استاد
یاسوناری کاواباتا
ترجمه: مانی پارسا
<گو> بازی استراتژیکیست که در آن بازیکنان میکوشند سنگهای سیاه یا سفید حریف را محاصره کنند. اصول گو ساده اما اجرای آن بس پیچیده است و گویای حساسیت ژاپنی. یاسوناری کاواباتا در این رمان/وقایعنامه مسابقهٔ استاد محترمِ شکستناپذیری را با بازیکنی جوان و مترقی دستمایه کرده است تا لحظهای را به تصویر بکشد که در آن سنتهای صُلب ژاپن امپراتوریایی با هجوم سدهٔ بیستم مواجه میشوند. رقابت استاد و حریفش چند ماه به طول میانجامد و در خلالِ بازی تنشهایی پیش میآید که جز بازیکنان، خانواده و نزدیکان آنها را نیز در خود فرومیکشد و مسابقه را به دوئلی تبدیل میکند که سرانجامی ندارد جز مرگ یکی از بازیکنان.
استاد رمانیست با جزئیات درخشان، هم آمیخته به تعلیق و هم آرام، مرثیهای برای کل یک جامعه، تحریرشده با ایجازی شاعرانه و فراستی روانشناسانه، که جایزهٔ نوبل ادبیات را برای کاواباتا به ارمغان آورد.
خانه خوبرویان خفته
نام نویسنده : یاسوناری کاواباتا
نام مترجم : رضا دادویی
خانه خوبرویان خفته (به ژاپنی: 眠れる美女) داستان بلندی از یاسوناری کاواباتا نخستین نویسنده ژاپنی برنده نوبل است. این داستان بلند در ۱۹۶۱ منتشر شده است.
او در کودکی (تا ۹ سالگی) خویشاوندان خود از جمله مادر، پدر مادربزرگ و تنها خواهرش را از دست داد؛ که دلیل حس انزوا و درون مایه مرگ در اکثر آثارش را همین یتیمی زودهنگام دانستهاند.
او در سال ۱۹۲۴ از دانشگاه امپراتوری توکیو در رشته ادبیات فارغالتحصیل شد. اولین اثر موفق او (رقاصه ایزو) را در سال ۱۹۲۵ به چاپ رسید.
در سال ۱۹۴۵ یکی از بهترین آثارش (آوای کوهستان) را نوشت و در سال ۱۹۶۸ موفق به دریافت جایزه نوبل شد. دربارهٔ خودکشی یوکیو میشیما دوست نزدیک خود گفت: «هرچه هم انسان از جهان بیگانه باشد خودکشی راه حل نیست. هر چه آدمی که خودکشی کرده در خور ستایش باشد باز هم بسیار دور تر از قدیسان جای دارد.»
وی که سالها از ضعف جسمانی شدید رنج میبرد در ۱۶ آوریل ۱۹۷۲ در شهر زوچی به وسیله گاز خودکشی کرد.
گابریل گارسیا مارکز: تنها رمانی که آرزو داشتم نویسنده اش باشم رمان خانه خوبرویان خفته است. اگر چه که من نمیتوانم این موضوع را تفسیر کنم و حتی در تنها سفری که به ژاپن داشتم نتوانستم آن را تفهیم کنم؛ ولی برای خودم امری واضح و روشن است.
یوکیو میشیما: خانه خوبرویان خفته به راستی شاهکاری یگانه است؛ و این یگانگی علاوه بر محتوایی غیر معمول و خاص، به خاطر کمال آن در ارایه فرمی ویژه است. اثری که نکتههایی شگرف را در هزارتوی درونش نهفته دارد. کاواباتا با فراتر رفتن از احساسات و شهوات، سعی در آشگار ساختن جوهره و خصلت شقاوت و بی رحمی درون آدمی دارد.