نمایش همه 8 نتیجه

نمایش 9 24 36

خیانت

150,000 تومان

هارولد پینتر

ترجمه: شعله آذر

خیانت برای اولین بار در تئاتر ملی لندن در سال 1978 ساخته شد و در هر دو سوی اقیانوس اطلس به موفقیت عمومی رسید. در نیویورک جایزه حلقه منتقدان درام را به عنوان بهترین نمایشنامه خارجی و در لندن جایزه وست اند به عنوان بهترین نمایشنامه فصل را از آن خود کرد. این فیلم در سال 1983 با بازی بن کینگزلی، جرمی آیرونز و پاتریشیا هاج فیلمبرداری شد. خیانت داستان رابطه عاشقانه اما با بهترین دوست شوهرش جری را روایت می کند. علیرغم تلاش آنها برای پنهان کردن این عشق، معلوم می شود که رابرت شوهرش همیشه از آن خبر داشته است. برخلاف بسیاری از نمایشنامه های پینتر، همه اطلاعات لازم برای درک داستان و رفتار شخصیت ها به ما داده می شود. هیچ چیز مرموز یا گیج کننده ای در مورد وضعیت وجود ندارد. نکته غیرمعمول در مورد نمایشنامه این است که بیشتر در زمان به عقب حرکت می کند، از پایان شروع می شود - رابطه تمام شده است، ازدواج به هم می ریزد - و در آغاز زمانی که جری برای اولین بار عشق خود را به اما اعلام می کند، به پایان می رسد. اثر هم کمیک و هم تراژیک است. همانطور که از عنوان آن پیداست، موضوع نمایشنامه در خیانت است. به طور خاص، لایه‌های خیانت مورد علاقه نویسنده است: دروغ‌هایی که دروغ‌ها را پنهان می‌کنند و دروغ‌های دیگر را ضروری می‌کنند. هر کدام از شخصیت ها خیانت می کنند و مورد خیانت قرار می گیرند. اگرچه به سختی می توان پینتر را یک اخلاق گرا نامید، او نمایشنامه ای نوشته است که چگونه خیانت می تواند کل تار و پود روابط انسانی را آلوده و ناخوشایند کند.

گلن گری گلن راس

11,000 تومان

نام نویسنده : دیوید مامت

نام مترجم : امید روشن ضمیر

دیوید آلن مامیت (به انگلیسی: David Alan Mamet) (متولد ۳۰ نوامبر ۱۹۴۷)نمایشنامه‌نویس، فیلمنامه‌نویس و کارگردان آمریکایی است. مامیت به معبد خدایان نمایش‌نامه‌نویس این قرن تعلق دارد؛ هیچ نمایشنامه‌نویس آمریکایی دیگری، جز «تنسی ویلیامز»، با این وسعت به جلو نرفته است. او تجربه شخصی خودش را پیرامون روابط معلول خانوادگی و جهان جنایت زیرزمینی آمریکایی می‌نویسد تا بتواند درام‌های بسیاری خلق کند. دیوید مامیت ۲۲ نمایشنامه، شش مجموعه مقاله، دو رمان و ۱۴ فیلمنامه، که پنج فیلمنامه را خودش کارگردانی کرده بود- نگاشته است.

جان لار او را مردی کوچک ولی با ساختاری مقتدر یافته است، که جدیتی را به شکل ثابت و مشخص تحمیل می‌کند، تا جایی که «اد کورن» به او نشان «مامیت مستحکم» را می‌دهد.

مامیت موفق به دریافت جایزه پولیتزر برای نویسندگی نمایشنامهٔ گلن‌گری گلن راس (۱۹۸۲) (به انگلیسی: Glengarry Glen Ross) و فیلمنامهٔ فیلم سرعت شخم‌زدن (۱۹۸۸) (به انگلیسی: Speed-the-Plow) شده است.

دو زن درباره ی دشواری ارتباط با مردان سخن میگویند و دو مرد هم به جز جنسیت چیزی در سر ندارند.یکی از زنان به نام «جن»که در یک مهدکودک کار میکند...

