیچیدگی بودهاند.
جامعه باستان
لوئیس هنری مورگان
ترجمه: محسن ثلاثی
«از نظر بیشتر مردم نوشتهها عرصۀ تظاهر و فریبند، زیرا در این عرصه همانقدر که میکوشیم دیگران بفهمند ما میدانیم، آنان میتوانند بفهمند که ما نمیدانیم.»
چگونه به زبان جامعهشناسی بنویسیم؟ مارک ادواردز با ترجمۀ روان مهدی فرهمندنژاد؛ سعی میکند در بارۀ نگرانیهایی صحبت کند که در زمان نوشتن متون جامعهشناسی با آن روبرو میشویم.
نویسنده میداند که نمیتواند نسخهای بینقص یا دستورالعملی عمومی ارائه بدهد، اما هدفش این است که یاد بگیریم چگونه از اشتباهات ناشیانه فاصله بگیریم و از تجربیات کسانی استفاده کنیم که پیش ما، این راه را رفتهاند. کتاب با پیشنهادهایی درباره این که چگونه پرسشهایی درخور پژوهش مطرح کنیم آغاز میشود و بعد چشماندازی در بارۀ یک مقالۀ شاخص پژوهشی و دانشگاهی ارائه میکند.
«هدف این نوشته این است که کمکتان کند تا طرحهای ذهنی و ایدههایی را که در ذهنتان میگذرد، برگرفته و آنها را تبدیل به پرسشهایی قابل پژوهش کنید تا بتوان آنها را با دیگران در میان گذاشت یا برای تصمیمگیریهای مهم از آنها بهره برد.»
غریزۀ جنسی و سرکوبی آن در جوامع ابتدایی
برانیسلاو مالینوفسکی
مترجم: محسن ثلاثی
هرچـه نوشتـههای فرویـد را بیشتر خواندم، در کل به پذیرش نتایج او کمتر گرایش پیدا کردم، به ویژه آن بخش از نظریههای فروید که بیشتر از همه داغ روانکاوی بر خـود دارند. من در مقـام انسانشناس، به ویژه احساس میکنم نظریههای بلندپروازانة فروید در بارة مردم ابتدایی و فرضیات او در بارة بنیاد نهادهای انسانی و تاریخ فرهنگ، میباید بر پایة دانش درست از زندگی مردم ابتـدایی و همچنین جنبههای خـودآگاه یا ناخـودآگاه ذهن بشر استوار میبود. گذشته از اینها ازدواج گروهی، توتمیسم، پرهیز از مادرزن و جادو، هیچ یک در «ناخودآگاه» رخ نمیدهد. همة اینها وقایعی یکسره جامعهشناختی و فرهنگیاند که پرداخت نظریهپردازانة آنها به نوعی تجربه نیاز دارد که نمیتوان در اتاق مشاوره به دست آورد.
کتاب غریزه جنسی و سرکوبی آن در جوامع ابتدایی حاصل یک تحقیق و کار میدانی است که در جامه تروبریاند گینه نو واقع در اقیانوس آرام به وسیله مالینفسکی انجام میشود. این کتاب در واقع بنوعی مقایسه دو جامعه مادر تبار (در جزایر مذکور) و پدر تبار (جامعه اروپا و امریکا) و نیز مقایسه تفاوتهای طبقات مختلف جوامع کنونی با هم و با جوامع ابتداییاست. همچنین در این کتاب به وضوح ارتباط علومی همچون روانشناسی ٬ روانکاوی ٬ انسان شناسی و جامعه شناسی مورد بررسی قرار میگیرد.