جاده شخصیت
دیوید بروکس
مترجم: امید کریم پور
جوهره و فلسفه بنیادین کتاب جاده شخصیت اثر دیوید بروکس، دعوت خواننده، به عنوان عضوی از جامعه بشری، به تجدید نظر در نگاهی است که به خویشتن دارد. این اثر، کتابی مسحور کننده و امیدبخش است که در عمق وجودتان نفوذ میکند.
در کتاب جاده شخصیت (The Road to Character) که از پرفروشهای نیویورک تایمز نیز بوده است، بروکس با به کمال رساندن رویکرد کتاب پیشین خود و افزودن نقاط قوتی به راهبرد رواییاش، از جمله جایگزین کردن شخصیتهای خیالی و فرضی با افراد حقیقی و شخصیتهای سرشناس، تحسین و تایید منتقدان را به خود جلب کرد.
دیوید بروکس (David Brooks) ما را به نگاهی دوباره به سویه فراموش شدهمان فرا میخواند و در این راه "فروتنی" را به عنوان صفتی کلیدی برمیشمارد، و این نه صرفاً به معنی فروتنی پیشه کردن در برابر دیگر مردمان، که به معنی پذیرش درونی ضعفها، کاستیها و نقصانهایی است که بخشی ناگزیر از ذات آدمی محسوب میگردند و هر انسانی برای دستیابی به شخصیتی قدرتمند و تزلزل ناپذیر نخست نیاز دارد که این ضعفها را به رسمیت بشناسد و سپس به مواجهه با آنها برخیزد.
کتاب جاده شخصیت اگر قرار باشد با اتکا به توضیحی چند صفحهای از محتوای آن و یا تورق سرسری آن مورد قضاوت قرار گیرد، ممکن است برای بخشی از مخاطبان، کهنه و کسالتآور جلوه کند. با پیشفرضی بدبینانه و منتقدانه، به نظر میرسد نویسنده کتاب لحنی موعظهگونه دارد و تلاش میکند مشتی پند و اندرز کلیشهای به خوانندگان بداقبالش قالب کند. اما به اعتقاد نگارنده این سطور، تکراری و حتی کلیشهای بودن یک مفهوم یا مطلب، مستقل از میزان درستی، سودمندی و ارزش آن است.
این نکته کلیدی به ویژه زمانی اهمیتی چند برابر مییابد که میزان تأثیر و کارآمدی آن مسئله کلیشهای در زمانی بحرانی رخ نشان دهد، مانند توصیههای ایمنی ابتدای پرواز که هر بار به شکلی کسالتبار توسط خدمه هواپیما با بیمیلی توضیح داده میشوند و مسافران عموماً با بیحوصلگی از آن روی برمیگردانند، اما در موقعیت نادر و کمیاب بروز فاجعه است که اهمیت آنها آشکار میشود و در این شرایط که به معنی واقعی کلمه پای مرگ و زندگی در میان است، با اتکا به همین راهکارهای کلیشهای، امکان نجات و رهایی وجود خواهد داشت.
خون روی تیرک دروازه
نویسنده: ریس ریچاردز
مترجم: بهنام جعفرزاده
کتاب داستان جنجالی ترین جام جهانی فوتبال در تمام دوران است. زمانی که آرژانتین در سال 1978 هم میزبان و هم قهرمان جام جهانی شد، درست دو سال پس از کودتای حکومتی که ایزابل پرو را برکنار کرد، در پس زمینه یک دیکتاتوری نظامی وحشیانه در این کشور بود. تحت رهبری ژنرال خورخه ویدلا، بیش از 30000 شهروند که در زمره براندازان طبقه بندی شده بودند، «ناپدید شدند». این داستان اولین قهرمانی آرژانتین در جام جهانی و جنجالهایی است که پشت آن وجود داشت. این فقط داستان و ژنرالها و ریسکهایی که برای موفقیت انجام دادند نیست. این داستان مردم است: تبعیدیان آرژانتینی، دانشجویان پاریسی، روزنامه نگاران شجاع، مادران راهپیمایی پلازا د مایو و فرزندان گمشده آنها - و کمدین های هلندی که از هزاران مایل دورتر تحریم های بین المللی را رهبری می کردند.