مارا ساد

120,000 تومان

نام نویسنده : پیتر وایس

نام مترجم : محمد نجفی

پیتر وایس (انگلیسی: Peter Weiss؛ زاده ۸ نوامبر ۱۹۱۶ درگذشته ۱۰ مه ۱۹۸۲) یک نمایش‌نامه‌نویس اهل آلمان بود.

وی همچنین برنده جوایزی همچون جایزه گئورگ بوشنر شده است.

این نمایشنامه خارق العاده که بعد از درنوردیدن اروپا به آمریکا رسید بر اساس دو واقعیت تاریخی است: مارکی دوساد بدنام ، نویسنده و فیلسوف فرانسوی که در تیمارستان نمایشنامه هایش را روی صحنه میبرد و روزنامه نگار انقلابی فرانسوی ژان پل مارا که در بحبوحه انقلاب فرانسه در وان حمام به ضربه چاقو ی فردی از جناح مخالف به قتل رسید.

این نمایشنامه در نمایشنامه یک درام تاریخی نیست. بلکه در قالبی فلسفی و مدرن به معضل انقلاب می پردازد و این سوال را مطرح می کند آیا چیزهایی که برای توده مردم درست است برای رهبران نیز یکسان است. و اینکه کجا در دنیای امروز مرز رفتار و تفکر درست و معقول قرار گرفته است.

مرگ مارا (به فرانسوی: La Mort de Marat) اثری است در سبک نئوکلاسیک از نقاش چیره‌دست فرانسوی ژاک لوئی داوید که در سال۱۷۹۳ میلادی خلق و به یکی از ماندگارترین تصاویر انقلاب کبیر فرانسه تبدیل شد. این نقاشی صحنه قتل ژان پل مارا، از نویسندگان روزنامه تندروی «دوستدار مردم» و از حامیان آشکار حزب ژاکوبین (بزرگ‌ترین و پرقدرت‌ترین حزب درگیر در انقلاب فرانسه) را نشان می‌دهد.

مارا به دلیل بیماری پوستی مزمنی که داشت، بیشتر وقت خود را در وان آب سرد می‌گذراند و در همان‌جا هم به نامه‌ها و کارهای اداری رسیدگی می‌کرد. وی در ۱۳ ژوئیه ۱۷۹۳ در حالی که در حمام خانه اش مشغول نوشتن بود، توسط دختر جوانی به نام شارلوت کوردی، (از اعضای حزب میانه رویِ ژیروندیست) با ضربات چاقو به قتل رسید. بسیاری بر این باورند که مرگ مارا، جرقه‌ای بود برای شعله‌ور شدن دوره اختناق، قتل و وحشت در فرانسه، موسوم به دوران وحشت (la Terreur).

منظر پریده رنگ تپه ها

300,000 تومان

   کازوئو ایشی گورو

   امیر امجد

برنده جايزه نوبل ادبيات در سال 2017

رمان «منظر پریده‌رنگ تپه‌ها» به ظاهر ماجرایی خانوادگی است که در آن زنی ژاپنی ـ مقیم انگلیس؛ خاطراتش را از دوران جوانی باز می‌گوید و در قالب آن به روابط پیچیده خود با خانواده و همسایگان اشارت می‌کند و طی آن روایتی از تقابل سنت و تجدد در جامعه‌ای در مرحله گذار را ارایه می‌دهد. اولین رمان ایشی‌گورو مانند باقی آثار ایشی‌گورو در دو زمان روایت می‌شود؛ در زمان حال راوی در انگلیس زندگی می‌کند، شوهرش مُرده و یکی از دخترهاش خودکشی کرده. دختر دیگرش که در شهر دیگری زندگی می‌کند برای چند روز نزد راوی آمده و در زمان گذشته رابطه راوی با زن و دختر همسایه‌شان در ژاپن بعد از جنگ جهانی روایت می‌شود.

