گفتارها
نيكولو ماكياولی
ترجمه: محمدحسن لطفی
عدهاي معتقدند «شهریار» از ميان آثار متعدد ماکیاولی، اصلیترين آنها محسوب نميشود، بلكه «گفتارهایی در باب ده کتاب اول تاریخ تیتوس لوی» يا همان «گفتارها» را بايد كتاب اصلياش به شمار آورد.
او در اين كتاب به شرح انديشهها و عقايدش در باره تمامي موضوعات سياست نظير سياست داخلي و خارجي و نظام حكومت، زمينههاي قدرت حاكمه، قانون اساسي و جنگ پرداخته است.
ماكياولي در اين كتاب با ذكر مثالهاي تاريخي و واقعيات روزمره، به نقش قدرت در سياست پرداخته، استقلال قوانين سياست از قواعد اخلاقي را از امور ضروري معرفي ميكند.
او در آغاز هر فصل از اين كتاب كه سند پايهگذاري علم سياست بر اساس روش استقراست، يكي از وقايع تاريخ روم را از كتاب «تيتوس ليويوس» روايت كرده، نظريات سياسياش را مانند ملاحظاتي بر آن واقعه باز مينمايد.
اين انديشمند نامدار ايتاليايي که دنيا را واجد اصالت ميدانست و قدرت را مهمترين اصل در دنيا برميشمرد، هدفش از نوشتن كتاب «گفتارها» را پي بردن به عوامل و مولفههايي ميداند که در آن دوران منجر به شكلگيري و تحكيم موقعيت مسلط، چيره و برتر امپراتوري روم باستان شدند.
كتاب نخست اين فيلسوف سياسي ايتاليايي قرن شانزده «شهريار» نام دارد كه چهره زمامدار مطلوب و مورد نظر ماكياولي را به تصوير كشيده، رهنمودهاي سرکوب مردم برای حفظ قدرت و تظاهر به اخلاق و آزادی و مردمداری را بيان ميكند.
کتاب «گفتارها»ي او درباره آزادی و فضايل آن است. ماکیاولي در اين کتاب از جمهوری روم و آزادیهای آن و از حق مردم برای تصمیمگیری در امور سیاسی و مدنی دفاع كرده است. به همين دليل عدهاي معتقدند كتاب «گفتارها» نشانگر تحول ماكياولي و در تناقض با كتاب نخست اوست. نكته قابل توجه ديگر اين كه ماكياولي نوشتن «گفتارها» را پيش از «شهريار» آغاز كرد، اما به اين دليل كه نوشتن كتاب زمان زيادي نياز داشت، به طور موقت آن را كنار گذاشت و مشغول نوشتن «شهريار» شد.
ماندراگولا
نوشته نیکولو ماکیاولی
ترجمه هوشنگ پیرنظر
ترجمه اشعار از بهمن فرسی
نیکولو ماکیاولی نماشنامه «ماندراگولا» را در سال 1518 به رشته تحریر در آورد
ماکیاولی در این کتاب به سراغ نهاد خانواده می رود و آشفتگی و فساد پیشرفته آن را در صور حوادثی رخنمون می نماید .
در این داستان که آن را می توان یک کمدی سیاه نامید فساد ریشه تنیده در نهاد خانواده – دین و حتی حقوق مورد قبول جامعه ( نیکیا یک حقوقدان پیر بود ) را شاهد هستیم . تزلزل و فسادی که مطمئنا بیانگر تحولی اساسی در ساختار های جامعه مورد نظر می باشد . و فسادی که به خصوصی ترین و بنیادی ترین نهاد جامعه یعنی خانواده و نیز قابل اتکا ترین نهاد اجتماعی یعنی دین رخنه نموده و هر دو توجیه گر و مشوق این فساد و انحراف نیز هستند . ( تشویق شوهر ، مادر و کشیش اقرار نیوش لوکرشیا ) .
احتمالاً بعد از نگارش شهریار که بیانی مستقیم داشته و در حوزه های جامعه شناسی و سیاسی ساکن گردید ، بهره گیری ماکیاول از زبان هنر آن هم به تلخی آمیخته با طنز بیانی سمبلیک از اوضاع خود و جامعه اش بوده . جامعه ایی که راه های پاکدامنی و خوب ماندن را بر فرد می بندد و خودی که در معرض تهاجم مقاومت ناپذیر انواع فسادها می باشد . و این چنین است که در چنین اوضاعی فرزند نامشروعی به دنیا می آید که واقعاً متعلق به هیچکس نیست .