راز مادرم
جی. ال ویتریک
ترجمه: سمیه نصرالهی
رمان «راز مادرم» نوشته جی. ال ویتریک داستانی واقعی از زندگی یهودیانی است که طی یک اتفاق از مهلکه نازیها جان سالم به در میبرند. این داستان براساس ماجرای واقعی از زندگی فرانچسکا هالامایواست که همراه دخترش جان پانزده یهودی را در لهستان و در طول جنگ جهانی دوم نجات داد. قبل از جنگ شش هزار یهودی در لهستان ساکن بودند که تنها سی نفر از آنها توانستند از آن جان سالم به در ببرند و نیمی از آنها به دلیل کمک زنی به نام فرانچسکا موفق به نجات جان خود شدند.
این رمان ماجرای زندگی این پانزده یهودی و نحوه آشنایی و ورود آنها را به خانه امن فرانچسکا شرح میدهد. خواننده در بخشهای متفاوت که توسط راویهای مختلف روایت میشود با این پانزده یهودی آشنا میشود. نکته جالب این رمان این است که خواننده تا پایان ماجرا نمیفهمد که در حال خواندن بخشی از زندگی فرانچسکاست و خط داستانی را تا به آخر برای دانستن روابط بین این پانزده نفر دنبال میکند. در انتهای رمان خواننده با دانستن تمرکز اصلی ماجرا بر فرانچسکا غافلگیر و شگفتزده میشود.
زنی که هایکو می سرود
نويسنده : سيچو ماتسوموتو
مترجم : دومان بهرامی
در دنیای داستانهای جنایی، «جنایت کامل» همچنان آرمانی دستنیافتنی باقی مانده است. چه بهسبب یک لغزش کوچک افشا شود و چه بهدست هوش پیگیر یک کارآگاه زبده، مجرمان ناگزیر با این حقیقت روبهرو میشوند که جنایت سرانجام سودی ندارد. این مضمون در شش داستان از برجستهترین نویسندهٔ داستانهای پلیسی ژاپن، سیچو ماتسوموتو، تکرار میشود؛ جایی که او نگاههایی تازه به سازوکار ذهن جنایتکار ارائه میدهد. آنچه ماتسوموتو را مجذوب میکند، تنها انگیزههای ارتکاب جرم نیست، بلکه عوامل روانشناختیای است که به آن میانجامد. اگر به اینها عنصری از سرنوشت را نیز بیفزاییم ــ سرنوشتی که میتواند دقیقترین نقشهها را نقش بر آب کند ــ با داستانهایی روبهرو میشویم که از نظر تعلیق، قدرتی چشمگیر دارند. طنز ماجرا آنجاست که اغلب خودِ جنایتکار، درست بهواسطهٔ وسواس و احتیاط بیشازحدش، طناب دار را به گردن خویش میاندازد.
این داستانها ــ «همدست»، «چهره»، «سریالی»، «فراتر از هر سوءظن»، «صدا» و «زنی که هایکو می سرود» ــ شاهکارهایی از نظر فضاسازی دراماتیک و تعلیق موقعیتیاند. جذابیت آنها دوچندان است، زیرا دربارهٔ انسانهای معمولی با زندگیهایی یکنواختاند: یک اپراتور تلفن، یک کارمند بانک، یک میزبانِ بار. با اینهمه، هر یک بهدست سرنوشت به برخوردی تصادفی با جنایت و مرگ خشونتبار کشانده میشود. هنگامی که شخصیتها در گردابی که خود ساختهاند دستوپا میزنند، خواننده نیز ناخواسته به درون این گرداب کشیده میشود و تنها در آخرین سطر رها میگردد.
