نمایش همه 6 نتیجه

نمایش 9 24 36

ادوار مجالس قانونگذاری در دوران مشروطیت (۲ جلدی)

تومان 4,500,000

یونس مروارید

 کتابی که در دسترس خوانندگان گرامی قرار گرفته است،مجموعه ای است از بررسی رویدادها بیست و چهار دوره قانون گذاری مجلس شورای ملی،که در نوع خود میتواند یکی از منابع مورد استفاده محققان،دانش پژوهان و دانشجویان باشد.

چگونه‏ خدا را بشناسیم

تومان 0

دیپاک چوپرا

مترجمان: زهره فتوحی- فرخ سیف بهزاد

رهایی (مراقبه برای نجات از وابستگی‌های ناسالم)

تومان 0

نام نویسنده : ملودی بیتی

نام مترجم : مهدی قراچه داغی

کتابی که اینک در دست مطالعه دارید، کتابی است در رابطه با مراقبه. از جمله اهداف این کتاب یاری نمودن و راهنمایی کردن مطالعه کنندگان می باشد تا بتوانند همه روزه لحظاتی را برای به خاطر آوردن آنکه می دانند صرف کنند. زندگی آموزگار خوبی است. می خواهد مطلبی یاد بگیریم. درسهایی که زندگی به ما می آموزد، همان درسهایی است که به آموختنش نیاز داریم. بعضی ها معتقدند این درسها را برای ما انتخاب کرده اند.

فرقه دموکرات آذربایجان از تخلیه ی تبریز تا مرگ پیشه وری: خاطراتی از شهود عینی به انضمام اسناد منتشر نشده

تومان 0

شاهرخ فرزاد

فرقه دموکرات آذربایجان (به ترکی آذربایجانی: آذربایجان دموکرات فرقه‌سی) نام حزبی سیاسی است که در ۱۲ شهریور ۱۳۲۴ در تبریز، سه ماه پس از فرمان محرمانه دفتر سیاسی کمیته مرکزی اتحاد شوروی در تبریز اعلام موجودیت نمود. این حزب با انتشار بیانیه‌ای ۱۲ ماده‌ای به زبان‌های ترکی و فارسی به رهبری جعفر پیشه‌وری و همراهی چندین فعال سیاسی آذربایجانی دیگر تشکیل شد. اختیارات گسترده‌تر محلی از لحاظ اداری، تدریس زبان ترکی آذربایجانی در مدارس در کنار زبان فارسی و اصلاحات ارضی و اقتصادی از جمله مهم‌ترین خواسته‌هایی بود که در توضیح اهداف و خواسته‌های این تشکل جدید سیاسی عنوان شده بود. ماجرای تأسیس و نابودی حکومت خودمختار آذربایجان توسط فرقه به بحران ایران که یکی از سرآغازهای جنگ سرد بود معروف است. تأسیس این گروه بر اساس تصمیم دفتر سیاسی حزب کمونیست شوروی انجام شد و فرقه مورد حمایت شوروی قرار داشت.

مراغه (افرازه رود)

تومان 2,500,000

تحقیق و نگارش: یونس مروارید

مصور - اوضاع طبیعی ، اجتماعی ، اقتصادی و تاریخی

کتابی است که به بررسی اوضاع طبیعی - اجتماعی - اقتصادی - تارخی - فرهنگی شهر مراغه و آداب و رسوم مردم این شهر میپردازد.

مَراغه یکی از شهرهای استان آذربایجان شرقی و مرکز شهرستان مراغه است. مراغه در کنار رودخانه صوفی چای و در مشرق دریاچه ارومیه و بر دامنه جنوبی کوه سهند قرار گرفته‌است.

این شهر با ۲۳۵٬۷۰۲ نفر جمعیت و ۲۵ کیلومتر مربع مساحت، بزرگ‌ترین و پرجمعیت‌ترین شهر استان آذربایجان شرقی پس از کلان‌شهر تبریز است. شهر مراغه در ۱۳۵ کیلومتری مرکز استان، واقع شده‌است.

اوج شهرت نام مراغه به عهد هلاکوخان می‌رسد. در دوره هلاکوخان و در زمانی که مراغه به عنوان پایتخت برگزیده شده بود با تقاضا و تشویق دانشمند بزرگ ایرانی خواجه نصیر الدین طوسی معتبرترین مرکز علمی جهان یعنی رصدخانه مراغه در یکی از تپه‌های شمال غربی مراغه احداث گردید که قبل از ویرانی یکی از بزرگ‌ترین مراکز پژوهشی و نجومی زمان خود در جهان بود.

مرگ در بابل عشق در استانبول

تومان 0

اسکندر پالا

ترجمه: رویا پور مناف

500,000 جلد از اين رمان در جهان به فروش رفته است.

ذوق و شوق نظافت داشت و از پذیرائی کردن لذت می‌برد به نسبت درآمدی که از کار کتاب داری خود داشت خیلی جوانمرد و دست و دلباز بود فضولی با شنیدن خبر مرگ او بر اثر مسمومیت و پیش از بازگشت به مدرسه و حجره محل اقامت خود و تصمیم گیری برای بررسی مجدد آن خنجر با خود فکر می‌‌کرد:
"اولاً که او آن طور که دربان می‌گفت مسموم نشده بود او زهری را که در انگشترش داشت خورده بود "
و با خود افسوس خورد:
"خدایا چقدر ساده بودم که فکر کردم در انگشترش با خود مواد مخدر به همراه دارد"؛ اما این پیر مرد چرا باید خودکشی می‌‌کرد؟ اگر با حاکم عثمانی جدید مشکلی نداشت پس در این صورت مرگ او در هاله‌ای از ابهام باقی می‌ماند. کسانی که سراغ او را از دربان گرفته بودند احتمالاً دنبال خنجر می‌‌گشتند. این فکر حتی برای یک لحظه او را رها نمی‌‌کرد ترس تمام وجودش را فرا گرفته بود شاید هم به همین دلیل بود که تصمیم گرفته بود خنجر را مجدد بررسی کند. این خنجری که در میان دستان او بود شباهتی به خنجر اهالی کربلا که به طور مرسوم برای تکمیل و زینت لباسشان و در ناحیه شکم بر روی کمربندشان می‌‌بستند و با شاخ قوچ ساخته می‌‌شد نداشت، معلوم بود که این خنجر یک خنجر عتیقه است. این روزها کسی چنین خنجری نمی‌‌ساخت شاید این یکی از شاهکارهای هنری استاد کارانی بود که شمشیر‌‌های مرصع و نادیده‌‌ای را که به شاهان ایرانی هدیه داده می‌‌شد، می‌‌ساختند سنگهای تزئینی روی آن به نظر او خیلی خاص بودند وقتی با دقت به دسته خنجر نگاه می‌‌کردی، متوجه می‌‌‌‌شدی که تصویر دست راستی روی آن است که انگشت انگشتری و انگشت کوچک آن از هم جدا و انگشتهای میانی به هم چسبیده هستند قبلاً هرگز به این موضوع دقت نکرده بود این دست نشانه ی چه چیزی می‌‌توانست باشد؟ آیا ممکن بود یکی از آن نشانه‌‌های قبیله‌‌ای مرسوم بین اعراب باشد؟