داستان با این جملات آغاز می‌شود: «نیکی، اسمی که بالاخره روی کوچک‌ترین دخترم گذاشتیم، مخفف چیزی نیست؛ فقط توافقی بین من و پدرش. جالب این‌جاست پدرش بود که دنبال اسمی ژاپنی می‌گشت، و من شاید به خاطر این خودخواهی که نمی‌خواستم گذشته را به یاد آورم روی اسمی انگلیسی پافشاری می‌کردم. بالاخره با نیکی موافقت کرد، معتقد بود این اسم حال‌وهوایی شرقی دارد. نیکی امسال، در ماه آوریل، وقتی روز‌ها هنوز سرد بود و سوزن‌ریز باران بیداد می‌کرد، به دیدنم آمد. شاید هم می‌خواست بیشتر پیشم بماند، نمی‌دانم. اما خانهٔ من در بیرون شهر و سکوتی که آن را در بر گرفته بود، حوصله‌اش را سر برد، و چیزی نگذشت که آشکارا برای بازگشت به لندن بی‌تابی می‌کرد. بی‌حوصله به صفحه‌های کلاسیکم گوش می‌داد و خودش را با مجلات مختلف مشغول می‌کرد. تلفن مرتب برایش به صدا درمی‌آمد، از روی فرش جستی می‌زد – اندام لاغر و استخوانی‌اش به پیراهن تنگش چسبیده بود – و همیشه حواسش جمع بود که در را پشت سرش ببندد تا حرف‌هایش خدای نکرده به گوشم نرسد. بعد از پنج روز رفت…»

ناتور دشت 💯

0 تومان

نام نویسنده : جی دی سلینجر

نام مترجم : محمد نجفی

رمان «ناتور دشت» اثر جروم دیوید سالینجر یکی از مهم‌ترین و بحث‌برانگیزترین آثار ادبیات قرن بیستم است که با روایت صمیمی، تلخ و گاه طغیان‌گرانه‌ی نوجوانی به نام هولدن کالفیلد، بحران هویت، تنهایی، ریاکاری اجتماعی و اضطراب گذار از کودکی به بزرگسالی را به شکلی عمیق و ماندگار به تصویر می‌کشد. داستان در چند روز از زندگی هولدن می‌گذرد؛ نوجوانی که از مدرسه اخراج شده و پیش از بازگشت به خانه، در شهر سرگردان است. این سرگردانی بیرونی بازتابی از آشفتگی درونی اوست؛ ذهنی که مدام میان خشم، دلسوزی، نفرت از جامعه و میل به معصومیت در نوسان است.

روایت اول‌شخص و زبان محاوره‌ای هولدن مهم‌ترین عامل نزدیکی خواننده به جهان ذهنی اوست. سالینجر آگاهانه از نثری ساده، شکسته و گاه تکرارشونده استفاده می‌کند تا حس گفت‌وگوی زنده و اعتراف‌گونه‌ای ایجاد شود؛ گویی خواننده مستقیماً پای درد دل نوجوانی نشسته که از «قلب مصنوعی» جهان بزرگسالان بیزار است. واژه‌ی کلیدی در جهان‌بینی هولدن «قُلابی» یا «ریاکارانه» بودن است؛ او تقریباً همه‌چیز را متهم به تصنع می‌کند: مدرسه، روابط اجتماعی، موفقیت، حتی گفت‌وگوهای روزمره. این حساسیت افراطی به ریاکاری را می‌توان هم نشانه‌ی اخلاق‌گرایی خام نوجوانانه دانست و هم واکنشی دفاعی در برابر جهانی که برای او تهدیدکننده و سرد به نظر می‌رسد.

در مرکز رمان، اندوهی عمیق از فقدان قرار دارد؛ مرگ برادر کوچک‌تر هولدن، الی، زخمی است که هرگز التیام نیافته و بخش بزرگی از خشم و افسردگی او را توضیح می‌دهد. الی نماد پاکی و معصومیتی است که هولدن حس می‌کند جهان آن را نابود می‌کند. از همین‌جاست که استعاره‌ی مشهور «ناتور دشت» شکل می‌گیرد: هولدن خیال می‌کند شغل رؤیایی‌اش این است که در دشتی پر از کودکان بازیگوش بایستد و نگذارد آن‌ها از لبه‌ی پرتگاه سقوط کنند. این تصویر، چکیده‌ی میل او به متوقف کردن زمان و حفظ کودکی است؛ تلاشی ناامیدانه برای مقاومت در برابر اجبار رشد، بلوغ و ورود به جهانی که از نظر او آلوده و دروغین است.

