از چشم نابینایان
آندره ژید، دنی دیدرو، گرت هوفمان
اسکندر آبادی
از چشم نابینایان کتابی است درباره نابینایی و شامل چهار بخش. بخش اول رسالهای است از دنی دیدور، فیلسوف نامدار دوران روشنگری، که در آن به شکل ویژه به نابینایی و جوانب مختلف آن پرداخته است.
بخش دوم داستان سقوط کوران است نوشته گرت هوفمان، که گوشهای از تاریخ هنر را دستمایه قرار داده و روند شکلگیری تابلوی معروفی از پیتر بروگل را با ظرافت بازگو کرده است.
سپس داستان سمفونی پاستورال آندره ژید آمده که قصه زندگی دخترکی نابیناست و از مشهورترین آثار این نویسنده فرانسوی به شمار میرود.
بخش پایانی کتاب نیز مصاحبهای مفصل با اسکندر آبادی، گردآورنده این کتاب، است که خود نابیناست و در این مصاحبه از جوانب مختلف نابینایی میگوید.
پرده خوان
گرت هوفمان
ترجمه: محمد همتی
به سینما علاقهمند هستید؟ با تاریخ سینما آشنایید؟ ترجیح میدهید صرفاً یک فیلمبین باشید یا دربارۀ تاریخ توسعۀ سینما به عنوان جدیدترین شکل بیان هنری مطالعه کنید؟ اشتباه نکنید. کتابی که میخواهیم به شما معرفی کنیم تاریخ سینما نیست. با اینکه میتواند بخشی از تاریخ آن نیز قلمداد شود. این کتاب به نظریههای سینمایی نیز ربطی ندارد. این کتاب صرفاً رمانی از گرت هوفمان است. اتوبیوگرافی از بخشی از مهمترین سالهای کودکی او در آلمان نازی. از دهۀ سی تا اواسط دهۀ چهل میلادی. پدربزرگ هوفمان یک پردهخوان بود. پردهخوان در سالهای اولیۀ اختراع سینما به کسی اطلاق میشد که در مقابل پردۀ سینما میایستاد و داستان فیلم را برای تماشاگران تعریف میکرد. این سنتی بود که پس از ناطق شدن سینما از مُد افتاد و عملاً فراموش شد. چرا که با ناطق شدن سینما دیگر کسی نیازی به شرح داستان فیلمها نداشت. پدربزرگ او نیز از این قاعده مستثنی نبود. هر چند طبق توصیف هوفمان، او بسیار کوشیده است که جلوی نمایش فیلمهای ناطق را در شهر محل زندگی خود بگیرد. کوششی عبث.
«پردهخوان» گرت هوفمان شرح این تراژدی کوچک تاریخ سینماست. او در این کتاب با دستاویز قرار دادن زندگی کارل هوفمان؛ پدربزرگش و روابط شخصیاش با او بخشی از تاریخ ملتهب امپراطوری رایش را نیز روایت کرده است.
«پردهخوان» رمانی است که احتمالاً سینما دوستان را بسیار خوش میآید. هم به دلیل جذابیتهای منحصربفرد نثر هوفمان و هم به دلیل روایتی شخصی از تاریخ سینما. بخشی مهجور و ناپیدا از آن. سینما در ادبیات و ادبیات در سینما.