زیستن در حقیقت
نويسنده : واتسلاو هاول
مترجم : صالح واحدی
کتاب «زیستن در حقیقت» مجموعهای از جستارها، سخنرانیها و نامههای واتسلاو هاول، نمایشنامهنویس و متفکر اهل چکسلواکی و بعدها رئیسجمهور این کشور است که در بستر زندگی تحت یک نظام تمامیتخواه نوشته شده و بیش از آنکه اثری صرفاً سیاسی باشد، تاملی عمیق دربارهٔ اخلاق، مسئولیت فردی و امکان مقاومت انسانی در برابر دروغ نهادمند است. هستهٔ مرکزی کتاب بر این ایده استوار است که قدرت رژیمهای سرکوبگر نه فقط از زور، بلکه از مشارکت روزمرهٔ مردم در بازتولید دروغهای رسمی تغذیه میکند و شکستن این چرخه از نقطهای بسیار ساده اما پرهزینه آغاز میشود: امتناع از دروغ گفتن و زیستن مطابق حقیقت تجربهشدهٔ فردی.
هاول در مشهورترین جستار این مجموعه، با مثال مغازهداری که شعار ایدئولوژیک را در ویترین خود نصب میکند، نشان میدهد چگونه افراد عادی با اطاعتهای کوچک و ظاهراً بیاهمیت، در ساختن نمایشی جمعی از وفاداری مشارکت میکنند. این رفتار نه از ایمان واقعی به ایدئولوژی، بلکه از ترس، عادت و تمایل به آسودگی ناشی میشود. «زیستن در حقیقت» در برابر این وضعیت به معنای قهرمانبازی یا شورش مسلحانه نیست، بلکه تصمیمی روزمره برای هماهنگکردن گفتار و کردار با آن چیزی است که فرد واقعاً درست میداند؛ تصمیمی که نظم نمادین قدرت را از درون فرسوده میکند.
تحلیل هاول از قدرت، بهطور قابل توجهی از مدلهای کلاسیک سرکوب فراتر میرود و به نوعی همدستی ناخواستهٔ اجتماعی اشاره میکند. در این نگاه، نظام تمامیتخواه تنها زمانی دوام میآورد که شهروندان نقشهای ازپیشتعیینشده را بازی کنند و وانمود کنند همهچیز طبیعی و پذیرفتنی است. به همین دلیل، عمل سادهای مانند نگفتن شعاری که به آن باور ندارید، یا خودداری از مشارکت در مراسم نمایشی، میتواند به کنشی سیاسی بدل شود، زیرا پیوستگی ظاهری نظام را خدشهدار میکند و امکان همبستگی پنهان میان افراد ناراضی را فراهم میآورد.
از منظر اخلاقی، کتاب بر مسئولیت فرد در برابر حقیقت تأکید میکند، حتی زمانی که پیامدهای این مسئولیتپذیری سنگین است. هاول برخلاف رویکردهای فایدهگرایانه که موفقیت سیاسی یا پیروزی نهایی را معیار عمل میدانند، بر شأن اخلاقی کنش در لحظهٔ حال تمرکز دارد. عمل درست الزاماً به پیروزی فوری منجر نمیشود، اما به حفظ کرامت انسانی و امکان شکلگیری جامعهای صادق کمک میکند. در این چارچوب، حقیقت نه فقط یک امر معرفتی، بلکه شیوهای از بودن در جهان است.
از نظر سبکی و فکری، «زیستن در حقیقت» آمیزهای از تجربهٔ زیسته، تحلیل سیاسی و تأملات فلسفی است که به سنت اگزیستانسیالیستی نزدیک میشود، بهویژه در تأکید بر انتخاب، مسئولیت و اصالت فردی. هاول قدرت را نه صرفاً ساختاری بیرونی، بلکه وضعیتی میبیند که در روان و عادتهای روزمرهٔ مردم رسوخ کرده است. به همین دلیل، تغییر سیاسی نیز بدون دگرگونی در خودآگاهی و رفتار فردی ممکن نیست. این نگاه، سیاست را به قلمرو اخلاق و زندگی روزمره پیوند میزند، نه فقط به نهادها و انتخابات.
