اخلاقیات: مفاهیم اخلاقی در ادبیات فارسی از سدۀ سوم تا سدۀ هفتم هجری
شارل هانری دوفوشه کور
ترجمه: محمدعلی امیرمعزی و عبدالمحمد روح بخشان
شارل هانری دوفوشه كور (متولد ۱۹۲۵میلادی) متخصص زبان و ادبیات فارسی و استاد ممتاز و بازنشسته دانشگاه پاریس 3 سوربن جدید است و مدتها نیز استاد زبان و ادبیات فارسی در انستیتو زبان های شرقی پاریس بوده است. دو فوشه کور از سال 1975 تا 1979 رئیس انجمن ایرانشناسی فرانسه در ایران بود و در سال 1978 مجله سالانه كتابشناسی آبستراكتا ايرانيكا Abstracta Iranica را بنا نهاد. وی یکی ازبزرگترین متخصصان شعر کلاسیک فارسی است و چندین کتاب و مقاله در این زمینه منتشر کرده است.
شارل هانری دوفوشه کور شاگرد هانری كُربَن و ژيلبر لازار است كه به بالاترين درجات علمی و دانشگاهی در مطالعات ايرانی دست يافته است. او رساله دکتری دوره سوم دانشگاهی را درباره « توصیف طبیعت در شعرفارسی قرن پنجم هجری» و رساله دکتری دولتی خود را در زمینه «اخلاقیات در ادبیات فارسی از بدایت آن تا پایان قرن هفتم هجری» نوشته است. در همین راستا، ترجمه وی از غزلیات حافظ یکی از شاخص ترین کارهای او در زمینه فرهنگ و ادبیات فراسی به زبان فرانسه به شمار می رود که در سال 2006 به همت انتشارات «ورديه » و با كمك مالي «مركز ملي كتاب » در پاريس منتشر شد.
شرح شطحیات
شیخ روزبهان بقلی شیرازی
به تصحیح و مقدمه از هانری کربن
ترجمه مقدمه از دکتر محمدعلی امیرمعزی
کتاب «شرح شطحیات» اثر روزبهان بقلی شیرازی یکی از مهمترین و در عین حال دشوارترین متون عرفان اسلامی است؛ متنی که در مرز میان تجربهی ناب عرفانی، زبان نمادین، و خطر کفرگویی حرکت میکند. این اثر نه صرفاً شرحی بر سخنان صوفیان، بلکه دفاعی عمیق از تجربهی باطنی و زبان پارادوکسیکال عرفان است.
در «شرح شطحیات»، روزبهان به سراغ سخنان شگفت، متناقض و گاه تکاندهندهی عارفانی چون بایزید بسطامی، حلاج، شبلی و ابوسعید میرود؛ سخنانی که به «شطح» معروفاند. شطحیات جملاتیاند که در اوج جذبه و فنا بر زبان عارف جاری میشوند؛ جملاتی که اگر با منطق فقهی یا عقل متعارف سنجیده شوند، کفرآمیز یا لااقل خطرناک مینمایند. اما روزبهان میکوشد نشان دهد که این سخنان نه از سر ادعا، بلکه از سر بیخودی و محو شدن در حقیقت مطلق صادر شدهاند.
محور اصلی کتاب، تبیین نسبت انسان و خدا در لحظهی فنا است. روزبهان بر این باور است که در اوج تجربهی عرفانی، «منِ» انسانی فرو میریزد و آنچه سخن میگوید، نه نفس فردی، بلکه تجلی حقیقت الهی است. از اینرو، شطح نه ادعای خدایی انسان، بلکه نشانهی نابودی کامل انسان در خداست. او زبان شطح را زبانی میداند که از چارچوب عقل، نحو و منطق روزمره بیرون میرود و ناگزیر به استعاره، اغراق و تناقض پناه میبرد.
از نظر معرفتشناختی، «شرح شطحیات» نقدی جدی بر عقلگرایی خشک است. روزبهان عقل را در جای خود محترم میداند، اما آن را برای فهم تجربهی عرفانی ناکافی میشمارد. حقیقت عرفانی از سنخ «چشیدن» است، نه «دانستن». به همین دلیل، شطحیات برای کسی که خود تجربهای از سلوک نداشته باشد، یاوه یا جنون جلوه میکند، اما برای اهل ذوق، حامل معنایی ژرف و صادق است.
از منظر روانشناختی، میتوان شطح را بیان زبانیِ حالتی دانست که در آن مرزهای خودآگاهی معمول فرو میریزد. روزبهان این وضعیت را نه بیماری، بلکه اوج سلامت روح میداند؛ حالتی که انسان از خودمحوری رها شده و در میدان حضور مطلق قرار میگیرد. در این نگاه، شطحیات نشانهی بحران نیستند، بلکه نشانهی عبور از محدودیتهای «من»اند.
از نظر زبانی و ادبی، کتاب نمونهای درخشان از نثر عرفانی فارسی ـ عربی است که آمیختهای از استدلال، نقل، تأویل و شهود است. روزبهان همزمان شارح، مدافع و خود عارف است؛ یعنی صرفاً دربارهی شطح سخن نمیگوید، بلکه از درون همان جهان سخن میگوید. همین امر، اثر را زنده، خطرناک و عمیق میکند.
در نهایت، «شرح شطحیات» کتابی است دربارهی جرأت گفتن حقیقت در جهانی که زبانش تنگ است. این اثر نشان میدهد که عرفان اصیل همواره در تقابل با نظمهای تثبیتشدهی فکری، دینی و زبانی قرار دارد و شطح، فریاد حقیقتی است که نمیتواند در قالبهای امن و پذیرفتهشده باقی بماند. روزبهان بقلی با این کتاب، نهتنها از عارفان پیش از خود دفاع میکند، بلکه از حق تجربهی ناب انسانی در برابر قضاوتهای سطحی نیز پاسداری میکند.