خاطرات خفته
پاتریک مودیانو
ترجمه: مریم سپهری
«خاطرات خفته» عنوان مجموعه روایتیست از برخوردِ راوی با شش زن در سالهای 1960 میلادی که پس از ملاقات با آنها، اثری از آنها باقی نمیماند را روایت میکند. شاید به همین دلیل از این کتاب با عنوان رمانی یاد کردهاند که حافظه را ورز میدهد و تفکرِ تکرار را در زندگی تقویت میکند. از این شش زن تنها یکی پس از شش سال برمیگردد و فرزندی نیز همراه خود دارد. شرایط این زن که نویسنده از گفتن نامش نیز خودداری میکند با مابقی شخصیتهای تفاوت دارد. راوی او را هنگام شلیک به مردی دیده و به او کمک کرده تا اسلحهاش را دور بیندازد و چند هفتهای او را پناه و بعد فراری داده تا به این ترتیب همدستش شود. نگرانی و اضطراب تا بیست سال آینده همراهش میماند، تا وقتی او را دوباره ملاقات میکند...
همین «هنر احضار خاطرات» است که جایزه نوبل ادبیات را برای مودیانو به ارمغان آورد. «خاطرات خفته» را میشود رمانی آموزشی دانست؛ مطالعاتی در باب احساسات، شفافسازی خاطره، رفتاری اسرارآمیز با درونیّات انسان.
دریایی دیگر
کلودیو مگریس
مریم سپهری
سالها گذشت، هر چند حالا ديگر ردياب، سلطان علفزار شده بود، اما روز به روز غمگينتر و پريشانتر ميشد، شبها توي خواب ميغلتيد، حرف ميزد و فرياد ميكشيد؛ گاهي اوقات بلند ميشد و در خواب راه ميرفت و شيهه اسبهاي وحشتزده هم بيدارش نميكرد. روزي او را براي پيدا كردن فرد ناشناسي كه شبهنگام يك تاجر احشام را به قتل رسانده بود خبر كردند. وي رد پاها را يافته و شروع به تعقيب كرد؛ از قرار راه كوتاه اما درهم و برهم بود و رد پاها در دو جهت رفته بودند، بعضي جاها با هم تلاقي كرده و گاهي از روي هم رد ميشدند، ولي او ميتوانست آنها را از هم تفكيك و شناسايي كند...