به یاد یک پرنسس (مرده)
کنیزه مراد
برگردان مریم بیات
کنیز مراد در اوایل جنگ دوم جهانی و در پاریس به دنیا آمد. مادرش پرنسس سلما، زمانی که دخترش به سن یک سال و نیمگی رسید، درگذشت. کنسول سویس، نماینده یک کشور بی طرف در پاریس اشغال شده توسط نازیها که از خارجیان بی پناه حمایت می کرد، کنیز را نیز در کنف حمایت خود قرار داد. در سال 1945 در پایان جنگ، پدر کنیز، یک راجای هندی تلاش نمود تا دخترش را با خود به هندوستان بازگرداند اما چون کنیز در یک مدرسه مذهبی درس می خواند و مانند یک دختر فرانسوی بزرگ شده تعلیم گرفته بود، راجا را قانع نمودند تا اجازه دهد دخترش به تحصیلات خود در سویس ادامه داده و همانجا اقامت گزیند و او پذیرفت. کنیز، پدرش را در هندوستان و در سن بیست و یک سالگی ملاقات کرد....
خاطرات یک گیشا (متن کامل) 💯
آرتور گلدن
ترجمه: مریم بیات
ترجمه فارسی:
شاهکاری فریبنده و خیرهکننده: رمانی نخستین و درخشان که با اصالتی بینقص و نثری شاعرانه و ظریف، در قالب اعترافات صادقانهی یکی از نامدارترین گیشاهای ژاپن روایت میشود.
نیتا سایوری، با خردِ سالخوردگی و صدایی که همزمان وهمانگیز و بهطرزی شگفتآور زنده و بیواسطه است، داستان زندگی خود را به ما میگوید. در خاطرات یک گیشا، وارد جهانی میشویم که در آن ظاهر از هر چیز مهمتر است؛ جایی که باکرگی یک دختر به بالاترین پیشنهاد فروخته میشود؛ زنانی آموزش میبینند تا قدرتمندترین مردان را افسون کنند؛ و عشق—همیشه گریزان—بهعنوان توهمی پوچ تحقیر میشود.
داستان سایوری در سال ۱۹۲۹، در روستایی فقیرِ ماهیگیری آغاز میشود؛ زمانی که او در نهسالگی، با چشمانی خاکستری-آبیِ غیرمعمول، از خانهاش ربوده و به بردگیِ یکی از مشهورترین خانههای گیشا فروخته میشود. از خلال نگاه او، قلب مجلل و فاسدِ گیون—محلهی گیشاهای کیوتو—را میبینیم: چایخانهها و تئاترهای باشکوه، کوچههای باریک پشتی، معابد آراسته و خیابانهای هنرمندان. و شاهد دگرگونی او هستیم، آنگاه که هنرهای سختگیرانهی گیشا را میآموزد: رقص و موسیقی؛ پوشیدن کیمونو، آرایش و آرایش موی پرجزئیات؛ ریختن ساکه بهگونهای که تنها اندکی از مچ دست درونی نمایان شود؛ و رقابت با رقیبی حسود برای جلب توجه مردان و پولی که با آن همراه است. اما با شعلهور شدن جنگ جهانی دوم و بسته شدن خانههای گیشا، سایوری که پولی اندک و غذایی حتی کمتر دارد، ناچار میشود بار دیگر خود را از نو بسازد تا نوعی آزادی نادر را—بر پایهی شرایط خودش—به دست آورد.
خاطرات یک گیشا کتابی است سرشار از ظرایف و استعارههای زنده، با شخصیتهایی بهیادماندنی که با طنز و اندوه جان گرفتهاند. و با آنکه داستان از جزئیات فراوان و دانشی گسترده از تاریخ بهره میبرد، آنچه در ذهن خواننده میماند، صدای شفاف و افسونگرِ سایوری است.
دستاوردی درخشان در همدلی و وقار ادبی، از نویسندهای نوظهور اما خارقالعاده.
زنی از مصر
جهان سادات
ترجمه: مریم بیات
جهان سادات، همسر محمد انور سادات خاطرات دوران کودکی خود را باز میگوید و با اشاره به تاریخ و جغرافیای مصر، به شرح وقایع و اوضاع سیاسی - اجتماعی در دوران حکومت پادشاهی میپردازد. سپس ضمن حکایت ماجرای آشنایی خود با همسرش، چگونگی شکل گرفتن سازمان افسران آزاد در مصر و کودتای ۱۹۵۲ به رهبری عبدالناصر را شرح میدهد و از ماجراهای پشت پردهٔ جنگ شش روزه میگوید.
پس از آن وقایع دوران زمامداری همسرش، و ناآرامیها و شورشهای مکرر در مصر و جنگ اکتبر ۱۹۷۳ با اسرائیل و گزینش راه صلح با اسرائیل را به تفصیل بیان میکند. خانم جهان سادات، در مقام بانوی اول مصر از سال ۱۹۷۰ تا ۱۹۸۱، جزئیاتی از مسائل پشت پرده در مصر و سرانجام ترور همسرش و پیامدهای پس از آن را شرح میدهد، روایتی از زندگینامهٔ مردی که بسیاری از مصریان او را خائن میدانند.