در بررسی انتقادی، برخی ممکن است رویکرد هاول را بیش از حد اخلاقگرایانه یا خوشبینانه بدانند، زیرا بر کنش فردی در برابر ساختارهای عظیم قدرت تأکید میکند و نقش سازمانیابی سیاسی، اقتصاد و فشارهای بینالمللی را کمتر برجسته میسازد. با این حال، تجربهٔ تاریخی اروپای شرقی نشان داد که همین شبکههای غیررسمی از اعتماد، صداقت و همبستگی اخلاقی بستر فروپاشی تدریجی نظامهای تمامیتخواه را فراهم کردند. از این رو، کتاب نه جایگزین تحلیلهای ساختاری، بلکه مکملی حیاتی برای آنهاست که بر بُعد انسانی سیاست نور میتاباند.
اهمیت معاصر «زیستن در حقیقت» فراتر از زمینهٔ کمونیسم اروپای شرقی است. در جهان امروز که اشکال نرمتری از دستکاری حقیقت، تبلیغات، فشار اجتماعی و خودسانسوری رواج دارد، پرسشهای هاول همچنان زندهاند: تا چه حد در بازتولید روایتهای نادرست مشارکت میکنیم؟ کجا سکوت ما به تثبیت وضع موجود کمک میکند؟ و چگونه میتوان بدون تبدیلشدن به قهرمان یا شهید، صادقانهتر زندگی کرد؟ کتاب یادآوری میکند که سیاست از لحظهای آغاز میشود که فرد تصمیم میگیرد خودش نباشد که دیگران از او انتظار دارند، بلکه آنگونه باشد که وجدانش حکم میکند.
در مجموع، «زیستن در حقیقت» اثری است که مرز میان فلسفه، اخلاق و کنش سیاسی را درهم میشکند و نشان میدهد که مقاومت لزوماً از خیابانها و تریبونها آغاز نمیشود، بلکه از انتخابهای کوچک اما پیگیر در زندگی روزمره شکل میگیرد. قدرت اصلی کتاب در این است که مسئولیت تغییر را نه به رهبران و جنبشها، بلکه به تکتک افراد بازمیگرداند و در عین حال، امکان شکلگیری تغییری جمعی را از دل همین انتخابهای فردی قابل تصور میکند.
سرزمین مامورهای مخفی (داستانهایی از پشت دیوار برلین)
آنا فاندر
نرگس حسن لی
کتاب سرزمین مأمورهای مخفی (اشتازیلند) برنده جایزه ادبی ساموئل جانسون و برنده جایزه کتاب سال گاردین و همچنین کتاب سال آلمان شده است. این کتاب به 13 زبان و در 70 کشور منتشر شده است.
«سرزمین مأمورهای مخفی» روایتی شگفت آور از انسانهایی روزگار ماست که از شقاوتها و بی رحمیها گزارش میدهد. انا فاندر در قالب داستانی تاریخی و سیاسی، زندگی در کشوری دیکتاتوری را به خوبی وصف میکند و روایتی مینویسد از آدمهایی که در برابر جمهوری دموکرات آلمان مقاومت میکنند. فاندر داستان آدمهایی را میگوید که برای پلیس دهشت آلمان شرقی کار میکنند. او به خوبی این آدمها را در کنار قربانیان قرار میدهد که برای سیستم دیکتاتوری در ردههای بالا کار میکنند و در ضمن از سیاستهای استبداد پلیس آلمان شرقی آسیب میبینند.
فاندر برای انعکاس واقعیت عینی در کتاب تحسین شدهاش به پایگاههای اشتازی میرود. و خبرچینهای اکنون پیر شده را مییابد، با کمونیستهای سرسخت به گفتوگو مینشیند، و مردمانی را پیدا میکند که سالها نقشه فرار از دیوار برلین را برسر داشتهاند یا برای فرار اقدام کردهاند. کتاب او را میتواند یک مستند نگاری مخوف و دهشت خطاب کرد، روایتی سنگین و اندوهناک، از کشوری که سفر به آنجا پاداشی بود برای رهبران احزاب چپ، از جمله ایران.
