خاطرات مسکو
والتر بنیامین
ترجمه: یوسف نوری زاده
زندگی والتر بنیامین، منتقد ادبی و فیلسوف آلمانی–یهودی (۱۸۹۲–۱۹۴۰)، بهراستی تمثیلی تمامعیار از سرنوشت اندیشه و ادبیات در قرن بیستم است. سیر پرپیچوخم فکری او سرانجام با مرگِ خودخواستهاش در مرز فرانسه و اسپانیا، در حالی که از دست نازیها میگریخت، به پایان رسید؛ اما پیش از آن، او سفری به اتحاد جماهیر شوروی انجام داده بود. گزارش خیرهکنندهای که بنیامین از این سفر بهجا گذاشته، در میان نوشتههای او جایگاهی منحصربهفرد دارد، زیرا در آن با صراحتی بیرحمانه با انگیزهها و وجدان خود درگیر میشود.
شاید مهمترین دلیل این سفر، دلبستگی او به آسیا لاتسیس، بلشویک لتونیایی، بود که نخستینبار در سال ۱۹۲۴ در کاپری با او آشنا شده بود و در سراسر دهههای بیست و سی میلادی تأثیری مهم، هم فکری و هم اروتیک، بر زندگی بنیامین داشت. آسیا لاتسیس در مسکو زندگی میکرد و بهسختی از راه روزنامهنگاری امرار معاش مینمود، و دفترچه خاطرات بنیامین، در یک سطح، روایت رابطهای عاشقانه و مازوخیستی با این معشوق گریزان ـ و چندان همدلیبرانگیز ـ است. در سطحی دیگر، این دفتر خاطرات داستان یک دلباختگی ناکام با انقلاب روسیه است؛ چرا که بنیامین نهتنها برای آشنایی مستقیم با جامعه شوروی به روسیه سفر کرده بود، بلکه میخواست در نهایت درباره پیوستن یا نپیوستن به حزب کمونیست تصمیم بگیرد. یادداشتهای او معضل نویسندهای را ترسیم میکند که مجذوب وعدههای انقلاب شده، اما حاضر نیست چشم خود را بر کاستیهای انسانی و نهادی آن ببندد.
دفتر خاطرات مسکو چیزی فراتر از ثبت تردیدهای ایدئولوژیک است؛ ارزش ادبی آن نیز چشمگیر است. بنیامین یکی از بزرگترین چهرهپردازان شهریِ قرن بیستم بهشمار میآید و تصویر او از مسکوی زمستانزده در کنار تصویرپردازیهای درخشانش از برلین، ناپل، مارسی و پاریس جای میگیرد. برای دانشجویان و پژوهشگران این دوره خاص و حساس تاریخی، روایت شاهدانه بنیامین از مسکو اثری بهغایت روشنگر و آموزنده است.
خیابان یک طرفه
والتر بنیامین
ترجمه: حمید فرازنده
والتر بندیکس شونفلیس بنیامین (به آلمانی: Walter Bendix Schönflies Benjamin) (۱۵ ژوئیه ۱۸۹۲–۲۷ سپتامبر ۱۹۴۰)فیلسوف، مترجم، نویسنده، برنامهساز رادیو وزیباییشناس مارکسیست آلمانی-یهودی و از اعضای مکتب فرانکفورت بود. وی یکی از منتقدین فرهنگی، دانشمندان ادبی، و ژورنالیستهای اجتماعی نیمه اول قرن بیستم آلمان بود. وی از منتقدان امپریالیسم در غرب بود و به مبارزه با سرمایهداری پرداخت. بنیامین به نقد ابزارها و نمودهای سرمایهداری میپرداخت و آنها را موجب بروز تحولاتی خاص و غالباً منفی در پروسهٔ تحولات اجتماع میدانست.
والتر بنیامین در سال ۱۸۹۲، میانِ یک خانوادهٔ مرفه یهودی در برلین به دنیا آمد. او در دانشگاه:فلسفه، تاریخ هنر، و ادبیات خوانده بود. موضوع دکترای او مفهوم نقد هنری در رمانتیک آلمان نام داشت. او در جوانی مدتی خود را با عرفان و فلسفه در دین یهود مشغول کرد. از سال ۱۹۷۲ مجموعه آثار او با کمک آدورنو در دسترس علاقهمندان قرار گرفته است.
او در سالهای ۱۹۳۰–۱۹۲۰ بستگی نه چندان محکمی با مکتب فرانکفورت داشت، هر چه کهگادامر و هورکهایمر به تحلیلهای بنیامین خرده میگرفتند و معتقد بودند که تحلیلها به اندازه کافی دیالکتیکی نیستند و همین منتقدان بیش از هر کس دیگری منجر به شهرت او در نهضت ضد مارکسیستی پسامدرنیستی شدند.
بعدها با انتشار کامل آثار بنیامین به مرور اهمیت وارزش افکاراو بخصوص از منظر سیاسی-الهیاتی مشخصتر گردید. منظری که امروزه کسانی چون اگامبن پروژهٔ فکری خود را در آن سمت و سو ادامه میدهند.
مدفن والتر بنیامین
در ۲۷ سپتامبر ۱۹۴۰، به علت فرار از فاشیسم آلمان، درمرز فرانسه – اسپانیا، دستگیر و برای فرار از تحویل به نیروی گشتاپوی آلمان، دست به خودکشی زد. ظاهراً وی تعداد زیادی قرص مرفین به مصرف رسانده بود ولی تا کنون مرگ او مرگی مشکوک به نظر میرسد. اخیراً توسط استفان شوارتز این نظریه مطرح شد که او توسط پلیس مخفی استالین به قتل رسیده است. این واقعیت که او در قسمت اختصاص داده شده به قبرستان کاتولیکها دفن شده است، مبین این واقعیت است که علت مرگ او خودکشی اعلام نشده است.