مثل آب برای شکلات
لورا اسکوئیول
مریم بیات
«تيتا» شخصيت اصلي «مثل آب براي شكلات» يك قرباني است. قرباني سنتها و عادات كهنه و پوسيده جامعه خود كه او را حق طبيعي و انسانياش و داشتن يك زندگي طبيعي و معمولي، محروم كرده است. بحث اصلي اين نيست كه اين سنتها روزي وجود داشته يا نه. كليد اصلي در اينجا، طرح و بيان و به نقد كشيدن تمامي سنتهاي كهنه و پوسيدهاي است كه زندگي مردم را تباه ميكند اما محافظهكاري ناشي از قدرتطلبي، مصرانه به بقاي آن اصرار ميورزد. در نتيجه خواننده اثر كه خود يا جامعه خويش را قرباني اين كهنگي و قدرتطلبي ميداند با آن احساس همدردي و همسانسازي ميكند.
یک پیام از مجوگوریه
وین ویبل
ترجمه: مریم بیات
کتاب «نامههایی از مِجوگوریه» نوشته وین وِیبل، اثری است شخصی، ایمانی و تأملبرانگیز که در مرز میان گزارش، شهادت درونی و دعوت معنوی حرکت میکند. این کتاب نه یک پژوهش الهیاتیِ رسمی است و نه اثری انتقادی یا تاریخی به معنای کلاسیک، بلکه روایت تجربه زیسته نویسنده از مواجهه با پدیدهای است که برای میلیونها نفر در جهان، نشانهای از حضور فعال امر قدسی در جهان معاصر تلقی شده است. مِجوگوریه، روستایی کوچک در بوسنی و هرزگوین، از دهه هشتاد میلادی بهسبب گزارشهای مربوط به ظهور مریم مقدس، به یکی از مهمترین کانونهای زیارت و تجربه دینی در جهان کاتولیک بدل شد و وین ویبل یکی از نخستین روزنامهنگارانی بود که نهتنها به بررسی این رویداد پرداخت، بلکه زندگیاش بهطور بنیادین دگرگون شد.
کتاب در قالب نامهها و یادداشتهایی نوشته شده که حالوهوایی صمیمی، بیواسطه و اعترافگونه دارند. ویبل مخاطب را نه با استدلالهای پیچیده، بلکه با تجربه، احساس، تحول درونی و مشاهده مستقیم همراه میکند. او از شک و تردید اولیه خود آغاز میکند؛ از نگاه یک روزنامهنگار که بهدنبال حقیقت عینی است، نه تسلیم احساسات جمعی. اما بهتدریج، آنچه کتاب را پیش میبرد، تغییر آرام اما عمیق نگاه نویسنده است؛ تغییری که نه ناگهانی، بلکه در اثر مواجهه مداوم با فضای مِجوگوریه، زائران، اعترافها، دعاها و روایتهای انسانی شکل میگیرد.
یکی از محورهای اصلی کتاب، تأکید بر پیامهای ساده اما بنیادین است: دعا، روزه، توبه، بازگشت به درون، و صلح. ویبل نشان میدهد که آنچه مِجوگوریه را متمایز میکند، نه صرفاً ادعای ظهور، بلکه تأثیری است که این مکان بر زندگی انسانها میگذارد. در روایت او، معجزه بیش از آنکه رویدادی بیرونی باشد، دگرگونی درونی انسان است؛ ترک خشونت، آشتی با گذشته، بازسازی ایمان و بازیابی معنا. از این منظر، کتاب نگاهی وجودی به ایمان دارد و دین را نه مجموعهای از احکام، بلکه تجربهای زنده و دگرگونکننده معرفی میکند.
از نظر تحلیلی، «نامههایی از مِجوگوریه» را میتوان نمونهای از ادبیات شهادت معنوی دانست؛ آثاری که هدفشان اثبات عقلانی نیست، بلکه دعوت به تجربه است. همین ویژگی، هم نقطه قوت کتاب است و هم محل نقد آن. ویبل کمتر به نقدهای رسمی کلیسایی، تردیدهای الهیاتی یا بررسیهای روانشناختی پدیده ظهور میپردازد و آگاهانه در جایگاه شاهدی درونی میایستد، نه داوری بیرونی. برای خوانندهای که به دنبال پاسخ قطعی یا تحلیل انتقادی سختگیرانه است، این رویکرد ممکن است قانعکننده نباشد؛ اما برای کسی که دغدغه معنا، ایمان و تجربه زیسته دارد، کتاب واجد نیرویی اقناعی و الهامبخش است.
در سطحی عمیقتر، کتاب بازتاب بحران معنوی انسان مدرن است؛ انسانی که در جهانی پر از خشونت، بیمعنایی و ازهمگسیختگی، به نشانههایی از امید و حضور قدسی نیاز دارد. مِجوگوریه در روایت ویبل، نه مکانی جغرافیایی، بلکه نمادی از امکان بازگشت است؛ بازگشت به سکوت، دعا، مسئولیت اخلاقی و آشتی با خویشتن. از این منظر، کتاب را میتوان واکنشی معنوی به جهان مدرن دانست؛ جهانی که عقلانیت ابزاریاش، پیوند انسان با امر رازآلود را تضعیف کرده است.
در نهایت، «نامههایی از مِجوگوریه» اثری است که بیش از آنکه خوانده شود، باید با آن همنفس شد. این کتاب مخاطب را به پذیرش یا انکار وادار نمیکند، بلکه او را در برابر یک پرسش بنیادین قرار میدهد: آیا هنوز امکان تجربه امر قدسی در جهان امروز وجود دارد؟ پاسخ وین ویبل روشن است، اما ارزش کتاب در این است که خواننده را به یافتن پاسخ شخصی خود فرامیخواند.