کتاب، قصهای است از داستانهایی که قرار بوده همیشه خاموش بماند، اما با تلاشهای فاندر حالا روایت شده است. داستان پلیسهایی که از مردمان مشکوک حتی، نمونهای از بوی لباس را جمعآوری میکرد تا اگر روزی به کار آمد برای جستوجو به سگها بسپارد. فاندر که یک رماننویس هم هست، توانسه از بیان واقعیت عینی بی هیچ گونه قضاوتی برآید و مستند روایی خود را با توانایی داستانگوییاش در آمیزد. شخصیتهایی واقعی را نمایان سازد بیهیچ بلندپروازی و فضایی را ترسیم کند تا مخاطب بتواند ظلمت و تباهی آن سالهای پشت دیوار را به درستی دریابد. طنز و حتی مهر ورزیدن نویسنده دربرابر افرادی که در اینجا به عنوان یک پرتره با آنها دیدار میکند مشهود است. نویسنده همچنین یک استبداد خشن و سرکوبگر را نمایان میکند، نه به عنوان شیوهای از روایت که به عنوان آسیبی در شخصیتهایی که از آنها و آنچه بر آنها رفته ، نوشته شده است.
سرزمین مامورهای مخفی: داستانهایی از پشت دیوار برلین
نویسنده: آنا فاندر
مترجم: نرگس حسن لی
برنده جایزه ساموئل جانسون برای غیرداستانی: روایتی قدرتمند از افرادی که قهرمانانه در برابر دیکتاتوری کمونیستی آلمان شرقی مقاومت کردند و از افرادی که برای پلیس مخفی آن، استاسی کار می کردند.
آنا فاندر در این داستانهای دلخراش و شخصی از زندگی پشت پرده آهنین و به ویژه زندگی زیر مشت آهنین استاسی، دولت وحشی آلمان شرقی، روایتی برنده جایزه و قدرتمند از مقاومت در برابر دیکتاتوری کمونیستی آلمان شرقی ارائه میکند.
سفر موتسارت به پراگ
نويسنده: ادوارد موريكه
مترجم: ابوذر آهنگر
در سفری به همراه همسرش به سمت پراگ برای حضور در شب افتتاحیه اجرای «دون جوانی»، موتزارت در حال چیدن یک پرتقال از باغ یک عمارت اشرافی دستگیر میشود. اما وقتی خانواده صاحبخانه متوجه میشوند با چه کسی طرف هستند، از حضور این آهنگساز مشهور خوشحال شده و او را به عروسی دخترشان دعوت میکنند. تصویرسازی زنده و پرتخیل موریکه از یک روز از زندگی موتزارت، هم جنبه طنزآمیز و هم وجه شکننده و اندیشناک این نابغه اتریشی را به تصویر میکشد.