رمان در سطحی روان‌شناختی نیز بسیار غنی است. هولدن نشانه‌های آشکاری از افسردگی، اضطراب، بی‌خوابی و نوعی بیگانگی عاطفی دارد. او از یک‌سو مشتاق ارتباط است و مدام به دنبال هم‌صحبت می‌گردد، و از سوی دیگر هر رابطه‌ای را با بدبینی و طرد قطع می‌کند. این تضاد، وضعیت کلاسیک انسانی است که هم از تنهایی رنج می‌برد و هم از صمیمیت می‌ترسد. در این معنا، «ناتور دشت» فقط رمانی درباره‌ی نوجوانی نیست، بلکه روایتی از شکنندگی روان انسان مدرن است که در جامعه‌ای فردگرا و رقابتی، احساس بی‌پناهی می‌کند.

از منظر اجتماعی، رمان نقدی تند بر ارزش‌های طبقه‌ی متوسط جامعه‌ی پس از جنگ است؛ جهانی که موفقیت، ظاهر آراسته و سازگاری اجتماعی را می‌ستاید، اما نسبت به رنج‌های درونی بی‌اعتناست. هولدن با آنکه خود از خانواده‌ای مرفه می‌آید، هیچ پیوند عاطفی با این ارزش‌ها برقرار نمی‌کند و همین بیگانگی، او را به حاشیه می‌راند. با این حال، نویسنده از هولدن قهرمانی آرمانی نمی‌سازد؛ او خودخواه، قضاوت‌گر و گاه آزاردهنده است. قدرت رمان در همین دوگانگی است: ما هم با او همدلی می‌کنیم و هم محدودیت‌ها و نابالغی‌اش را می‌بینیم.

پایان رمان عامدانه مبهم و غیرقهرمانانه است. هیچ دگرگونی بزرگ یا نجات معجزه‌آسایی رخ نمی‌دهد. تنها نشانه‌ی امید، صحنه‌ای است که هولدن خواهر کوچکش را در حال چرخیدن روی چرخ‌وفلک می‌بیند و برای نخستین‌بار به جای کنترل جهان، فقط تماشا می‌کند. این لحظه‌ی پذیرشِ محدود اما انسانی، نشان می‌دهد که شاید رشد به معنای رها کردن وسواسِ نجات دیگران و پذیرفتن ناتمامی زندگی باشد.

از نظر جایگاه ادبی، «ناتور دشت» به یکی از متون بنیادین ادبیات نوجوان و نیز ادبیات اندیشه‌محور درباره‌ی بیگانگی انسان بدل شده است. هولدن در تبار شخصیت‌هایی می‌ایستد که با پوچی، تنهایی و جست‌وجوی معنا دست‌وپنجه نرم می‌کنند، بی‌آنکه به دستگاه‌های منسجم فلسفی پناه ببرند؛ نوعی نیست‌انگاری عاطفی و اخلاقی که بیشتر فریاد است تا نظریه. شاید به همین دلیل است که نسل‌های مختلف، به‌ویژه خوانندگانی که خود در آستانه‌ی گذارهای روانی و هویتی‌اند، هنوز با این صدا احساس خویشاوندی می‌کنند.

در نهایت، ارزش ماندگار رمان نه در طرح داستانی پیچیده یا رخدادهای پرهیجان، بلکه در صداقت دردناک صدایی است که از ناتوانی در کنار آمدن با جهان سخن می‌گوید. «ناتور دشت» یادآور این حقیقت تلخ و انسانی است که بلوغ همیشه با فقدان همراه است و حفظ معصومیت، اگر هم ممکن باشد، تنها در لحظه‌های کوتاه همدلی، نگاه مهربان و پذیرش ناتوانی خود و دیگران رخ می‌دهد. این رمان مرثیه‌ای است برای کودکی از دست‌رفته و اعترافی صریح به ترس از زندگی در جهانی که بیش از حد سریع و بی‌رحم بزرگ می‌شود.