چرا به دین محتاجیم
استیون تی. ازما
ترجمه: محمدرضا ابوالقاسمی
هدف این کتاب تبیین ریشههای عمیق عاطفی اعتقادات در کنار جنبههای عقلانی و اخلاقی و الاهیاتی آنهاست. نویسنده در فصل نخست و بر اساس علم عصبشناسی ماهیت شناختی باورهای دینی و دلایل پیدایش آنها را تحلیل میکند. در فصل دوم میبینیم که ادیان با عرضهی مراسم و مناسک و مفاهیم آیینی چگونه از دشواری زیستن در جهانی آکنده از رنج و رذیلت میکاهند. زندگی گروهی انسانها همواره در معرض تهدید برخی افراد لذتجوی بیاعتنا به قواعد زندگی جمعی است. فصل سوم شرحی است بر اینکه ادیان با خلق موانعی کارا در برابر این انحراف چگونه زندگی انسان را بسامان میکنند و آرامش فردی و جمعی را از طریق توصیههای مشفقانه به بردباری و بخشایش به جوامع انسانی بازمیگردانند. نویسنده با تحلیل تأثیر شیوههای متنوع مناجات و مراقبه نشان میدهد که ادیان تابآوری انسانها در برابر مصائب زندگی را تقویت میکنند و به مناسبت اعیاد مختلف شادی و شعف را برای دینداران به ارمغان میآورند. واپسین فصل کتاب به تحلیل ریشههای انطباقی خشم و خشونت دینی میپردازد. خشم ویژگی تکاملی همهی موجودات برای بقا در جهان متخاصم است. اما ادیان با مهار خشونتهای غریزی و هدایت آنها به مجاری مُجاز به بقای زندگی جمعی انسانها یاری میرسانند.
درآمدی بر نقد قوه حکم کانت
امانوئل کانت
ترجمه: محمدرضا ابوالقاسمی
غالباً میگویند ایمانوئل کانت بزرگترین فیلسوف از زمان یونان باستان است. مسلماً [فلسفهی] او طی دویست سال گذشته سلطهای تاموتمام داشته است، بدینمعنا که تأثیرش همهجا دیده میشود، هرچند امروزه اندکاند فیلسوفانی که بهمعنای اخص کانتی شمرده شوند. بهعلاوه، این تأثیر بر حوزههای مختلف فلسفه از جمله معرفتشناسی، متافیزیک، فلسفهی علم، زیباشناسی، اخلاق، سیاست، دین و تاریخ سایه افکنده است. نقد قوهی حکم، که نزدیک اواخر قرن هجدهم و در میانهی دههی ششم حیات کانت نوشته شده، بهطرقی مهم و مدون به همهی این موضوعات میپردازد. با این همه، این کتاب تا همین اواخر نادیده گرفته میشد و حتی در این روزگار نیز که تا حدودی در کانون توجه قرار گرفته غالباً بهشکل گزینشی خوانده و تدریس میشود.
این کتاب مقدمهای است بر نقد قوهی حکم، اما برای خوانندگانی نوشته شده که با فلسفه و تاریخ اندیشهها کمابیش آشنایند. هدف همانا شرح کلیت نقد قوهی حکم است، البته شرحی که نه تقلیلگرایانه است و نه باب روز و این اثر را، همانگونه که هست، در بستر کلیت فلسفهی کانت جای میدهد.