کوه دوم (در جست و جوی یک زندگی اخلاقی)
دیوید بروکس
ترجمه: امید کریم پور
گاهي افرادي را ميبينيم كه سرشار از احساس خوشي هستند، آدمهايي كه انگار نوري درخشان از درونشان بر ديگران ميتابد. آنها مهربان، آرام، از لذتهاي كوچك سرمست و از خوشيهاي بزرگ سپاسگزار هستند. وقتي با چنين افرادي ملاقات ميكنيد، خيلي زود درمييابيد كه خوشي فقط يك احساس نيست بلكه ميتواند يك چشمانداز باشد. نوعي خوشي دائمي وجود دارد كه باعث ميشود افرادي كه مدام مشغول به خودشان نبوده و در عوض ذهن خود را رها كردهاند، به نوعي از شعف برسند. در اين كتاب من از دو كوه سخن گفتهام كه اين تلاشي است براي تببين روايت تضاد بين دو جهانبيني اخلاقي متفاوت. كوه اول يك جهانبيني فردگرايانه است كه خواستههاي نفس را در مركز قرار ميدهد. كوه دوم همان چيزي است كه شما ممكن است آن را جهانبيني رابطهگرايانه بدانيد و رابطه، تعهد و خواستههاي قلب و روح را در مركز قرار ميدهد. استدلال اصلي من اين است كه ما در رواج جهانبيني فردگرايانه زيادهروي كردهايم. ما با نگاه به خودمان بهعنوان ماهيتي خودمختار، جامعه را تكه تكه كردهايم و خود را در معرض بروز شكاف و قبيلهگرايي قرار دادهايم و به جايي رسيدهايم كه جايگاه فردي و خودبسندگي را تقديس ميكنيم و آنچه را كه در قلب و روح هر انسان از همه چيز زيباتر است، ميپوشانيم. ديويد بروكس نويسنده، منتقد و تحليلگر تحسينشدهاي است كه عموماً به خاطر سابقۀ طولانياش در قلم زدن براي نيويوركتايمز، وال استريت ژورنال، واشنگتن تايمز و نيوزويك و نيز مواضع راست ميانهاش شهرت دارد. در كتاب كوه دوم، بروكس در ادامه رويكردي كه در كتاب پيشين خود (جادۀ شخصيت) در پيش گرفته است، تلاش دارد تا در دنياي سرشار از دعوت به فردگرايي و اهميت به فضائل و دستاوردهاي شخصي، صدايي متفاوت ارائه بدهد و در جستوجوي يك زندگي اخلاقي جمعي باشد.
میل روشن هوس (گفتگو با لوئیس بونوئل)
خوزه دلاكولينا - پرز تورنت
سيمين زرگران
من تفسير فيلمهايم را براي بينندگان آزاد گذاشتهام. شايد شما مجبور باشيد من را روانكاوي كنيد تا بفهميد كه چرا اين جزئيات را در فيلمهايم گذاشتهام و چه جذابيتي برايم دارند. نكته بد اين است كه بر اساس نظر روانكاوان، من غير قابل روانكاوي هستم...
لوییس بونویل پورتولس (به اسپانیایی: Luis Buñuel Portolés) (زاده ۲۲ فوریه ۱۹۰۰ - درگذشت در ۲۹ ژوئیه ۱۹۸۳) فیلمساز اسپانیایی بود که در کشورهای اسپانیا، مکزیک و فرانسه به فعالیت میپرداخت. از جمله آثار معروف او میتوان به سگ آندلسی، ویریدیانا،میل مبهم هوس و جذابیت پنهان بورژوازی اشاره کرد.
وقتی که بونوئل در سن ۸۳ سالگی از دنیا رفت، در آگهی ترحیم او در نیویورک تایمز از او با صفاتی همچون «تابوشکن، معلم اخلاق، و انقلابی که در جوانی رهبر جنبش سورئالیسم آوانگارد بود و برای نیمقرن بعدی هم کارگردانی چیرهدست بود»، یاد شده بود. منتقد سینما، راجر ابرت، از نخستین فیلم بونوئل، تحت عنوان سگ اندلسی که در دوران سینمای صامت ساخته شده بود، به صورت «مشهورترین فیلم کوتاهی که تا به حال ساخته شده» یاد میکند و آخرین فیلم او که ۴۸ سال بعد ساخته شد، برنده جایزه بهترین کارگردان از طرف هیئت ملی نقد و بررسی فیلم و اجتماع ملی منتقدین سینما شد. اکتاویو پاز، نویسنده مکزیکی، آثار بونوئل را «پیوند تصور فیلمی با تصور شعری که یک واقعیت جدید از نوع ویرانگر و فروپاشانه ایجاد کرده» توصیف کرده است.
بونوئل که اغلب با جنبش سورئالیسم دهه ۱۹۲۰ میلادی همپیوند بود، از همان دهه تا دهه ۱۹۷۰ میلادی به ساخت فیلم مشغول بود. آثار او در دو قاره، سه زبان و تقریباً در تمام ژانرها از جمله فیلم تجربی، فیلم مستند، ملودرام، طنز، موزیکال، شهوانی، کمدی،رمانتیک، درام لباسی، فانتزی، جنایی، ماجرایی و وسترن هستند. با وجود این گوناگونی، فیلمساز جان هیوستون بر این باور بود که، علیرغم این گوناگونی در ژانر، هر یک از فیلمهای بونوئل آن چنان شاخص است که فوراً میتوان آن را تشخیص داد، یا، بر طبق گفته اینگمار برگمان، «بونوئل همیشه فیلمهای بونوئلی میسازد.
شش تا از فیلمهای بونوئل در نظرسنجی منتقدین سال ۲۰۱۲ نشریه سایت اند ساند تحت عنوان «۲۵۰ فیلم برتر همه دورانها» گنجانده شده است. ۱۵ تا از فیلمهای او هم از طرف «آنها فیلم ساختند، اینطور نیست؟» در فهرست ۱۰۰۰ فیلم برتر همه اعصار گنجانده شده است که باعث شده پس از جان فورد که ۱۶ فیلم در این فهرست دارد، در رتبه دوم قرار بگیرد. بونوئل در فهرست ۲۵۰ کارگردان برتر از همین نشریه، در رده ۱۴ قرار دارد.
همه چیز تغییر می کند
جاناتان تروپر
ترجمه: سینا بحیرایی
کتاب همه چیز تغییر میکند اثر جاناتان تروپر، رمانی روانشناسانه دربارهی پسری است که تصمیم میگیرد ازدواجی موقت داشته باشد، اما پدر دختر شرایط خاصی برای این پیوند در نظر میگیرد.
همه چیز تغییر میکند (Everything changes)، درامی خانوادگی است که زندگی "زک کینگ" را به تصویر میکشد. تجربیات دوران کودکی، عصبانیت، پدری که ناگهان ترکش میکند و نفرتی که از شغل برای او پیش میآید، تراژدی غمانگیزی را خلق کرده است. در این میان عشقی سردرگم نیز اضافه میشود.
هنر خوب زیستن (۵۲ میانبر به شادکامی، ثروت و موفقیت)
رولف دوبلي
اميد كريمپور - علياكبر نصرالهي
مردم همواره از خود پرسيدهاند كه مفهوم خوب زيستن چيست، چگونه بايد زندگي كنيم؟ اجزاي يك زندگي خوب چه چيزهايي هستند؟ نقش تقدير در اين ميان چيست؟ نقش پول چطور؟ آيا پرسش در مورد خوب زيستن بيشتر پرسشي در مورد ذهنيت ماست يا به دستيابي به اهدافمان در زندگي معطوف ميشود؟ آيا بايد فعالانه به جستجوي شادي برويم يا در عوض، صرفا از غم و ناراحتي اجتناب كنيم؟ هر نسلي به شكلي متفاوت با اين پرسشها مواجه ميشود، اما پاسخها تقريبا هميشه عميقا مايوسكننده بودهاند. چرا؟ چون ما دائما در تلاش براي رسيدن به يك اصل واحد، يك باور واحد و يك قانون واحد هستيم. در حالي كه چنين راه سهل و آساني به سوي شادكامي وجود خارجي ندارد. هنر خوب زيستن مجموعهاي از ابزارهاي كاربردي براي يك زندگي خوب است. پنجاه و دو ترفند براي رسيدن به شادكامي - از دوري گزيدن بدون احساس گناه از فناوريهاي روز گرفته تا پرداخت سرخوشانه جريمههاي پارك ممنوع - كه هدفشان ياري به شما در رسيدن به خشنودي و شادكامي است. اين نكتهها شايد نتوانند تضمينكننده يك زندگي خوب باشند، اما دست كم شانس بيشتري براي رسيدن به آن در اختيارتان ميگذارند «چيزي كه همه ما خواهانش هستيم».